وخامت شدید وضعیت جسمی‌ حسین رونقی ملکی‌..

سید حسین رونقی ملکی (زاده ۱۴ تیر ۱۳۶۴ در ملکان) فعال حقوق بشر، فعال دانشجویی ،وبلاگ نویس، زندانی سیاسی و مسئول کمیته مبارزه با سانسور در ایران “ایران پروکسی” است و هم چنین دارای سابقه بازداشت و زندان می‌باشد . حسین رونقی با نام مستعار بابک خرمدین در ایران به وبلاگ نویسی می‌پرداخت، وی همچنین در زمینه برنامه‌نویسی و ساخت وبلاگ و عبور از فیلترینگ تخصص داشته و در زمینه مبارزه با سانسور در فضای سایبری ایران تلاش‌های گسترده‌ای انجام داده است.

به گزارش خبرنامه ملّی ایرانیان از کمیته گزارشگران حقوق بشر؛ در پی ۲۶ روز اعتصاب غذای حسین رونقی ملکی وی در شرایطی جسمانی بسیار وخیم و نگران کننده‌ای به سر برده و دچار خونریزی داخلی‌ و عفونت شدید کلیه و دستگاه گوارشی شده است.

در پی خونریزی معده و دستگاه گوارشی و عدم رسیدگی پزشکی به حسین رونقی ملکی کلیه و دستگاه گوارشی او نیز عفونت کرده است. امروز حسين رونقى ملكى در پى دستور دادستانى تهران مبنى بر بسترى شدن وى به بيمارستان امام خمينى انتقال يافت و در بخش ارولوژى بسترى شد . این در حالی است که وی ۶ شهریور ماه به علت خون ریزی معده و دستگاه گوارشی به بیمارستان شهید مدرس اعزام و در بخش اورژانس بستری گردیده و مجدد به زندان بازگردانده شد.

زلیخا موسوی مادر حسین رونقی ملکی که در اعتراض به شرایط وخیم فرزندش و عدم رسیدگی پزشکی به وی در پانزدهمین روز اعتصاب غذا به سر می‌بردنیز در شرایط جسمی مناسبی نمی‌باشد. از سوی دیگر مازیار یادگاری فعال حقوق بشر و از اعضا سابق ایران پروکسی که متعاقب بازداشت حسین رونقی ناچار به خروج از کشور شده بود، در اعتراض به عدم رسیدگی مسئولین به وضعیت آقای رونقی از روز جمعه ۸ شهریور در مقابل سفارت ایران در وین دست به اعتصاب غذا زده است. گفتنی است که مسئولین سفارت در روز اول اعتصاب اقدام به برخورد با وی و ضبط پلاکاردها کرده بودند که با هشدار پلیس اتریش پلاکاردها بازگرداندند.

در روزهای اخیر تعداد زیادی از شخصیت‌ها و فعالین حقوق بشر طی بیانیه‌هایی از حسین رونقی ملکی و مادرش زلیخا موسوی درخواست کرده‌اند به منظور حفظ سلامتی اعتصاب غذای خود را بشکنند. حسین رونقی ملکی‌، وبلاگ‌نویس و زندانی سیاسی، از ۱۸ مرداد ماه در اعتصاب غذا به سر می‌برد از بیماری‌های مختلفی‌ از جمله مشکلات حاد کلیه، پروستات و خونریزی معده رنج می‌‌برد و پیش از این پس از انجام عمل جراحی کلیه مدتی‌ را در کما بوده است.

مقاله قبلیاصل قضیه قطع کردن کلهّ ی مار است؛ چرا دمش را چسبیده اید؟!
مقاله بعدیرضا خندان: سه سال پیش در چنین روزی (13 شهریور) نسرین بازداشت شد
مسعود نوری جاوید
مسعود نوری جاوید، نامی آشنا برای آن دسته از مخاطبان خبر که در میان هیاهوی پروپاگاندای رسمی، به دنبال رگه‌هایی از واقعیت می‌گردند. او از معدود روزنامه‌نگارانی است که کار خود را نه در ستایش قدرت، بلکه در به چالش کشیدن آن تعریف کرده است. کارنامه او، روایتی است از تلاش برای شکستن سکوت و تاباندن نور بر تاریک‌خانه‌هایی که صاحبان قدرت و ثروت، پنهان ماندنشان را حیاتی می‌دانند. افشای فساد سیستماتیک: نوری جاوید با شجاعت به سراغ پرونده‌هایی رفت که خط قرمز بسیاری محسوب می‌شد؛ از اختلاس‌های صورت‌گرفته در نهادهای شبه‌دولتی و بنیادها تا رانت‌خواری‌های گسترده در پروژه‌های عمرانی و واگذاری‌های غیرشفاف. گزارش‌های مستند او، که اغلب با تکیه بر اسناد درزکرده و منابع داخلی تهیه شده، بارها لایه‌هایی از فساد سازمان‌یافته در بدنه حاکمیت را آشکار کرده است. در حالی که رسانه‌های حکومتی مشغول تولید روایت‌های رسمی از "پیشرفت" و "ثبات" هستند، دوربین و قلم مسعود نوری جاوید به سراغ قربانیان واقعی این سیاست‌ها رفته است. گزارش‌های میدانی او از اعتراضات کارگری، تجمعات مال‌باختگان، بحران آب در خوزستان و سیستان، و وضعیت کولبران در کردستان، صدای کسانی شد که دستگاه تبلیغاتی نظام همواره در تلاش برای خاموش کردنشان بوده است. او با فاصله گرفتن از خبرهای رسمی و جهت‌دار، به ثبت و ضبط روایت‌های شهروندانی پرداخت که قربانی سرکوب سیستماتیک شده‌اند. تهیه گزارش از وضعیت خانواده‌های زندانیان سیاسی، فشارهای امنیتی بر فعالان مدنی و دانشجویان، و محدودیت‌های اعمال‌شده بر اقلیت‌های دینی و قومی، بخش مهمی از کارنامه او را تشکیل می‌دهد. این مسیر، اما، بدون هزینه نبوده است. مسعود نوری جاوید بارها طعم تهدید را چشیده است. او نماد روزنامه‌نگاری است که امنیت و آسایش شخصی را فدای رسالت آگاهی‌بخشی کرده است. کارنامه مسعود نوری جاوید، تنها یک رزومه کاری نیست؛ بلکه سندی است از مقاومت روزنامه‌نگاری مستقل در یکی از بسته‌ترین فضاهای رسانه‌ای جهان. او به ما یادآوری می‌کند که حتی در دل تاریکی، همیشه هستند کسانی که با شجاعت، مسئولیت روشنگری را بر دوش می‌کشند و اجازه نمی‌دهند روایت حقیقت، در انحصار ماشین پروپاگاندای حکومتی باقی بماند.