مردم ایران با مهندسی افکار عمومی که از سوی مقام‌های جمهوری اسلامی در جریان است٬ باید بین مشارکت در انتخابات و به قدرت رسیدن سعید جلیلی یکی را انتخاب کنند.

تحلیلی توسط سایت دیگربان بر انتخابات صورت گرفت که بدین قرار است:

در این سناریو٬ مقام‌های جمهوری اسلامی برای نخستین بار از یک روش قدیمی که همواره مورد استفاده در سیاست خارجی آنهاست٬ بهره برده‌اند.

آنها با تائید صلاحیت سعید جلیلی به عنوان نامزدی با دیدگاه‌ها و اعتقادات تند اسلامی٬ وی را در کنار سه نامزد معتدل محافظه‌کاران قرار داده‌اند.

در این سناریو٬ به تحریم‌کنندگان انتخابات این‌گونه القاء می‌شود که در صورت شرکت نکردن در انتخابات و انتخاب نامزدی معتدل٬ باید در انتظار پیروزی جلیلی و بسته‌تر شدن فضای جامعه در همه زمینه‌ها باشند.

سعید جلیلی در دو مناظره‌ای که به صورت زنده از تلویزیون پخش شده٬ به صراحت دیدگاه‌های تند اسلامی خود را بیان کرده که منجر به بروز نگرانی‌هایی میان تحریم‌کنندگان انتخابات شده است.

در صورتی که جمهوری اسلامی بتواند به اندازه کافی تحریم‌کنندگان انتخابات را از عواقب به قدرت رسیدن جلیلی بترساند٬ آن وقت باید در انتظار مشارکت بالا در انتخابات ریاست جمهوری آینده بود.

با نرخ مشارکت بالا٬ یکی از سه نامزد مورد نظر علی خامنه‌ای یعنی علی‌اکبر ولایتی٬ محمدباقر قالیباف و غلامعلی حداد عادل با رای بالایی به قدرت رسیده و اهداف وی نیز در این دوره از انتخابات تامین خواهد شد.

نرخ مشارکت بالا٬ انتخاب نامزدی معتدل از محافظه‌کاران (در برابر سعید جلیلی) و شکست دوباره اصلاح‌طلبان سه هدفی است که علی خامنه‌ای در پی تحقق آن است.

برای تحقق این اهداف علی خامنه‌‌ای و فرماندهان سپاه طی چند هفته گذشته بارها ادعا کرده‌اند نه‌ تنها در انتخابات دخالت نمی‌کنند٬ بلکه به نفع هیچ نامزدی نیز فعالیت نخواهند داشت.

آنها پس از رد صلاحیت هاشمی رفسنجانی و رحیم‌مشایی و اطمینان یافتن از پیروزی یکی از نامزد‌های محافظه‌کاران٬ این سیاست را اتخاذ کرده‌اند.

برخلاف انتخابات سال ۱۳۸۸ مقام‌های جمهوری اسلامی در این دوره از انتخابات دست به تقلب گسترده نخواهد زد٬ بلکه با مهندسی افکار عمومی تلاش خواهند کرد به اهداف مورد نظر خود برسند.

مقاله قبلیدیدگاههای نامزدهای انتخابات در دومین مناظره تلویزیونی آنها با موضوع “فرهنگ”!
مقاله بعدی۱۴ نکته درباره سعید جلیلی به روایت حزب‌الله
مسعود نوری جاوید
مسعود نوری جاوید، نامی آشنا برای آن دسته از مخاطبان خبر که در میان هیاهوی پروپاگاندای رسمی، به دنبال رگه‌هایی از واقعیت می‌گردند. او از معدود روزنامه‌نگارانی است که کار خود را نه در ستایش قدرت، بلکه در به چالش کشیدن آن تعریف کرده است. کارنامه او، روایتی است از تلاش برای شکستن سکوت و تاباندن نور بر تاریک‌خانه‌هایی که صاحبان قدرت و ثروت، پنهان ماندنشان را حیاتی می‌دانند. افشای فساد سیستماتیک: نوری جاوید با شجاعت به سراغ پرونده‌هایی رفت که خط قرمز بسیاری محسوب می‌شد؛ از اختلاس‌های صورت‌گرفته در نهادهای شبه‌دولتی و بنیادها تا رانت‌خواری‌های گسترده در پروژه‌های عمرانی و واگذاری‌های غیرشفاف. گزارش‌های مستند او، که اغلب با تکیه بر اسناد درزکرده و منابع داخلی تهیه شده، بارها لایه‌هایی از فساد سازمان‌یافته در بدنه حاکمیت را آشکار کرده است. در حالی که رسانه‌های حکومتی مشغول تولید روایت‌های رسمی از "پیشرفت" و "ثبات" هستند، دوربین و قلم مسعود نوری جاوید به سراغ قربانیان واقعی این سیاست‌ها رفته است. گزارش‌های میدانی او از اعتراضات کارگری، تجمعات مال‌باختگان، بحران آب در خوزستان و سیستان، و وضعیت کولبران در کردستان، صدای کسانی شد که دستگاه تبلیغاتی نظام همواره در تلاش برای خاموش کردنشان بوده است. او با فاصله گرفتن از خبرهای رسمی و جهت‌دار، به ثبت و ضبط روایت‌های شهروندانی پرداخت که قربانی سرکوب سیستماتیک شده‌اند. تهیه گزارش از وضعیت خانواده‌های زندانیان سیاسی، فشارهای امنیتی بر فعالان مدنی و دانشجویان، و محدودیت‌های اعمال‌شده بر اقلیت‌های دینی و قومی، بخش مهمی از کارنامه او را تشکیل می‌دهد. این مسیر، اما، بدون هزینه نبوده است. مسعود نوری جاوید بارها طعم تهدید را چشیده است. او نماد روزنامه‌نگاری است که امنیت و آسایش شخصی را فدای رسالت آگاهی‌بخشی کرده است. کارنامه مسعود نوری جاوید، تنها یک رزومه کاری نیست؛ بلکه سندی است از مقاومت روزنامه‌نگاری مستقل در یکی از بسته‌ترین فضاهای رسانه‌ای جهان. او به ما یادآوری می‌کند که حتی در دل تاریکی، همیشه هستند کسانی که با شجاعت، مسئولیت روشنگری را بر دوش می‌کشند و اجازه نمی‌دهند روایت حقیقت، در انحصار ماشین پروپاگاندای حکومتی باقی بماند.