جریان اصلاحات از همان روزهای اول و در اواسط سال 91 از افراد مختلفی اسم می برد که در میان آنها نام محمد رضا عارف معاول اول دولت خاتمی به عنوان شاخص ترین چهره مطرح بود.

با جدی تر شدن فضای انتخابات عارف کم کم فاصله خود را با دیگر کاندیداهای احتمال این جریان بیشتر کرد و به عنوان کاندیدای برجسته اصلاح طلبی وارد گود انتخابات شد و از همان روزهای اول نیز اعلام کرد که اگر قرار باشد اجماعی صورت بگیرد در صورت نبود خاتمی و هاشمی این اجماع باید بر روی یک اصلاح طلب باشد؛ یعنی کسی که دارای پشتوانه اصلاح طلبی بوده و بدنه مردمی اصلاحات او را با همین عنوان بشناسند.

 در همین حال جمعی از اصلاح طلبان پس از تائید صلاحیت ها از احتمال اجماع کاندیداهای نزدیک به اصلاحات سخن گفتند، کاندیداهایی که یک سوی آن عارف بود و سوی دیگر حسن روحانی.

در روزهای اخیر نیز فشارها به محمدرضا عارف برای کناره گیری به نفع روحانی افزایش یافت ولی او که بارها اعلام کرده بود حسن روحانی را اصلاح طلب نمی داند در آخرین اظهارات خود در جمع مردم کرمان مصمم و صریح گفت که “حاضر به ائتلاف نبوده و قسم می خورم تا آخر در انتخابات بمانم.”

و در بیانیه ای که عارف رسماً از کاندیداتوری انصراف داد اسمی از «روحانی» نیاورد.

مقاله قبلیدر حاشیه انتخابات؛ قالیباف: باید بخاطر فرهنگ هم که شده کارآمدی دین را به مردم ثابت کنیم
مقاله بعدیدر حاشیه انتخابات؛ تشکر هواداران قالیباف از حدادعادل
پوریا نژادویسی
پوریا نژاد نژادویسی: مردی که با تصاویرش، زشتیِ نظام را عریان کرد پوریا نژاد نژادویسی از دل دستگاه رسانه‌ایِ رسمی برخاست — اما آثارش نه بزکِ قدرت، که آینه‌ای خُردکننده از تناقض‌ها و جنایت‌های سیستم بوده‌اند. او، به‌جای پوشاندن، با دقتی تلخ و بی‌پرده، نقاط ضعفِ ساختار را نمایان ساخت؛ همان نقاطی که نظام می‌کوشد پشتِ روایت‌های رسمی و نمایش‌های ساختگی پنهانشان کند. - در قاب برنامه‌هایی چون "دختران فراری پارک ملت"، او نه فقط آسیب‌ها را نشان داد، بلکه علت‌ها را — فقر، سرکوب اجتماعی، تهمت و تحقیر زنان — جلو چشم گذاشت. تصویری که او ثبت کرد، دیگر قابل تبدیل به شعارهای پوشالی نبود: نوجوانان و زنانِ رهاشده، سند زنده ناکارآمدی و خشونت‌زای نظم حکومتی بودند. - فیلم آموزشیِ انتخاباتی که او ساخت، بدل به استندآپ تراژیکِ یک انتخابات نمایشی شد. آموزشی برای مشارکت در نمایشی که نتایجش پیش‌ساخته است؛ خودِ وجودِ چنین آموزشی، اعترافی به پوچیِ مشروعیتِ ادعاشده بود. - پوششِ بحران‌ها — از زلزله بم تا سفرهای خامنه‌ای — ثبتِ ژست‌های نمایشی و فاصله‌گیریِ حکمرانی از مردم را به نمایش گذاشت. صحنه‌ها نشان دادند که اولویت دستگاه، مرمت تصویرِ قدرت است نه نجات جان و کرامتِ مردم. پوریا با همان ابزار و مکانیزم‌های پروپاگاندا، تصویری ساخت که نظام از بیانش وحشت دارد — نه به‌خاطرِ تمجید یا دفاع، بلکه چون این تصاویر حقیقتِ زشتِ نظم را بدون مهیا کردنِ پرده‌های فریبنده نشان می‌دهند. او ناخواسته یا آگاهانه، به راویِ سندِ سقوطِ اخلاقی و سیاسیِ یک ساختار تبدیل شد؛ کسی که با هنر و ثبت واقعیت، چهرهٔ منحوسِ نظام را برای تماشاگرانش عریان کرد.