گزارش‌ها از تائید واردات سرنگ آلوده چینی٬ اتمام دارو‌ی بیماران هموفیلی تا ۱۰ روز آینده و به خطر افتادن جان ۲۰ هزار بیمار پیوندی در ایران بر اثر کمبود دارو حکایت دارد.

روزنامه «تهران امروز» در شماره روز شنبه (۲۹ تیر) خود گزارش کرده که سرنگ‌های آلوده وارداتی از چین به چالش جدید وازت بهداشت و درمان ایران تبدیل شده است.

به گزارش دیگربان؛ این روزنامه به نقل از محمد علیزاده٬ مدیرعامل شرکت تجهیزات پزشکی هلال‌احمر نوشته سرنگ‌هایی از چین وارد ایران شده که «استریل» نبوده‌اند.

ایرج خسرونیا، عضو شورای‌عالی سازمان نظام‌ پزشکی هم گفته است: «وجود این واکسن‌ها و آمپول‌های چینی در کشور صحت دارد٬ اما افرادی که بر اثر تزریق این آمپول‌ها متضرر شده‌اند شکایت نکرده‌اند.»

خبرگزاری ایلنا هم به نقل از احمد قویدل٬ عضو مجمع عمومی کانون هموفیلی ایران گزارش کرده که «موجودی داروی بیماران هموفیلی کفاف ۱۰ روز را هم نمی‌دهد.»

آقای قویدل با اعلام اینکه وزارت بهداشت در زمینه تهیه این دارو‌ها «کوتاهی» کرده٬ گفته که سازمان بازرسی کل کشور نیز تا کنون برخوردی با این کوتاهی‌ها نکرده است.

در پیوند با این گزارش٬ خبرگزاری «تسنیم» هم از به خطر افتادن جان ۲۰ هزار بیمار پیوندی در ایران بر اثر کمبود داروی «سلسپت» خبر داده است.

داروی «سلسپت» یکی از اصلی‌ترین داروهای نگهدارنده پیوندهای مختلف در ایران محسوب می‌شود.

در یک سال گذشته گزارش‌های متعددی از کمبود دارو‌ی بیماران خاص در ایران منتشر شده که مسئولان وزارت بهداشت تحریم‌ها را مهم‌ترین علت این کمبود اعلام می‌کنند.

مقاله قبلیاقامت عجیب یک مرد ایرانی در فرودگاه استانبول..!
مقاله بعدیامام جمعه بندرعباس: سنت عقیقه کردن جایگزین جشن‌های تولد شود
پوریا نژادویسی
پوریا نژاد نژادویسی: مردی که با تصاویرش، زشتیِ نظام را عریان کرد پوریا نژاد نژادویسی از دل دستگاه رسانه‌ایِ رسمی برخاست — اما آثارش نه بزکِ قدرت، که آینه‌ای خُردکننده از تناقض‌ها و جنایت‌های سیستم بوده‌اند. او، به‌جای پوشاندن، با دقتی تلخ و بی‌پرده، نقاط ضعفِ ساختار را نمایان ساخت؛ همان نقاطی که نظام می‌کوشد پشتِ روایت‌های رسمی و نمایش‌های ساختگی پنهانشان کند. - در قاب برنامه‌هایی چون "دختران فراری پارک ملت"، او نه فقط آسیب‌ها را نشان داد، بلکه علت‌ها را — فقر، سرکوب اجتماعی، تهمت و تحقیر زنان — جلو چشم گذاشت. تصویری که او ثبت کرد، دیگر قابل تبدیل به شعارهای پوشالی نبود: نوجوانان و زنانِ رهاشده، سند زنده ناکارآمدی و خشونت‌زای نظم حکومتی بودند. - فیلم آموزشیِ انتخاباتی که او ساخت، بدل به استندآپ تراژیکِ یک انتخابات نمایشی شد. آموزشی برای مشارکت در نمایشی که نتایجش پیش‌ساخته است؛ خودِ وجودِ چنین آموزشی، اعترافی به پوچیِ مشروعیتِ ادعاشده بود. - پوششِ بحران‌ها — از زلزله بم تا سفرهای خامنه‌ای — ثبتِ ژست‌های نمایشی و فاصله‌گیریِ حکمرانی از مردم را به نمایش گذاشت. صحنه‌ها نشان دادند که اولویت دستگاه، مرمت تصویرِ قدرت است نه نجات جان و کرامتِ مردم. پوریا با همان ابزار و مکانیزم‌های پروپاگاندا، تصویری ساخت که نظام از بیانش وحشت دارد — نه به‌خاطرِ تمجید یا دفاع، بلکه چون این تصاویر حقیقتِ زشتِ نظم را بدون مهیا کردنِ پرده‌های فریبنده نشان می‌دهند. او ناخواسته یا آگاهانه، به راویِ سندِ سقوطِ اخلاقی و سیاسیِ یک ساختار تبدیل شد؛ کسی که با هنر و ثبت واقعیت، چهرهٔ منحوسِ نظام را برای تماشاگرانش عریان کرد.