در حالی که مراسم اسکار یکشنبه شب به سراغ درام برجسته کریستوفر نولان «اوپنهایمر» و فیلم پرفروش ۱.۴ میلیارد دلاری «باربی» گرتا گرویگ می‌رود و از آنها و فیلم‌هایی مانند آن‌ها تجلیل می‌کند، چهل و چهارمین دوره جوایز سالانه تمشک طلایی بر فیلم‌های کمتر دیده‌شده سال تمرکز دارد و به سراغ فیلم‌هایی مانند چهارمین فیلم «بی‌مصرف‌ها» و «وینی پو: خون و عسل» که اقتباس ترسناکی از داستان‌های وینی پوی کودکان است، می‌رود.

امسال «خون و عسل» عملاً جوایز رزی را درو کرد و برنده بدترین فیلم، کارگردانی و فیلمنامه (ریس فریک-واترفیلد)، زوج بازیگر فیلم (پو و پیگلت) و بازسازی یا دنباله شد. سیلوستر استالونه و مگان فاکس برای فیلم «بی‌مصرف‌های ۴» برنده جوایز بدترین بازیگر نقش مکمل شدند و فاکس برای «جانی و کلاید» جایزه بدترین بازیگر نقش اول زن را هم به خانه برد. جان وویت برای فیلم «رحمت» برنده بدترین بازیگر مرد شد.

تمشک طلایی، همچنین به فرن درشر رییس انجمن بازیگران جایزه ناجی را اهدا کرد و او را برای هدایت درخشان انجمن بازیگران از طریق اعتصاب طولانی ۲۰۲۳ با یک نتیجه موفقیت آمیز، شایسته این جایزه خواند.

جوایز تمشک طلایی یک مراسم جوایز پارودی است که سالانه از بدترین «شکست‌های سینمایی» تقدیر می‌کند. این مراسم طنز توسط فارغ‌التحصیلان فیلم دانشگاه کالیفرنیا، لس آنجلس و کهنه‌کارهای صنعت فیلم، جان جی‌بی ویلسون و مو مورفی تأسیس شده‌است، و برای چهار دهه پیش از مراسم اصلی آن، یعنی جوایز اسکار، برگزار می‌شود. اصطلاح تمشک در اینجا به معنای غیرقابل احترام آن استفاده شده‌است، یعنی «شیشکی بستن» ( blowing a raspberry). تندیس آن یک تمشک به اندازه یک توپ گلف است که روی یک حلقه فیلم سوپر ۸ میلیمتری طلایی رنگ‌آمیزی شده‌است، که ارزش تقریبی خیابانی حدود ۴٫۹۷ دلار دارد. بنیاد تمشک طلایی مدعی شده‌است که این جایزه «فیلمسازان سرشناس و بازیگران درجه یک را تشویق می‌کند تا عملکردهای بد خود را قبول کنند».

نخستین مراسم اهدای جوایز تمشک طلایی در ۳۱ مارس ۱۹۸۱ در شاه‌نشین اتاق نشیمن جان جی‌بی ویلسون در هالیوود برگزار شد تا از بدترین فیلم‌های ۱۹۸۰ تقدیر شود. تا به امروز، سیلوستر استالونه با ۱۰ جایزه، پر جایزه‌ترین بازیگر تاریخ در این مراسم است.

مقاله قبلیاعلام آمادگی جمهوری اسلامی برای بازگشت به برجام
مقاله بعدیپرسشی از « ضحاکعلی »! بقلم بانو محترم مومنی روحی
مسعود نوری جاوید
مسعود نوری جاوید، نامی آشنا برای آن دسته از مخاطبان خبر که در میان هیاهوی پروپاگاندای رسمی، به دنبال رگه‌هایی از واقعیت می‌گردند. او از معدود روزنامه‌نگارانی است که کار خود را نه در ستایش قدرت، بلکه در به چالش کشیدن آن تعریف کرده است. کارنامه او، روایتی است از تلاش برای شکستن سکوت و تاباندن نور بر تاریک‌خانه‌هایی که صاحبان قدرت و ثروت، پنهان ماندنشان را حیاتی می‌دانند. افشای فساد سیستماتیک: نوری جاوید با شجاعت به سراغ پرونده‌هایی رفت که خط قرمز بسیاری محسوب می‌شد؛ از اختلاس‌های صورت‌گرفته در نهادهای شبه‌دولتی و بنیادها تا رانت‌خواری‌های گسترده در پروژه‌های عمرانی و واگذاری‌های غیرشفاف. گزارش‌های مستند او، که اغلب با تکیه بر اسناد درزکرده و منابع داخلی تهیه شده، بارها لایه‌هایی از فساد سازمان‌یافته در بدنه حاکمیت را آشکار کرده است. در حالی که رسانه‌های حکومتی مشغول تولید روایت‌های رسمی از "پیشرفت" و "ثبات" هستند، دوربین و قلم مسعود نوری جاوید به سراغ قربانیان واقعی این سیاست‌ها رفته است. گزارش‌های میدانی او از اعتراضات کارگری، تجمعات مال‌باختگان، بحران آب در خوزستان و سیستان، و وضعیت کولبران در کردستان، صدای کسانی شد که دستگاه تبلیغاتی نظام همواره در تلاش برای خاموش کردنشان بوده است. او با فاصله گرفتن از خبرهای رسمی و جهت‌دار، به ثبت و ضبط روایت‌های شهروندانی پرداخت که قربانی سرکوب سیستماتیک شده‌اند. تهیه گزارش از وضعیت خانواده‌های زندانیان سیاسی، فشارهای امنیتی بر فعالان مدنی و دانشجویان، و محدودیت‌های اعمال‌شده بر اقلیت‌های دینی و قومی، بخش مهمی از کارنامه او را تشکیل می‌دهد. این مسیر، اما، بدون هزینه نبوده است. مسعود نوری جاوید بارها طعم تهدید را چشیده است. او نماد روزنامه‌نگاری است که امنیت و آسایش شخصی را فدای رسالت آگاهی‌بخشی کرده است. کارنامه مسعود نوری جاوید، تنها یک رزومه کاری نیست؛ بلکه سندی است از مقاومت روزنامه‌نگاری مستقل در یکی از بسته‌ترین فضاهای رسانه‌ای جهان. او به ما یادآوری می‌کند که حتی در دل تاریکی، همیشه هستند کسانی که با شجاعت، مسئولیت روشنگری را بر دوش می‌کشند و اجازه نمی‌دهند روایت حقیقت، در انحصار ماشین پروپاگاندای حکومتی باقی بماند.