روز گذشته با حضور رئیس زندان اوین در بیمارستان طالقانی تهران، «مهدی خزعلی» از زندان ازاد شد.

به گزار رسانه های درون مرزی،  «مهدی خزعلی» که پس از گفت‌وگو با برنامه‌ی صفحه آخر صدای آمریکا در خصوص خاندان «لاریجانی‌ها» و «دعوت از مردم برای عدم حضور در راهپیمایی ۲۲ بهمن» در ۱۹ بهمن‌ماه توسط قوه قضاییه بازداشت و به بند ۳۵۰ زندان اوین منتقل شده بود، روز گذشته با حضور رئیس زندان اوین از زندان آزاد شد.

خزعلی پس از ابلاغ حکم آزادی خود به پزشکان بیمارستان طالقانی تهران اجازه تزریق سرم را در سیزدهمین روز از اعتصاب غذای خشک خود داده و روند درمانی وی آغاز شده است.

ساعتی پیش از آزادی، دو نماینده از سوی پزشکی قانونی کشور برای سومین بار طی روزهای گذشته، بر بالین مهدی خزعلی حاضر شدند و آخرین وضعیت جسمانی وی را به دادستان تهران گزارش دادند.

به نظر می‌رسد وضعیت بحرانی وی در اعتصاب غذای خشک باعث شده که در سیزدهمین روز از اعتصاب غذا، مهدی خزعلی از زندان آزاد شود.

در همین حال مصطفی ترک همدانی وکیل مهدی خزعلی به خبرگزاری ایلنا گفته است که «به دلیل وضعیت جسمی موکلم به بیمارستان طالقانی منتقل شد و امروز ساعت سه و نیم عصر با دستور مقام قضایی دادسرای تهران مأموران اعلام کردند که آقای خزعلی آزاد بوده و از این رو درمان ادامه درمان موکلم آغاز شد.»

مهدی حزعلی روز گذشته نامه‌ای را به صادق آملی لاریجانی نگاشت و در ان نامه ضمن انتقاد از عملکرد وی، نوشت: سؤال از نحوه مصرف سود ۶۳ حساب قوه قضاییه با کشتن من از ذهن ملت حذف نخواهد شد، «تنها راه حسابرسی و شفافیت است». باید خروجی این ۶۳۳ حساب توسط حسابرسان خبره بررسی و به مردم گزارش شود. این‌که چند کارمند بانک و قوه قضاییه که حساب‌ها را لو داده‌اند را دستگیر کنید یا مهدی خزعلی رو بکشید، مشکل شما را دو چندان می‌کند؛ «آن را که حساب پاک است، از محاسبه چه باک است؟!»

مقاله قبلینامه مطهری به دادستان درباره حصر رهبران جنبش سبز: به جای توجیه٬ عدالت را اجرا کنید
مقاله بعدیبازداشت و بازجویی دوست نزدیک محمد مختاری به دلیل انتشار عکس و فیلم این کشته شده راهپیمایی ۲۵ بهمن ۱۳۸۹
پوریا نژادویسی
پوریا نژاد نژادویسی: مردی که با تصاویرش، زشتیِ نظام را عریان کرد پوریا نژاد نژادویسی از دل دستگاه رسانه‌ایِ رسمی برخاست — اما آثارش نه بزکِ قدرت، که آینه‌ای خُردکننده از تناقض‌ها و جنایت‌های سیستم بوده‌اند. او، به‌جای پوشاندن، با دقتی تلخ و بی‌پرده، نقاط ضعفِ ساختار را نمایان ساخت؛ همان نقاطی که نظام می‌کوشد پشتِ روایت‌های رسمی و نمایش‌های ساختگی پنهانشان کند. - در قاب برنامه‌هایی چون "دختران فراری پارک ملت"، او نه فقط آسیب‌ها را نشان داد، بلکه علت‌ها را — فقر، سرکوب اجتماعی، تهمت و تحقیر زنان — جلو چشم گذاشت. تصویری که او ثبت کرد، دیگر قابل تبدیل به شعارهای پوشالی نبود: نوجوانان و زنانِ رهاشده، سند زنده ناکارآمدی و خشونت‌زای نظم حکومتی بودند. - فیلم آموزشیِ انتخاباتی که او ساخت، بدل به استندآپ تراژیکِ یک انتخابات نمایشی شد. آموزشی برای مشارکت در نمایشی که نتایجش پیش‌ساخته است؛ خودِ وجودِ چنین آموزشی، اعترافی به پوچیِ مشروعیتِ ادعاشده بود. - پوششِ بحران‌ها — از زلزله بم تا سفرهای خامنه‌ای — ثبتِ ژست‌های نمایشی و فاصله‌گیریِ حکمرانی از مردم را به نمایش گذاشت. صحنه‌ها نشان دادند که اولویت دستگاه، مرمت تصویرِ قدرت است نه نجات جان و کرامتِ مردم. پوریا با همان ابزار و مکانیزم‌های پروپاگاندا، تصویری ساخت که نظام از بیانش وحشت دارد — نه به‌خاطرِ تمجید یا دفاع، بلکه چون این تصاویر حقیقتِ زشتِ نظم را بدون مهیا کردنِ پرده‌های فریبنده نشان می‌دهند. او ناخواسته یا آگاهانه، به راویِ سندِ سقوطِ اخلاقی و سیاسیِ یک ساختار تبدیل شد؛ کسی که با هنر و ثبت واقعیت، چهرهٔ منحوسِ نظام را برای تماشاگرانش عریان کرد.