جیمز باند با شکست دادن یک ابرقهرمان، صدر باکس آفیس آمریکا را از آن خود کرد.

«زمانی برای مردن نیست» با فروش ۵۶ میلیون دلاری از نمایش در ۴۴۰۷ سالن سینما تا حدی از آنچه انتظار می‌رفت کم‌تر ظاهر شد و نشان داد مامور ۰۰۷ هم باید با تمام توانش با آنچه پاندمی بر سر سینما آورده مقابله کند.

انتظار می‌رفت این فیلم بتواند کارش را با فروش ۶۰ تا ۷۰ میلیون دلاری در ۳ روز اول اکرانش شروع کند. هرچند آمار فروش خیلی پایین‌تر از این رقم نیست اما با توجه به نقدهای مثبتی که این فیلم دریافت کرده و نیز اینکه دنیل کریگ برای آخرین بار در نقش جیمز باند ظاهرشده است، این رقم می‌توانست کمی بیشتر هم باشد.

گرچه برای برخی از فیلم‌ها فروش ۵۶ میلیون دلاری در ۳ روز می‌تواند شادی بزرگی باشد اما «زمانی برای مردن نیست» یک فیلم معمولی محسوب نمی‌شود. فیلم با بودجه ۲۵۰ میلیون دلاری برای تولید و ۱۰۰ میلیون دلاری که برای تبلیغ هزینه کرده، طبیعتاً باید فروش عظیمی داشته باشد تا بتواند از پس هزینه‌هایش برآید.

این فیلم که قرار بود آوریل ۲۰۲۰ اکران خود را شروع کند، هم‌زمان با شیوع کرونا مجبور شد تا چندین بار زمان اکرانش را به تعویق بیندازد و همین هم میلیون‌ها دلار هزینه اضافی بار آن کرد. کارشناسان فروش سینما پیش‌بینی می‌کنند «زمانی برای مردن نیست» باید حداقل فروشی ۸۰۰ میلیون دلاری را ثبت کند تا بتوان گفت موفق شده از پس این هزینه‌ها برآید.

ورایتی نوشت؛ «زمانی برای مردن نیست» با محاسبه پیش‌فروش پنج‌شنبه شب در روز اول اکرانش در آمریکا ۲۳.۳ میلیون دلار فروخت تا چهارمین فیلم پرفروش از مجموعه جیمز باند با بازی کریگ در روز اول فروش شود. «اسکای‌فال» روز اول فروشش را با رقم ۳۲.۷ میلیون دلاری به پایان برده بود.

در هر حال جیمز باند از نظر سودآوری بیشتر بر گیشه بین‌المللی حساب می‌کند و تاکنون در سطح جهانی ۳۱۳ میلیون دلار به دست آورده است.

این فیلم تاکنون در بیشتر بازارهای اصلی خارجی روی پرده رفته و تنها سینماهای چین هنوز درهایشان را به روی این فیلم باز نکرده‌اند که آن هم از ۲۹ اکتبر شروع خواهد شد.

رسانه‌های هنری نوشتند؛ «اسپکتر» در سال ۲۰۱۵ در اولین اکران آخر هفته خود ۷۰ میلیون دلار و «اسکای فال» در سال ۲۰۱۲ فروش معادل ۸۸ میلیون دلار را ثبت کرده بودند. در هر حال تردید تماشاگران سالخورده‌تر جیمز باند برای بازگشت به سینماها می‌تواند مهم‌ترین عامل برای بازگشت به سینما و تماشای فیلمی با زمان ۲ ساعت و ۴۵ دقیقه باشد.

در عین حال این فیلم با رقیبی جدی در گیشه روبه‌رو بوده که هم‌زمانی با اکران «ونوم: بگذار کارنیج بیاید» عامل آن بوده است. ونوم نیز توانست ۳۲ میلیون دلار در دومین هفته اکرانش فروش کند و فیلم دوم گیشه‌های آمریکا شود. این فیلم ۱۸۵ میلیون دلار در سطح جهان فروخته است.

