بخش اعظمي از ورزشكاران و پيشكسوتان حمايت شان را از شهردار تهران ابراز مي‌كنند. دراين بين نام‌هايي ديده مي‌شود كه پيش از اين سابقه نداشت آنها از كسي در چنين كارزاري به صورت مستقيم حمايت كنند. اما آنچه قاليباف در نيروي انتظامي و شهرداري انجام داد دلیلی بود تا مردان ورزش وی را برگزینند.

به گزارش خبرنامه ملّی ایرانیان از فردا نیوز؛ این ورزشکاران ملّی در رابطه با تصمیمشان می گویند: در دوره‌اي كه قاليباف در رأس فرماندهي ناجا بود پاس به شكل واقعي كلمه به يك تيم حرفه‌اي بدل شد كه در رشته فوتبال بازيكنان متعددي را پرورش داد و به تيم ملي معرفي كرد.اين يعني اهميت دادن به ورزش.

خداداد عزیزی، حماسه‌ساز ملبورن در مصاحبه با تهران مي‌گويد: «روزي كه پاس براي جذب من پيشنهاد داد ثانيه‌اي درنگ نكردم و به‌خاطر شخص قاليباف به جمع آنها پيوستم.»

مربي سابق تيم ملي كشتي آزاد ايران مي‌گويد همه نامزدها در مورد ورزش شعار مي‌دهند اما برويد كارنامه تك تك آنها را در جاهايي كه خدمت كرده‌اند ببينيد و متوجه شويد چقدر به ورزش اهميت داده‌اند.از منظر برزگر اين تنها قاليباف است كه در ادوار مختلف نشان داده دلش با ورزشي هاست.او به ساختار تكرار نشدني پاس نيروي انتظامي اشاره مي‌كند و سپس به بخش ورزش محلات شهرداري تهران مي‌رسد.

مربي سابق تيم ملي كشتي آزاد اعتقاد دارد قاليباف در عمل نشان داد است به ورزش علاقه‌مند است و آن را از دغدغه‌هاي اصلي‌اش مي‌داند.علاوه بر اين دو، نفرات ديگري مثل حميد سوريان، اميررضا خادم،عليرضا دبير، احسان لشكري،خديجه آزادپور،عليرضا منصوريان و همچنين علي پروين هم بودند كه جمله مشتركشان در حمايت از قاليباف اين بود: «او مديري امتحان پس داده است كه نشان داده بيشتر از ساير مردان سياست،جنس ورزش را درك مي‌كند و دلسوز اين قشر است.»

بهداد سليمي هم در اين بين علاوه برحمايت كلامي در سفر قاليباف به مازندران به استقبال او رفت تا اينچنين به مديري از جنس سياست اداي دين كند كه همواره نگاه ويژه‌اي به ورزشكاران داشته است. علاوه بر اين افراد نفرات ديگري هم بودند كه طي چند روز گذشته به صورت رسمي حمايت شان را از شهردار تهران ابراز داشتند؛ محمد رضا طالقاني، محمدرضا خلعتبري، حنيف عمران‌زاده،هادي نوروزي، عسگري محمديان، حسين اجاقي،ميرشاد ماجدي، پريسا فرشيدي،فرشاد پيوس، رضا شاهرودي، مهرداد اولادي، كميل قاسمي، حسين عبدي، رضا يزداني، عليرضا نصرآزاداني،عليرضا رضايي،ابراهيم جوادي، حسين ملاقاسمي،ندا زارع و محسن حاجيلو.

مقاله قبلیدر حاشیه انتخابات؛ حمایت 2000 مخترع و نخبه از قالیباف
مقاله بعدی“بچه‌های نسبتا بد” امروز جلوی دوربین می‌رود..
مسعود نوری جاوید
مسعود نوری جاوید، نامی آشنا برای آن دسته از مخاطبان خبر که در میان هیاهوی پروپاگاندای رسمی، به دنبال رگه‌هایی از واقعیت می‌گردند. او از معدود روزنامه‌نگارانی است که کار خود را نه در ستایش قدرت، بلکه در به چالش کشیدن آن تعریف کرده است. کارنامه او، روایتی است از تلاش برای شکستن سکوت و تاباندن نور بر تاریک‌خانه‌هایی که صاحبان قدرت و ثروت، پنهان ماندنشان را حیاتی می‌دانند. افشای فساد سیستماتیک: نوری جاوید با شجاعت به سراغ پرونده‌هایی رفت که خط قرمز بسیاری محسوب می‌شد؛ از اختلاس‌های صورت‌گرفته در نهادهای شبه‌دولتی و بنیادها تا رانت‌خواری‌های گسترده در پروژه‌های عمرانی و واگذاری‌های غیرشفاف. گزارش‌های مستند او، که اغلب با تکیه بر اسناد درزکرده و منابع داخلی تهیه شده، بارها لایه‌هایی از فساد سازمان‌یافته در بدنه حاکمیت را آشکار کرده است. در حالی که رسانه‌های حکومتی مشغول تولید روایت‌های رسمی از "پیشرفت" و "ثبات" هستند، دوربین و قلم مسعود نوری جاوید به سراغ قربانیان واقعی این سیاست‌ها رفته است. گزارش‌های میدانی او از اعتراضات کارگری، تجمعات مال‌باختگان، بحران آب در خوزستان و سیستان، و وضعیت کولبران در کردستان، صدای کسانی شد که دستگاه تبلیغاتی نظام همواره در تلاش برای خاموش کردنشان بوده است. او با فاصله گرفتن از خبرهای رسمی و جهت‌دار، به ثبت و ضبط روایت‌های شهروندانی پرداخت که قربانی سرکوب سیستماتیک شده‌اند. تهیه گزارش از وضعیت خانواده‌های زندانیان سیاسی، فشارهای امنیتی بر فعالان مدنی و دانشجویان، و محدودیت‌های اعمال‌شده بر اقلیت‌های دینی و قومی، بخش مهمی از کارنامه او را تشکیل می‌دهد. این مسیر، اما، بدون هزینه نبوده است. مسعود نوری جاوید بارها طعم تهدید را چشیده است. او نماد روزنامه‌نگاری است که امنیت و آسایش شخصی را فدای رسالت آگاهی‌بخشی کرده است. کارنامه مسعود نوری جاوید، تنها یک رزومه کاری نیست؛ بلکه سندی است از مقاومت روزنامه‌نگاری مستقل در یکی از بسته‌ترین فضاهای رسانه‌ای جهان. او به ما یادآوری می‌کند که حتی در دل تاریکی، همیشه هستند کسانی که با شجاعت، مسئولیت روشنگری را بر دوش می‌کشند و اجازه نمی‌دهند روایت حقیقت، در انحصار ماشین پروپاگاندای حکومتی باقی بماند.