دادگاه بین المللی ویژه لبنان روز جمعه 11 دسامبر طی حکمی سلیم جمیل عیاش یکی از اعضای شبه نظامیان حزب الله را به جرم توطئه در ترور رفیق حریری نخست وزیر پیشین لبنان در بمب گذاری سال 2005 به 5 بار حبس ابد محکوم کرد.

سلیم جمیل عیاش در ماه اوت گذشته به جرم قتل و اقدام تروریستی در ارتباط با ترور حریری و 21 نفر دیگر محکوم شد.

گفتنی است که این محاکمه به شکل غیابی انجام گرفت و نامبرده همچنان آزاد است و 5 بار حبس اید به شکلی همزمان در مورد عیاش به مورد اجرا گذاشته خواهد شد.

قابل ذکر است که دادستان‌ها در جلسه دادرسی در ماه نوامبر گفتند که «حبس ابد تنها مجازات مناسب برای سلیم عیاش است»، با توجه به اینکه موضوع مربوط به «خطرناکترین حمله تروریستی در خاک لبنان است.»
دادستان‌ها همچنین خواهان مصادره دارایی‌های عیاش شدند.

رفیق حریری قبل از استعفا در اکتبر 2004 نخست وزیر لبنان بود اما در فوریه 2005 با عملیات یک بمب گذار انتحاری درمنفجر کردن وانت پر از مواد منفجره هنگام عبور کاروان ضد گلوله خود، به همراه 21 نفر دیگر کشته شد و 226 نفر نیز زخمی شدند.

قابل توجه است که در تاریخ 18 آگوست گذشته، در پایان یک دادگاه شش ساله، قضات به این جمع بندی رسیدند که «شواهد کافی وجود دارد که نشان می‌دهد عیاش در قلب شبکه ای از کاربران تلفن همراه بوده است که تماس‌های حریری را در ماه‌های قبل از ترور، شنود کرده بودند.»

العربیه نوشت؛ دراین حکم آمده است که عیاش بدون هیچ شک و شبهه منطقی در هر پنج مورد اتهام، محکوم است که همان توطئه به هدف اقدام تروریستی، اجرای این اقدام با استفاده از مواد منفجره، قتل عمد حریری با استفاده از مواد منفجره در کنار قتل 21 نفر دیگر با استفاده از این مواد و سوء قصد به جان 226 نفر دیگر با استفاده از همین مواد منفجره است.

رفیق بهاءالدین حریری (ابو بهاء) متولد ۱ نوامبر ۱۹۴۴ – درگذشته ۱۴ فوریه ۲۰۰۵، سیاست‌مدار، نخست‌وزیر و فعال اقتصادی لبنانی بود. وی طی دو دوره بین سال‌های ۱۹۹۲ تا ۱۹۹۸ و ۲۰۰۰ تا استعفایش در ۲۰ اکتبر ۲۰۰۴ نخست‌وزیر لبنان بود. او رهبری پنج کابینه در دولت لبنان را طی دوران مسئولیتش بر عهده داشت. حریری نقش کلیدی در بازسازی بیروت ایفا کرد.

حریری در ۱۴ فوریه ۲۰۰۵ توسط افراد ناشناس ترور شد. بر اثر این حادثه سازمان ملل تحقیقاتی پیرامون قتل وی را تحت عنوان دادگاه ویژه برای لبنان آغاز کرد و در دو گزارش نخست، به احتمال نقش دولت سوریه در این ترور اشاره نمود. ترور حریری تغییرات سیاسی بسیاری را در لبنان رقم زد و به رشته اتفاقاتی منتهی شد که وقوع انقلاب سدر و خروج نیروهای سوری از لبنان را در پی داشت.

مقاله قبلینگرانی آمریکا از تحرکات ایذایی شبه‌نظامیان نیابتی جمهوری اسلامی در عراق
مقاله بعدیآمریکا مجوز استفاده اضطراری از واکسن فایزر-‌بیون‌تک را صادر کرد
مسعود نوری جاوید
مسعود نوری جاوید، نامی آشنا برای آن دسته از مخاطبان خبر که در میان هیاهوی پروپاگاندای رسمی، به دنبال رگه‌هایی از واقعیت می‌گردند. او از معدود روزنامه‌نگارانی است که کار خود را نه در ستایش قدرت، بلکه در به چالش کشیدن آن تعریف کرده است. کارنامه او، روایتی است از تلاش برای شکستن سکوت و تاباندن نور بر تاریک‌خانه‌هایی که صاحبان قدرت و ثروت، پنهان ماندنشان را حیاتی می‌دانند. افشای فساد سیستماتیک: نوری جاوید با شجاعت به سراغ پرونده‌هایی رفت که خط قرمز بسیاری محسوب می‌شد؛ از اختلاس‌های صورت‌گرفته در نهادهای شبه‌دولتی و بنیادها تا رانت‌خواری‌های گسترده در پروژه‌های عمرانی و واگذاری‌های غیرشفاف. گزارش‌های مستند او، که اغلب با تکیه بر اسناد درزکرده و منابع داخلی تهیه شده، بارها لایه‌هایی از فساد سازمان‌یافته در بدنه حاکمیت را آشکار کرده است. در حالی که رسانه‌های حکومتی مشغول تولید روایت‌های رسمی از "پیشرفت" و "ثبات" هستند، دوربین و قلم مسعود نوری جاوید به سراغ قربانیان واقعی این سیاست‌ها رفته است. گزارش‌های میدانی او از اعتراضات کارگری، تجمعات مال‌باختگان، بحران آب در خوزستان و سیستان، و وضعیت کولبران در کردستان، صدای کسانی شد که دستگاه تبلیغاتی نظام همواره در تلاش برای خاموش کردنشان بوده است. او با فاصله گرفتن از خبرهای رسمی و جهت‌دار، به ثبت و ضبط روایت‌های شهروندانی پرداخت که قربانی سرکوب سیستماتیک شده‌اند. تهیه گزارش از وضعیت خانواده‌های زندانیان سیاسی، فشارهای امنیتی بر فعالان مدنی و دانشجویان، و محدودیت‌های اعمال‌شده بر اقلیت‌های دینی و قومی، بخش مهمی از کارنامه او را تشکیل می‌دهد. این مسیر، اما، بدون هزینه نبوده است. مسعود نوری جاوید بارها طعم تهدید را چشیده است. او نماد روزنامه‌نگاری است که امنیت و آسایش شخصی را فدای رسالت آگاهی‌بخشی کرده است. کارنامه مسعود نوری جاوید، تنها یک رزومه کاری نیست؛ بلکه سندی است از مقاومت روزنامه‌نگاری مستقل در یکی از بسته‌ترین فضاهای رسانه‌ای جهان. او به ما یادآوری می‌کند که حتی در دل تاریکی، همیشه هستند کسانی که با شجاعت، مسئولیت روشنگری را بر دوش می‌کشند و اجازه نمی‌دهند روایت حقیقت، در انحصار ماشین پروپاگاندای حکومتی باقی بماند.