وکلا و فعالان زندانی حقوق دراویش در نامه ای به دادستان تهران، اعتراض خود به دستور الزام به استفاده از لباس فرم زندانیان و دستبند و پابند در اعزام به مراکز درمانی را اعلام کردند.

 فعالان حقوق و وکلای زندانی دراویش اعتراض خود را نسبت به دستور الزام به استفاده از لباس فرم زندانیان و دستبند و پابند در اعزام به مراکز درمانی را طی نامه ای به دادستان تهران، آقای جعفری دولت آبادی اعلام کردند.

در این نامه به حرکت تبعیض آمیز مقامات در نحوه اعزام زندانیان سیاسی – عقیدتی به مراکز درمانی و عناد با اهل دل اشاره شده و آمده است: «خلاف رسم متداول، مقرر کرده اند که برای پیگیری روند درمانمان، جامه زندانیان بر ما درویشان بپوشانند و زنجیر بر دست و پایمان زنند و آنگاه نزد طبیب برند.

تاکنون بارها گفتنی ها را با قول لیّن و زبان قانون به آمران و ماموران گفته ایم و راه گفت و گو با سعه صدر را برگزیدیم اما گویا این روش کارگر نمی افتد و برخی آمران مامور از سر سیرت و اقتضای طبیعت راه عناد با اهل دل را برگزیده و به دیده استحقار در طایفه درویشان نظر می کنند.

حکم راندن بر غل و زنجیر درویشان محبوس و لباس زندان برآنها پوشاندن، افتخار نیست و حاصلی جز بی آبرویی نخواهد داشت.»

به گزارش خبرنامه ملی ایرانیان از مجذوبان نور، در ادامه این نامه، دراویش زندانی به قصد خود برای اعتصاب غذا اشاره و توضیح دادند: «ما دراویش زندانی قصد بر اعتصاب غذا داشتیم و داریم و همانطور که درویش ستیزان به جان ما و سلامت ما اهمیت نمی دهند ما هم در راه هدفمان به آب و نان اهمیت نمی دهیم چرا که:

قوت جبرئیل از مطبخ نبود بود از الطاف آن رب ودود

اما به توصیه دوستان فعلا از اعتصاب غذا منصرف شده ایم تا ببینیم خدا چه می خواهد و چه خواهد کرد.»

بر اساس این گزارش، در این نامه همچنین به مسئولیت عواقب ناگوار این موضوع اشاره و آمده است:

«تا آن زمان که این دستور لغو نگردد از رفتن به مراکز درمانی خودداری می کنیم و مسلماً مسئولیت عواقب ناگوار و رنج بیشمار این موضوع بر عهده دستور دهندگان و مقامات ذی ربط خواهد بود. اگر ما ضعیفیم، پناهمان قوی است و پشتیبانی داریم که همه جهان در درست اوست و او همیشه مراقب ماست … . به حکم آیه شریفه «إِنَّمَا أَشْكُو بَثِّي وَحُزْنِي إِلَى اللّه» غم و اندوه و رنج و ستم وارده را به درگاه حضرت دوست می بریم و از باب موعظه و تذکر می گوییم که:

آه دل درویش به سوهان ماند گر خود نبرد برنده را تیز کند

از این پس در انتظار می نشینیم و عواقب ناگوار آن را شاهد خواهیم بود.»

آقایان حمید رضا مرادی، مصطفی دانشجو، فرشید یداللهی، امیر اسلامی، افشین کرم‌پور، امید بهروزی و رضا انتصاری، علیرضا روشن و مصطفی عبدی از وکلای زندانی دراویش گنابادی و مدیران سایت خبری مجذوبان نور (پایگاه خبری دراویش گنابادی) و فعالان حقوق دراویش گنابادی هستند که در شهریور ماه سال ۹۰ در تهران و شیراز بازداشت شده ، و جمعا به بیش از ۶۰ سال زندان محکوم شدند.