در حالی که انیمیشن «خانواده آدامز ۲» نیز با فروش ۱۰ میلیون دلاری فیلم سوم باکس آفیس شده، فیلم ابرقهرمانی دیزنی «شانگ‌چی و افسانه ده حلقه» نیز در ششمین آخر هفته اکرانش با فروش ۴.۲ میلیون دلار در رتبه چهارم فروش قرار گرفت. این فیلم مجموع فروشش را از سطح ۴۰۰ میلیون دلار هم فراتر برده که ۲۱۲ میلیون دلار آن در آمریکای شمالی بوده است.

مقاله قبلیاسکوچیچ:انتقاد می‌کنند چون دوست دارند جای من سرمربی تیم ملی باشند
مقاله بعدیحسینیون نیروهای نیابتی جدید جمهوری اسلامی در جمهوری آذربایجان
مسعود نوری جاوید
مسعود نوری جاوید، نامی آشنا برای آن دسته از مخاطبان خبر که در میان هیاهوی پروپاگاندای رسمی، به دنبال رگه‌هایی از واقعیت می‌گردند. او از معدود روزنامه‌نگارانی است که کار خود را نه در ستایش قدرت، بلکه در به چالش کشیدن آن تعریف کرده است. کارنامه او، روایتی است از تلاش برای شکستن سکوت و تاباندن نور بر تاریک‌خانه‌هایی که صاحبان قدرت و ثروت، پنهان ماندنشان را حیاتی می‌دانند. افشای فساد سیستماتیک: نوری جاوید با شجاعت به سراغ پرونده‌هایی رفت که خط قرمز بسیاری محسوب می‌شد؛ از اختلاس‌های صورت‌گرفته در نهادهای شبه‌دولتی و بنیادها تا رانت‌خواری‌های گسترده در پروژه‌های عمرانی و واگذاری‌های غیرشفاف. گزارش‌های مستند او، که اغلب با تکیه بر اسناد درزکرده و منابع داخلی تهیه شده، بارها لایه‌هایی از فساد سازمان‌یافته در بدنه حاکمیت را آشکار کرده است. در حالی که رسانه‌های حکومتی مشغول تولید روایت‌های رسمی از "پیشرفت" و "ثبات" هستند، دوربین و قلم مسعود نوری جاوید به سراغ قربانیان واقعی این سیاست‌ها رفته است. گزارش‌های میدانی او از اعتراضات کارگری، تجمعات مال‌باختگان، بحران آب در خوزستان و سیستان، و وضعیت کولبران در کردستان، صدای کسانی شد که دستگاه تبلیغاتی نظام همواره در تلاش برای خاموش کردنشان بوده است. او با فاصله گرفتن از خبرهای رسمی و جهت‌دار، به ثبت و ضبط روایت‌های شهروندانی پرداخت که قربانی سرکوب سیستماتیک شده‌اند. تهیه گزارش از وضعیت خانواده‌های زندانیان سیاسی، فشارهای امنیتی بر فعالان مدنی و دانشجویان، و محدودیت‌های اعمال‌شده بر اقلیت‌های دینی و قومی، بخش مهمی از کارنامه او را تشکیل می‌دهد. این مسیر، اما، بدون هزینه نبوده است. مسعود نوری جاوید بارها طعم تهدید را چشیده است. او نماد روزنامه‌نگاری است که امنیت و آسایش شخصی را فدای رسالت آگاهی‌بخشی کرده است. کارنامه مسعود نوری جاوید، تنها یک رزومه کاری نیست؛ بلکه سندی است از مقاومت روزنامه‌نگاری مستقل در یکی از بسته‌ترین فضاهای رسانه‌ای جهان. او به ما یادآوری می‌کند که حتی در دل تاریکی، همیشه هستند کسانی که با شجاعت، مسئولیت روشنگری را بر دوش می‌کشند و اجازه نمی‌دهند روایت حقیقت، در انحصار ماشین پروپاگاندای حکومتی باقی بماند.