پدر بازیکن سابق تیمهای سایپا و نیروی زمینی می‌گوید از رسانه‌ها می‌خواهد که حادثه‌ی رخ داده برای فرزندش را رسانه‌ای کنند تا هرچه سریع‌تر قاتلان فرزندش شناسایی شوند.

رضا دربندی، پدر امید دربندی بازیکن سابق سایپا و نیروی زمینی درباره‌ی قتل پسرش گفت: یک هفته پیش پسرم ساعت 10 به فروشگاه رفت تا خواهرش را به منزل بیاورد. در بین راه سه نفر او را می‌دزدند و بعد از یک ساعت با ما تماس گرفتند و به ما گفتند که 100 میلیون به آنها بدهیم. آنها به من گفتند پسرم دست آنهاست و فردا به شما شماره حسابی می‌دهیم تا با پرداخت پول فرزندم آزاد شود.

وی گفت: فردا صبح به من زنگ زدند و گفتند 10 میلیون پول بریزم تا فرزندم آزاد شود. 10 میلیون را با هر سختی بود جور کردم و به حسابشان ریختم اما پسرم را آزاد نکردند. به من گفتند فردا 100 میلیون بده تا او را آزاد کنیم. به آنها گفتم پس بگذارید حداقل با پسرم صحبت کنم. به یکباره صدای پسرم را شنیدم که داد زد پول را ندهید.

دربندی در ادامه افزود: به آنها گفتم یک نشانی به من بدهید ولی آنها این کار را نکردند و به روزهای بعد کشیده شد. به هر حال چندین بار این تماس‌ها تکرار شد و من هر بار می‌گفتم نشانی بدهید که او زنده است ولی آنها می‌گفتند فردا صدایش را می‌شنوی یا مثلا پس‌فردا می‌گذاریم با او صحبت کنی.

به گزارش ایسنا؛ وی اضافه کرد: حتی یک بار به آنها گفتم اگر راست می‌گویید و پسرم زنده است از او بپرسید کت و شلوار عیدش چه رنگی بود. آنها به من گفتند اگر پول را به حسابشان نریزم سر و پای پسرم را می‌برند. به هر حال پلیس، در نهایت جسد فرزندم را در یک چاه سمت امین‌آباد پیدا کرد و آن‌طور که پلیس می‌گفت آنها همان روز اول فرزندم را کشته بودند.

رضا دربندی گفت: به هر حال پلیس به دنبال پرونده‌ی آنهاست و آن‌گونه که به من گفته‌اند آدم‌ربایان از هرات افغانستان با ما تماس می‌گرفتند.

دربندی در ادامه صحبت‌هایش با اشاره به سوابق فوتبالی فرزندش بیان کرد: در اردبیل که بودیم امید در تیم ملی نونهالان بازی می‌کرد. به خاطرش به تهران آمدیم و در نونهالان پاس و نوجوانان این تیم مشغول بازی شد. در سایپا هم در تیم‌های نوجوانان و جوانانش حضور داشت و الان در نیروی زمینی به خاطر سربازی‌اش بازی می‌کرد.

پدر امید دربندی، مراسم ختم فرزندش را هم اعلام کرد: روز جمعه مسجد امام صادق بین فلکه اول و دوم صادقیه ساعت 18 تا 19:30 مراسم ترحیم فرزندم برگزار می‌شود. از شما می‌خواهم که این ماجرا را رسانه‌ای کنید؛ چرا که از پسر من گذشت اما با عاملان این مسائل به شدت برخورد شود. از پلیس هم می‌خواهم تشکر کنم. آنها هم تلاش زیادی انجام دادند.

مقاله قبلیتقدیر ویژه جشنواره لوکارنو از یک فیلم ایرانی
مقاله بعدینامه اعتراضی 6 تن از شهروندان محکوم به اعدام اهل سنت در زندان قزل حصار کرج به مراجع بین المللی
مسعود نوری جاوید
مسعود نوری جاوید، نامی آشنا برای آن دسته از مخاطبان خبر که در میان هیاهوی پروپاگاندای رسمی، به دنبال رگه‌هایی از واقعیت می‌گردند. او از معدود روزنامه‌نگارانی است که کار خود را نه در ستایش قدرت، بلکه در به چالش کشیدن آن تعریف کرده است. کارنامه او، روایتی است از تلاش برای شکستن سکوت و تاباندن نور بر تاریک‌خانه‌هایی که صاحبان قدرت و ثروت، پنهان ماندنشان را حیاتی می‌دانند. افشای فساد سیستماتیک: نوری جاوید با شجاعت به سراغ پرونده‌هایی رفت که خط قرمز بسیاری محسوب می‌شد؛ از اختلاس‌های صورت‌گرفته در نهادهای شبه‌دولتی و بنیادها تا رانت‌خواری‌های گسترده در پروژه‌های عمرانی و واگذاری‌های غیرشفاف. گزارش‌های مستند او، که اغلب با تکیه بر اسناد درزکرده و منابع داخلی تهیه شده، بارها لایه‌هایی از فساد سازمان‌یافته در بدنه حاکمیت را آشکار کرده است. در حالی که رسانه‌های حکومتی مشغول تولید روایت‌های رسمی از "پیشرفت" و "ثبات" هستند، دوربین و قلم مسعود نوری جاوید به سراغ قربانیان واقعی این سیاست‌ها رفته است. گزارش‌های میدانی او از اعتراضات کارگری، تجمعات مال‌باختگان، بحران آب در خوزستان و سیستان، و وضعیت کولبران در کردستان، صدای کسانی شد که دستگاه تبلیغاتی نظام همواره در تلاش برای خاموش کردنشان بوده است. او با فاصله گرفتن از خبرهای رسمی و جهت‌دار، به ثبت و ضبط روایت‌های شهروندانی پرداخت که قربانی سرکوب سیستماتیک شده‌اند. تهیه گزارش از وضعیت خانواده‌های زندانیان سیاسی، فشارهای امنیتی بر فعالان مدنی و دانشجویان، و محدودیت‌های اعمال‌شده بر اقلیت‌های دینی و قومی، بخش مهمی از کارنامه او را تشکیل می‌دهد. این مسیر، اما، بدون هزینه نبوده است. مسعود نوری جاوید بارها طعم تهدید را چشیده است. او نماد روزنامه‌نگاری است که امنیت و آسایش شخصی را فدای رسالت آگاهی‌بخشی کرده است. کارنامه مسعود نوری جاوید، تنها یک رزومه کاری نیست؛ بلکه سندی است از مقاومت روزنامه‌نگاری مستقل در یکی از بسته‌ترین فضاهای رسانه‌ای جهان. او به ما یادآوری می‌کند که حتی در دل تاریکی، همیشه هستند کسانی که با شجاعت، مسئولیت روشنگری را بر دوش می‌کشند و اجازه نمی‌دهند روایت حقیقت، در انحصار ماشین پروپاگاندای حکومتی باقی بماند.