جزیره مصنوعی در ابعاد ۵۰۰ هزار متر مربعی، چه منظوری را پی می گیرد؟! بقلم بانو محترم مومنی روحی

0
118

ساخته شدن هر چیزی در جهان، که با نیروی اندیشه سازندگان آن طراحی و برنامه ریزی و اجرا می شود. در هر موضوع و موردی هم که باشد؛ ایده و هدف خاصی را دنبال می کند. در خبرهای مربوط به داخل میهن مان آمده است؛ که سپاه پاسداران انقلاب اسلامی در رژیم اشغالگر آخوندی، تصمیم به ساختن یک جزیره مصنوعی با ابعاد پانصد هزار متری مربعی درون آب های منطقه آزاد جزیره کیش را دارد. باید این خبرها را دید و شنید و خواند؛ تا به ذات اصلی و کنه اهریمنی این ایده و هدف استثنائی پی برد؛ که آیا هزینه کردن اینهمه سرمایه، جهت آماده سازی چنین جزیره غیر ضروری، عقلائی، منطقی، لازم و مفید است یا خیر؟!

البته که وقتی پای ساخت و ساز چیزی به میان می آید؛ ذهن آدمی اتوماتیک شروع به مثبت اندیشی می کند؛ و جلوه ای از به انجام رسیدن یک کار خوب و سازنده را نزد خود تداعی می نماید. اما هر خوبی همیشه خوب نیست؛ و هر بدی نیز همواره بد به نظر نمی رسد. مگر آن که عکس آن ثابت بشود؟!

بر اساس تفاهمنامه ای که میان سازمان منطقه آزاد کیش، و سپاه پاسداران منعقد شده است. قرارگاه « خاتم الانبیاء » سپاه در نظر دارد؛ که یک جزیره مصنوعی در این منطقه بسازد. به گزارش « دفاع پرس » قرار است؛ که این جزیره مصنوعی، به ابعاد ۵۰۰ هزار متر مربعی ساخته شود؛ که کاربری آن، « تفریحی و مسکونی » خواهد بود!
هنوز جزئیات بیشتری در ارتباط با این تفاهمنامه منتشر نشده، و دو طرف در این زمینه قراردادی هم با یکدیگر امضاء نکرده اند. قرارگاه « خاتم الانبیاء » شاخه اقتصادی سپاه پاسداران است. این قرارگاه در بسیاری از پروژه های اقتصادی بزرگ ایران، در بخش های نفت، آب، مخابرات و انرژی حضور دارد!

پیش تر هم برخی از کشورهای منطقه، از جمله امارات متحده عربی، قطر، کویت و بحرین نیز، به ساختن جزیره های مصنوعی در آب های درون خلیج پارس اقدام کرده اند. تفاهمنامه قرار داد ساخت این جزیره مصنوعی در کیش در حالی امضاء خواهد شد؛ که اخیرا خبرهائی در مورد واگذاری کیش در قالب زمانی قراردادی طولانی مدت به چین منتشر شده بود(به مدت پنجاه سال) ؛ مساله ای که حتی باعث موضع گیری های تعدادی از نمایندگان مجلس هم شد. اما مسؤلان جمهوری اسلامی این خبر را تکذیب کردند!

بدیهی است که چنین پروژه وسیعی، می بایست که با هدف های بزرگی که برای آقایان از اهمیت زیادی برخوردار هستند به اجرا گذاشته بشود. این نیز واضح و آشکار است؛ سرداران سپاه برای تامین هزینه های مربوطه، که از سر قبر پدرشان جهت اجرای این پروژه سنگین پولی را نمی آورند. بنا بر این، باز هم به بهانه ای دیگر، همه گونه فشارهای سخت اقتصادی را، بر روی شانه های مردم بی نوای ایران آخوندزده تحمیل خواهند نمود. تا که خودشان به مطامع زیر دسترسی داشته باشند!

همانطور که در بالا آمد، قرار است که این جزیره مصنوعی در کیش، با ایده « تفریحی و مسکونی » بودن آن ساخته شود و مورد استفاده قرار بگیرد. معمولا چه کسانی از امتیاز « تفریح کردن » برخوردار می شوند؟ کدامیک از مردم عادی مملکت، که حتی از داشتن درآمدهای معمولی برای « قوت لایموت = لقمه ای برای نمردن» نیز بی بهره اند. چگونه می توانند به سفرهای تفریحی بروند؟ که یکی از آن مکان های تفریحی، جزیره مصنوعی ساخته شده در کیش باشد؟!

