معمر الاریانی وزیر اطلاع رسانی دولت قانونی یمن فاش ساخت که حسن ایرلو، سفیر جمهوری اسلامی نزد شبه‌نطامیان حوثی، و عضو نیروی سپاه قدس، شخصا بر اردوگاه های تابستانی حوثی ها نظارت می کند.

این پروژه نظامی «سربازگیری از کودکان» که تحت عنوان اردوهای تابستانی در اطراف شهر صنعا در حال اجرا است، و یکی از مهمترین برنامه های مشترک نیروی سپاه قدس جمهوری اسلامی و شبه‌نظامیان حوثی برای آماده کردن ده ها هزار کودک جهت تأمین نیروی انسانی جبهه‌های جنگ به حساب می آید.

الاریانی روز جمعه در اظهاراتی در حساب توئیتری خود توضیح داد که «شبه نظامیان حوثی، کودکان یمنی را به این ارودگاه‌ها می کشند، آنها را شستشوی مغزی می دهند و با آموزش نفرت انگیز فرهنگ «فرقه‌گرائی مذهبی» مملو از مرگ و دشمنی وارد شده از جمهوری اسلامی، آنها را به جبهه های جنگ می فرستند تا طرح توسعه طلبانه نظام ولی فقیه در منطقه را تغذیه کنند.»

او با انتشار یکی از ویدیوهای منتشر شده از این اردوگاه های آموزشی، از شهروندان یمنی در مناطق تحت سیطره حوثی‌ها خواست نسبت به این پروژه خطرناک فرقه گرائی سپاه، که سرزمین و هویت انسان یمنی در حال و آینده را هدف قرار می دهد، آگاه باشند.

الاریانی تأکید کرد که حوثی‌ها «ابزاری بیش در دست سپاه قدس نیستند که نظام ولی فقیه از طریق آنها می کوشد هرج و مرج و تروریسم را در یمن و منطقه گسترش دهد و آنها را در چارچوب طرح های اربابان خود در تهران به خدمت بگیرند.»

العربیه نوشت؛ در این راستا، فعالان یمنی بر روی شبکه های اجتماعی با راه‌اندازی کمپینی با هشتگ «#الحوثي_يفخخ_الطفولة (حوثی‌ها بر کودکان کمربند انتحاری می‌بندند)» درباره این اردوهای تابستانی هشدار دادند.

یکی از فعالان به نام رشا صوفی در این باره نوشته:«چرا فرزندت را تحویل اردوهای حوثی قرار می دهی؟ این یعنی اینکه یک تروریست و بمب ساعتی در داخل منزلت پرورش دادی که از تو سرپیچی خواهد کرد و بر تو حمله خواهد کرد زیرا اعتقاد شما با افکار گمراه شده او متفاوت است».

یک فعال دیگر بنام دکتر محمد جمیح نوشته:«عبدالملک حوثی از کودکان می خواهد به جبهه ها بروند تا “شهید” شوند در حالی‌که او این سخنرانی‌اش را فقط از پشت دوربین‌های تلویزیونی ایراد می‌کند تا کودکان یمن را به جبهه های مرگ بفرستد، اما خود و خانواده اش در لذت ثروت و قدرت کشور غرق شده اند».

محمد جمیح پرسیده: «چرا عبدالملک حوثی از حفره خود بیرون نمی‌آید و به جبهه ها نمی رود تا الگوی دیگران باشد و به “شهادتی” که به دیگران وعده می دهد، برسد؟».

مقاله قبلیننگی به نام « پانزدهم خرداد ۱۳۴۲ خورشیدی»! بقلم بانو محترم مومنی روحی
مقاله بعدیهفته آینده فیلمبرداری «ایندیانا جونز ۵» کلید می‌خورد
مسعود نوری جاوید
مسعود نوری جاوید، نامی آشنا برای آن دسته از مخاطبان خبر که در میان هیاهوی پروپاگاندای رسمی، به دنبال رگه‌هایی از واقعیت می‌گردند. او از معدود روزنامه‌نگارانی است که کار خود را نه در ستایش قدرت، بلکه در به چالش کشیدن آن تعریف کرده است. کارنامه او، روایتی است از تلاش برای شکستن سکوت و تاباندن نور بر تاریک‌خانه‌هایی که صاحبان قدرت و ثروت، پنهان ماندنشان را حیاتی می‌دانند. افشای فساد سیستماتیک: نوری جاوید با شجاعت به سراغ پرونده‌هایی رفت که خط قرمز بسیاری محسوب می‌شد؛ از اختلاس‌های صورت‌گرفته در نهادهای شبه‌دولتی و بنیادها تا رانت‌خواری‌های گسترده در پروژه‌های عمرانی و واگذاری‌های غیرشفاف. گزارش‌های مستند او، که اغلب با تکیه بر اسناد درزکرده و منابع داخلی تهیه شده، بارها لایه‌هایی از فساد سازمان‌یافته در بدنه حاکمیت را آشکار کرده است. در حالی که رسانه‌های حکومتی مشغول تولید روایت‌های رسمی از "پیشرفت" و "ثبات" هستند، دوربین و قلم مسعود نوری جاوید به سراغ قربانیان واقعی این سیاست‌ها رفته است. گزارش‌های میدانی او از اعتراضات کارگری، تجمعات مال‌باختگان، بحران آب در خوزستان و سیستان، و وضعیت کولبران در کردستان، صدای کسانی شد که دستگاه تبلیغاتی نظام همواره در تلاش برای خاموش کردنشان بوده است. او با فاصله گرفتن از خبرهای رسمی و جهت‌دار، به ثبت و ضبط روایت‌های شهروندانی پرداخت که قربانی سرکوب سیستماتیک شده‌اند. تهیه گزارش از وضعیت خانواده‌های زندانیان سیاسی، فشارهای امنیتی بر فعالان مدنی و دانشجویان، و محدودیت‌های اعمال‌شده بر اقلیت‌های دینی و قومی، بخش مهمی از کارنامه او را تشکیل می‌دهد. این مسیر، اما، بدون هزینه نبوده است. مسعود نوری جاوید بارها طعم تهدید را چشیده است. او نماد روزنامه‌نگاری است که امنیت و آسایش شخصی را فدای رسالت آگاهی‌بخشی کرده است. کارنامه مسعود نوری جاوید، تنها یک رزومه کاری نیست؛ بلکه سندی است از مقاومت روزنامه‌نگاری مستقل در یکی از بسته‌ترین فضاهای رسانه‌ای جهان. او به ما یادآوری می‌کند که حتی در دل تاریکی، همیشه هستند کسانی که با شجاعت، مسئولیت روشنگری را بر دوش می‌کشند و اجازه نمی‌دهند روایت حقیقت، در انحصار ماشین پروپاگاندای حکومتی باقی بماند.