گفتنی است از این میان آقای حمیدرضا مرادی مبتلا به بیماری قلبی و گرفتگی بالای عروق ناحیه پا بوده به طوری که پزشک معالج وی نسبت به از دست دادن پای وی هشدار جدی داده است، همچنین آقای مصطفی دانشجو از بیماری ریوی شدید رنج برده و نیاز به مراقبت های درمانی دارد، اما ماه هاست با وجود تایید پزشکی قانونی زندان برای اعزام به مراکز درمانی به دلیل الزام به پوشیدن لباس زندان و استفاده از دسبند و پابند از پیگیری روند درمان خود محروم ماندند.

مقاله قبلینسرین ستوده خواستار کور کردن چشم فتنه‌ی کشتار بهائیان شد
مقاله بعدیربط های نامربوط؛ نوشتاری از محمد نوری زاد
مسعود نوری جاوید
مسعود نوری جاوید، نامی آشنا برای آن دسته از مخاطبان خبر که در میان هیاهوی پروپاگاندای رسمی، به دنبال رگه‌هایی از واقعیت می‌گردند. او از معدود روزنامه‌نگارانی است که کار خود را نه در ستایش قدرت، بلکه در به چالش کشیدن آن تعریف کرده است. کارنامه او، روایتی است از تلاش برای شکستن سکوت و تاباندن نور بر تاریک‌خانه‌هایی که صاحبان قدرت و ثروت، پنهان ماندنشان را حیاتی می‌دانند. افشای فساد سیستماتیک: نوری جاوید با شجاعت به سراغ پرونده‌هایی رفت که خط قرمز بسیاری محسوب می‌شد؛ از اختلاس‌های صورت‌گرفته در نهادهای شبه‌دولتی و بنیادها تا رانت‌خواری‌های گسترده در پروژه‌های عمرانی و واگذاری‌های غیرشفاف. گزارش‌های مستند او، که اغلب با تکیه بر اسناد درزکرده و منابع داخلی تهیه شده، بارها لایه‌هایی از فساد سازمان‌یافته در بدنه حاکمیت را آشکار کرده است. در حالی که رسانه‌های حکومتی مشغول تولید روایت‌های رسمی از "پیشرفت" و "ثبات" هستند، دوربین و قلم مسعود نوری جاوید به سراغ قربانیان واقعی این سیاست‌ها رفته است. گزارش‌های میدانی او از اعتراضات کارگری، تجمعات مال‌باختگان، بحران آب در خوزستان و سیستان، و وضعیت کولبران در کردستان، صدای کسانی شد که دستگاه تبلیغاتی نظام همواره در تلاش برای خاموش کردنشان بوده است. او با فاصله گرفتن از خبرهای رسمی و جهت‌دار، به ثبت و ضبط روایت‌های شهروندانی پرداخت که قربانی سرکوب سیستماتیک شده‌اند. تهیه گزارش از وضعیت خانواده‌های زندانیان سیاسی، فشارهای امنیتی بر فعالان مدنی و دانشجویان، و محدودیت‌های اعمال‌شده بر اقلیت‌های دینی و قومی، بخش مهمی از کارنامه او را تشکیل می‌دهد. این مسیر، اما، بدون هزینه نبوده است. مسعود نوری جاوید بارها طعم تهدید را چشیده است. او نماد روزنامه‌نگاری است که امنیت و آسایش شخصی را فدای رسالت آگاهی‌بخشی کرده است. کارنامه مسعود نوری جاوید، تنها یک رزومه کاری نیست؛ بلکه سندی است از مقاومت روزنامه‌نگاری مستقل در یکی از بسته‌ترین فضاهای رسانه‌ای جهان. او به ما یادآوری می‌کند که حتی در دل تاریکی، همیشه هستند کسانی که با شجاعت، مسئولیت روشنگری را بر دوش می‌کشند و اجازه نمی‌دهند روایت حقیقت، در انحصار ماشین پروپاگاندای حکومتی باقی بماند.