اگر به جنبه مسکونی بودن آن هم توجه بکنیم؟ کدامیک از مردم میهن مان در شرایط کنونی مملکت(منهای آقازاده ها و بقیه دزدان حکومتی و دولتی)، که در بعضی دیگر از کشورهای کوچک و بزرگ دنیا هم، دارای مسکن های بزرگ و زیبا و شیک و اعیانی می باشند؛ و بیشتر وقت شان را نیز در همان مکان ها به سر می برند. ) می توانند از نعمت مسکن در این جزیره مصنوعی بهره مند بشوند؟!

اگر اینها حتی یک ذره هم به منافع ایران و ایرانی توجه می داشتند؟ شاید به اندازه درصدی از بهای کل هزینه مربوطه جهت به وجود آوردن چنین مکانی، می توانستند اگر که نه همه بی خانمان های ایران را، بلکه بسیارانی از ایشان را به نعمت داشتن یک سرپناه حتی یک اتاقی برسانند. و یکی از عظیم ترین مشکلات کشور که مساله مسکن است را از بین ببرند؟!
آنچه که باید در این باره به فکر دارندگان عقل سلیم برسد؛ این است که طبیعت آخوند جماعت! جز گدایی و دریوزگی نزد این و آن نیست. ایادی سپاهی شان نیز، هرچند که در لباس نظامیگری می باشند؛ اما یا آخوند زاده اند؛ و یا به سبب هم آوائی شان با آخوندها، مانند آنها می اندیشند و مثل آنان کار می کنند!

یعنی که هرگز « دست بده » ندارند؛ اما در عوض « دست بگیرشان » کاری و فعال است. در باره چنین خصیصه ای مشهور است: « آخوندی در حال غرق شدن درون آب های متلاطم یک رودخانه بود. همچنان که فریاد کمک ، کمک اش به آسمان می رسید. رهگذری که از آنجا عبور می نمود. او را در آن وضعیت دید. قصد یاری رساندن به وی جهت نجات دادن او از غرق شدن نمود. به هر طرف که نگریست، چوبی یا شاخه درختی ندید؛ که به وسیله آن، آخوندک را از غرق شدن برهاند. تا جایی که برای اش مقدور بود؛ از طرف سینه خود بر روی زمین بالای دیوار رودخانه خوابید و دست اش را به سوی آخوند دراز کرد و گفت: « دست ات را به من بده تا تو را بالا بکشم. » ؛ آخوند با همان شرایطی که داشت از وی پرسید: « آیا تا به حال دیده ای که آخوند چیزی به کسی بدهد؟ که من دستم را به تو بدهم؟ » !!

بدون تردید ساخته شدن این جزیره مصنوعی تفریحی مسکونی درون آب های اطراف جزیره کیش، می تواند چندین ایده پولساز را برای همگی این جنایتکاران به وجود بی آورد. اگر در نهایت تاسف قرار باشد؛ که این بخش از بدنه ایرانزمین، به مدت طولانی پنجاه سال در اجاره چینی های مزور نان به نرخ روز خور باشد. همانگونه که با مصلحت اندیشی های آقایان و حضرات بی غیرت، شهر مشهد به کانون فحشای اسلامی کشانده شده، و ایشان را در عرصه تجارت جنسی به سرمایه داران بزرگ تبدیل کرده است. این جزیره حتی بیشتر از آنجا نیز برای همگی شان پولساز خواهد شد. ضمن آن که خودشان هم نصیبی از این فیوضات مرحمتی موجر کیش را نیز به دست خواهند آورد!

از آن گذشته، رفت و آمدهای مردم شیخ نشین های اطراف جزیره، به ویژه مردان آنها، می تواند سرمایه گذاری این بی شرافت های بی اخلاق را، نه فقط در زمینه های تجارت جنسی، بلکه در ابعاد سایر موارد بازرگانی، از جمله فروختن مواد مخدر که در انحصار سپاهیان است. آنان را به بزرگ ترین باند قاچاق مواد مخدر ارتقاء جایگاه بدهد!

