با جدا شدن مت اسمیت از مجموعه تلویزیونی “دکتر هو” پیتر کاپالدی به عنوان دوازدهمین بازیگر نقش دکتر جلوی دوربین خواهد رفت.

به گزارش  مهر به نقل از هالیوود ریپورتر، عصر دیروز در برنامه ویژه بی بی سی وان اعلام شد که پیتر کاپالدی، جدیدترین عضو سریال “دکتر هو” خواهد بود. او قرارست به جای مت اسمیت بازیگری کا تا امروز نقش اصلی این سریال را بازی می‌کرد به این سریال علمی تخیلی ملحق شود.

این خبر با هیاهیوی بالایی از شبکه‌های بی بی سی وان و بی بی سی آمریکا اعلام شد و هر دو شبکه یک برنامه یک ساعته را به اعلام این خبر اختصاص دادند.

مت اسمیت که قبل از اعلام رسمی این خبر با تماشاچیان صحبت می‌کرد، گفت: اگر خودم می‌خواستم کسی را انتخاب کنم حتما پیتر کاپالدی را به جای خودم انتخاب می‌کردم. خیلی هیجان زده‌ام چون می دانم چه چیزی در راه است و می‌دانم که او موفق می شود.

کاپالدی که بیشتر به خاطر ایفای نقشش در سریال آرماندو ایانوچی یعنی “The Thick of It” در نقش یک مامور ارتباطات دولتی با نام مالکوم تاکر شناخته می‌شود، مدتی بود که برای نقش دکتر هو در نظر گرفته شده بود.

Doctor-who-logo-nine

استخدام او در این نقش، این سریال را بیشتر به سمت قسمت های کلاسیک “دکتر هو” می‌برد و یادآور نقش هایی خواهد بود که توسط بازیگرانی مانند تام بیکر و پیتر دیویسون اجرا شدند.

در جدیدترین سری از مجموعه تلویزیونی “دکتر هو” که از سال 2005 شروع شد، ابتدا کریستوفر اکلستون در این نقش به کار گرفته شد و در ادامه از بازیگرانی جوانتر مانند دیوید تننت و مت اسمیت استفاده شد.

کاپالدی 55 ساله برای فیلمنامه‌نویسی و کارگردانی فیلم کوتاه “این یک زندگی فوق‌العاده است” در سال 1993 برنده جایزه اسکار شد. “در حلقه”، “جنگ جهانی زد” و فیلم جدید جولیان آسانژ با نام “حالت پنجم” جزو مهم‌ترین عنوان‌های فیلم‌هایی است که وی در آنها ظاهر شده و “ساعت”، “تورچوود” و “اسکینز” از اجراهای تلویزیونی او به شمار می روند.

کاپالدی همچنین در گذشته با سریال “دکتر هو” رابطه داشت و در سال 1974، زمانی که او تنها 15 سال سن داشت نامه‌ای با محتوای علاقه بسیارش نسبت به این سریال نوشت که در رادیو تایمز خوانده شد. او همچنین در یکی از اپیزودهای سال 2008 سریال در کنار “دکتر هو” با بازی دیوید تننت ظاهر شد.

مجموعه تلویزیونی “دکتر هو” که بنگاه خبری بریتانیا، بنگاه خبری کانادا و کانال علمی-فنی تهیه کنندگی آن را برعهده داشته‌اند، اولین بار در تاریخ ٢٣ نوامبر ۱۹۶۳ در تلویزیون به نمایش درآمد و به تدریج در بسیاری از کشورهای دیگر هم پخش شد. این مجموعه که جوایز متعددی در طی این سال ها دریافت کرده، ماجرای مسافری است به نام دکتر هو که با ماشین زمان خود به نام تاردیس مسافرت می کند و با ماجراهای عجیبی روبه رو می شود.

مقاله قبلیاتان هاوک در یک اثر شکسپیری دیگر ظاهر می‌شود..
مقاله بعدیجورج کلونی سرمایه‌گذار شرکت سونی را به باد انتقاد گرفت..
مسعود نوری جاوید
مسعود نوری جاوید، نامی آشنا برای آن دسته از مخاطبان خبر که در میان هیاهوی پروپاگاندای رسمی، به دنبال رگه‌هایی از واقعیت می‌گردند. او از معدود روزنامه‌نگارانی است که کار خود را نه در ستایش قدرت، بلکه در به چالش کشیدن آن تعریف کرده است. کارنامه او، روایتی است از تلاش برای شکستن سکوت و تاباندن نور بر تاریک‌خانه‌هایی که صاحبان قدرت و ثروت، پنهان ماندنشان را حیاتی می‌دانند. افشای فساد سیستماتیک: نوری جاوید با شجاعت به سراغ پرونده‌هایی رفت که خط قرمز بسیاری محسوب می‌شد؛ از اختلاس‌های صورت‌گرفته در نهادهای شبه‌دولتی و بنیادها تا رانت‌خواری‌های گسترده در پروژه‌های عمرانی و واگذاری‌های غیرشفاف. گزارش‌های مستند او، که اغلب با تکیه بر اسناد درزکرده و منابع داخلی تهیه شده، بارها لایه‌هایی از فساد سازمان‌یافته در بدنه حاکمیت را آشکار کرده است. در حالی که رسانه‌های حکومتی مشغول تولید روایت‌های رسمی از "پیشرفت" و "ثبات" هستند، دوربین و قلم مسعود نوری جاوید به سراغ قربانیان واقعی این سیاست‌ها رفته است. گزارش‌های میدانی او از اعتراضات کارگری، تجمعات مال‌باختگان، بحران آب در خوزستان و سیستان، و وضعیت کولبران در کردستان، صدای کسانی شد که دستگاه تبلیغاتی نظام همواره در تلاش برای خاموش کردنشان بوده است. او با فاصله گرفتن از خبرهای رسمی و جهت‌دار، به ثبت و ضبط روایت‌های شهروندانی پرداخت که قربانی سرکوب سیستماتیک شده‌اند. تهیه گزارش از وضعیت خانواده‌های زندانیان سیاسی، فشارهای امنیتی بر فعالان مدنی و دانشجویان، و محدودیت‌های اعمال‌شده بر اقلیت‌های دینی و قومی، بخش مهمی از کارنامه او را تشکیل می‌دهد. این مسیر، اما، بدون هزینه نبوده است. مسعود نوری جاوید بارها طعم تهدید را چشیده است. او نماد روزنامه‌نگاری است که امنیت و آسایش شخصی را فدای رسالت آگاهی‌بخشی کرده است. کارنامه مسعود نوری جاوید، تنها یک رزومه کاری نیست؛ بلکه سندی است از مقاومت روزنامه‌نگاری مستقل در یکی از بسته‌ترین فضاهای رسانه‌ای جهان. او به ما یادآوری می‌کند که حتی در دل تاریکی، همیشه هستند کسانی که با شجاعت، مسئولیت روشنگری را بر دوش می‌کشند و اجازه نمی‌دهند روایت حقیقت، در انحصار ماشین پروپاگاندای حکومتی باقی بماند.