وبگاه میدل ایست مانیتور در گزارشی تحقیقی نوشته که سپاه پاسداران جمهوری اسلامی اقدام به تاسیس «نیروهای نیابتی» جدیدی در جمهوری آذربایجان تحت عنوان «حسینیون» کرده است که شباهت زیادی با دیگر نیروهای نیابتی جمهوری اسلامی همچون «حزب‌الله» دارد.

حسینیون تمام ویژگی‌های اصلی دیگر نیروهای نیابتی شبه‌نظامی جمهوری اسلامی در منطقه، معروف به «محور مقاومت»، را به نمایش می‌گذارند. از جمله، کاربرد رنگ‌های زرد و سبز و تفنگی که در مشتی فشرده شده در پرچم آن است.

اگرچه جمهوری اسلامی همیشه به دنبال «صدور انقلاب» خود به آذربایجان بوده است، اما تابحال در این راستا موفقیت چندانی کسب نکرده است. به عنوان مثال، «حزب اسلامی آذربایجان»، که در سال 1991، یعنی سال استقلال آذربایجان از شوروی سابق تأسیس شد، تنها چهار سال دوام آورد، و پس از متهم شدن به دریافت تأمین مالی مخفیانه از سوی جمهوری اسلامی «با هدف سرنگونی دولت و تبدیل کشور به جمهوری اسلامی» منحل شد.

العربیه به نقل از این وبگاه نوشت؛ با این وجود، به گفته «میدل ایست مانیتور»، نیروهای قدس سپاه پاسداران از اوایل دهه نود میلادی در آذربایجان فعال بوده است. برخی از اعضای سابق «حزب اسلامی آذربایجان»، با استفاده از تسلیحات و کمک‌های مالی ایران، توانستند در سال 1993 «حزب‌الله آذری» را تشکیل دهند، که یک مرتبه حمله‌ای علیه سفارت آمریکا در باکو ترتیب داد.

در سال 2012، مقامات آذربایجانی 22 نفر از اعضای یک شبکه غیرقانونی تحت کنترل سپاه که را به «توطئه برای انجام حملات تروریستی علیه اهداف اسرائیلی و غربی» متهم کردند.

گزارش نتیجه می‌گیرد که علاوه بر عراق، که کشوری با اکثریت جمعیت شیعه است، جمهوری آذربایجان در باب «مداخلات جمهوری اسلامی» جایگاهی منحصر به فرد دارد. بدین ترتیب، «تحریکات»ی که تهران از سوی باکو حس می‌کند، اگرچه ممکن است به «درگیری متعارف» منجر نشود، اما ظهور حسینیون نشان می‌دهد که جمهوری اسلامی از طریق «روش‌های نامتعارف» گزینه‌هایی برای مقابله با دشمنان خود در قفقاز دارد.

مقاله قبلیجیمز باند و فروش ۳۰۰ میلیون دلاری در دنیا
مقاله بعدیروزی که تیر دروازه منجی تیم ملی کره جنوبی شد
مسعود نوری جاوید
مسعود نوری جاوید، نامی آشنا برای آن دسته از مخاطبان خبر که در میان هیاهوی پروپاگاندای رسمی، به دنبال رگه‌هایی از واقعیت می‌گردند. او از معدود روزنامه‌نگارانی است که کار خود را نه در ستایش قدرت، بلکه در به چالش کشیدن آن تعریف کرده است. کارنامه او، روایتی است از تلاش برای شکستن سکوت و تاباندن نور بر تاریک‌خانه‌هایی که صاحبان قدرت و ثروت، پنهان ماندنشان را حیاتی می‌دانند. افشای فساد سیستماتیک: نوری جاوید با شجاعت به سراغ پرونده‌هایی رفت که خط قرمز بسیاری محسوب می‌شد؛ از اختلاس‌های صورت‌گرفته در نهادهای شبه‌دولتی و بنیادها تا رانت‌خواری‌های گسترده در پروژه‌های عمرانی و واگذاری‌های غیرشفاف. گزارش‌های مستند او، که اغلب با تکیه بر اسناد درزکرده و منابع داخلی تهیه شده، بارها لایه‌هایی از فساد سازمان‌یافته در بدنه حاکمیت را آشکار کرده است. در حالی که رسانه‌های حکومتی مشغول تولید روایت‌های رسمی از "پیشرفت" و "ثبات" هستند، دوربین و قلم مسعود نوری جاوید به سراغ قربانیان واقعی این سیاست‌ها رفته است. گزارش‌های میدانی او از اعتراضات کارگری، تجمعات مال‌باختگان، بحران آب در خوزستان و سیستان، و وضعیت کولبران در کردستان، صدای کسانی شد که دستگاه تبلیغاتی نظام همواره در تلاش برای خاموش کردنشان بوده است. او با فاصله گرفتن از خبرهای رسمی و جهت‌دار، به ثبت و ضبط روایت‌های شهروندانی پرداخت که قربانی سرکوب سیستماتیک شده‌اند. تهیه گزارش از وضعیت خانواده‌های زندانیان سیاسی، فشارهای امنیتی بر فعالان مدنی و دانشجویان، و محدودیت‌های اعمال‌شده بر اقلیت‌های دینی و قومی، بخش مهمی از کارنامه او را تشکیل می‌دهد. این مسیر، اما، بدون هزینه نبوده است. مسعود نوری جاوید بارها طعم تهدید را چشیده است. او نماد روزنامه‌نگاری است که امنیت و آسایش شخصی را فدای رسالت آگاهی‌بخشی کرده است. کارنامه مسعود نوری جاوید، تنها یک رزومه کاری نیست؛ بلکه سندی است از مقاومت روزنامه‌نگاری مستقل در یکی از بسته‌ترین فضاهای رسانه‌ای جهان. او به ما یادآوری می‌کند که حتی در دل تاریکی، همیشه هستند کسانی که با شجاعت، مسئولیت روشنگری را بر دوش می‌کشند و اجازه نمی‌دهند روایت حقیقت، در انحصار ماشین پروپاگاندای حکومتی باقی بماند.