محترم مومنی

مطلب قبلیاعزام احتمالی پهپادهای نظامی بریتانیا به خلیج فارس برای مقابله با تهدید جمهوری اسلامی
مطلب بعدیدارنده ی مدال طلای جودو، جایزه طلای بهترین تصمیم را نیز نصیب خود کرد! نوشتاری از بانو محترم مومنی روحی
محترم مومنی روحی
شرح مختصری از بیوگرافی بانو محترم مومنی روحی او متولد سال 1324 خورشیدی در شهر تهران است. تا مقطع دبیرستان، در مجتمع آموزشی " فروزش " در جنوب غربی تهران، که به همت یکی از بانوان پر تلاش و مدافع حقوق زنان ( بانو مساعد ) در سال 1304 خورشیدی در تهران تأسیس شده بود؛ در رشته ادبیات پارسی تحصیل نموده و دیپلم متوسطه خود را از آن مجتمع گرفته است. در سال 1343 خورشیدی، با همسرش آقای هوشنگ شریعت زاده ازدواج نموده؛ و حاصل آن دو فرزند دختر و پسر 47 و 43 ساله، به نامهای شیرازه و شباهنگ است؛ که به او سه نوه پسر( سروش و شایان از دخترش شیرازه، و آریا از پسرش شباهنگ) را به وی هدیه نموده اند. وی نه سال پس از ازدواج، در سن بیست و نه سالگی، رشته روانشناسی عمومی را تا اواسط دوره کارشناسی ارشد آموخته، و در همین رشته نیز مدت هفده سال ضمن انجام دادن امر مشاورت با خانواده های دانشجویان، روانشناسی را هم تدریس نموده است. همزمان با کار در دانشگاه، به عنوان کارشناس مسائل خانواده، در انجمن مرکزی اولیاء و مربیان، که از مؤسسات وابسته به وزارت آموزش و پرورش می باشد؛ به اولیای دانش آموزان مدارس کشور، و نیز به کاکنان مدرسه هائی که دانش آموزان آن مدارس مشکلات رفتاری و تربیتی داشته اند؛ مشاورت روانشناسی و امور مربوط به تعلیم و تربیت را داده است. از سال هزار و سیصد و پنجاه و دو، عضو انجمن دانشوران ایران بوده، و برای برنامه " در انتهای شب " رادیو ، با برنامه " راه شب " اشتباه نشود؛ مقالات ادبی – اجتماعی می نوشته است. برخی از اشعار و مقالاتش، در برخی از نشریات کشور، از جمله روزنامه " ایرانیان " ، که ارگان رسمی حزب ایرانیان، که وی در آن عضویت داشته منتشر می شده اند. پایان نامه تحصیلی اش در دانشگاه، کتابی است به نام " چگونه شخصیت فرزندانتان را پرورش دهید " که توسط بنگاه تحقیقاتی و مطبوعاتی در سال 1371 خورشیدی در تهران منتشر شده است. از سال 1364 پس از تحمل سی سال سردردهای مزمن، از یک چشم نابینا شده و از چشم دیگرش هم فقط بیست و پنج درصد بینائی دارد. با این حال از بیست و چهار ساعت شبانه روز، نزدیک به بیست ساعت کار می کند. بعد از انقلاب شوم اسلامی، به مدت چهار سال با اصرار مدیر صفحه خانواده یکی از روزنامه های پر تیراژ پایتخت، به عنوان " کارشناس تعلیم و تربیت " پاسخگوی پرسشهای خوانندگان آن روزنامه بوده است. به لحاظ فعالیت های سیاسی در دانشگاه محل تدریسش، مورد پیگرد قانونی قرار می گیرد؛ و به ناچار از سال 1994 میلادی،به اتفاق خانواده اش، به کشور هلند گریخته و در آنجا زندگی می کند. مدت شش سال در کمپهای مختلف در کشور هلند زندگی نموده؛ تا سرانجام اجازه اقامت دائمی را دریافته نموده است. در شهر محل اقامتش در هلند نیز، سه روز در هفته برای سه مؤسسه عام المنفعه به کار داوطلبانه بدون دستمزد اشتغال دارد. در سال 2006 میلادی، چهار کتاب کم حجم به زبان هلندی نوشته است؛ ولی چون در کشور هلند به عنوان نویسنده صاحب نام شهرتی نداشته، هیچ ناشری برای انتشار کتابهای او سرمایه گذاری نمی کند. سرانجام در سال 2012 میلادی، توسط کانال دو تلویزیون هلند، یک برنامه ده قسمتی از زندگی او تهیه و به مدت ده شب پیاپی از همان کانال پخش می شود. نتیجه مفید این کار، دریافت پیشنهاد رایگان منتشر شدن کتابهای او توسط یک ناشر اینترنتی هلندی بوده است. تا کنون دو عنوان از کتابهای وی منتشر شده و مورد استقبال نیز قرار گرفته اند. در حال حاضر مشغول ویراستاری دو کتاب دیگرش می باشد؛ که به همت همان ناشر منتشر بشوند. شعار همیشگی او در زندگی اش، و تصیه آن به فرزندانش : خوردن به اندازه خواب و استراحت به اندازه اما کار بی اندازه است. چون فقط کار و کار و کار رمز پیروزی یک انسان است.