سلمان خلیل‌پور، فعال سیاسی طیف چپ و شاعر، پس گذراندن مرخصی درمانی، جهت ادامه حبس خود به زندان رجایی شهر بازگشته است.

 سلمان خلیل‌پور که روز ۲۴ تیرماه جهت انجام عمل جراحی زانوی پای راست به مرخصی درمانی منتقل شده بود، پس از انجام درمان به زندان رجایی شهر بازگشته است.

سلمان خلیل‌پور پس از بازداشت و در مراحل بازجویی زیر فشارهای شدید جسمی و روحی قرار گرفته بود، به اتهام اقدام علیه امنیت ملی، توهین به رهبری و ارتباط با گروه‌های مخالف نظام به تحمل ۶ سال حبس تعزیری محکوم شده است.

آقای خلیل‌پور، متولد ۱۳۶۲، در جریانات مربوط به دستگیریهای مداوم برادرش سهیل، دستگیر می‌شود و به علت دفاع از برادر و درگیری با مأموران اطلاعات امنیت مجروح و پس از محاکمه به زندان آمل انتقال می‌ابد. او در زندان به سبب اعتراض به وضعیت مختلط بودن زندانیان سیاسی و عادی و درگیری با سربازان زندان به بند ۳ انفرادی منتقل و از سوی ماموران زندان از ناحیه پا و انگشتان دست و سر شدیداً دچار مصدومیت می‌شود.

این فعال سیاسی پس از آزادی در جریان حوادث پس از انتخابات مجدداً دستگیر می‌شود و در طی بازجویی‌ها دوباره از ناحیه پا، دست، گردن، کتف، پشت و کمر مصدوم می‌شود که جراحت مفصل زانوی پا و لگن به علت شدید بودن او را از راه رفتن بازمیدارد، در زندان دچار زخم بستر می‌شود و پس از آزادی به درمان می‌پردازد.

به گزارش خبرنامه ملی ایرانیان از کمیته گزارشگران حقوق بشر، سهیل خلیل‌پور برادر بزرگ سلمان، فعال سیاسی طیف چپ، متولد ۱۳۵۷ و از دستگیر شدگان حوادث سال ۷۸ بود، او پس از طی دوره حبس سه ساله از ده سال حبس تعزیری در اوین آزاد و بعد از سکوتی کوتاه فعالیتهای خود را ادامه داد که بعد از مدتی مجدداً به وسیله مأموران اطلاعات امنیت کشور دستگیر شده و بعد از طی دوره چند ماهه در زندان ساری، به زندان آمل منتقل می‌شود. او پس از آزادی تا حدودی بینایی خود را از دست داده و دچار شکستگی دنده، بینی، مشکلات کلیوی و آسیب‌های مختلف ناشی از فشارهای جسمی شده بود.

سهیل خلیل‌پور در جریان ناآرامی‌های سال ۸۸ دوباره دستگیر و به اتهام اقدام علیه امنیت ملی و ارتباط با گروه‌های مخالف نظام به زندان آمل منتقل و بعد از مدتی آزاد شد. آقای سهیل خلیل‌پور سرانجام در شب ۲۹ دی ۱۳۹۱ از سوی افرادی نا‌شناس در خیابان ربوده شد و جسد بی‌جانش در کنار بیمارستان امام رضای شهر آمل‌‌ رها می‌شود.

مقاله قبلیکشتن پلنگ توسط شکارچی ثروتمند
مقاله بعدیوضعیت وخیم جسمی آقای کاظمینی بروجردی
پوریا نژادویسی
پوریا نژاد نژادویسی: مردی که با تصاویرش، زشتیِ نظام را عریان کرد پوریا نژاد نژادویسی از دل دستگاه رسانه‌ایِ رسمی برخاست — اما آثارش نه بزکِ قدرت، که آینه‌ای خُردکننده از تناقض‌ها و جنایت‌های سیستم بوده‌اند. او، به‌جای پوشاندن، با دقتی تلخ و بی‌پرده، نقاط ضعفِ ساختار را نمایان ساخت؛ همان نقاطی که نظام می‌کوشد پشتِ روایت‌های رسمی و نمایش‌های ساختگی پنهانشان کند. - در قاب برنامه‌هایی چون "دختران فراری پارک ملت"، او نه فقط آسیب‌ها را نشان داد، بلکه علت‌ها را — فقر، سرکوب اجتماعی، تهمت و تحقیر زنان — جلو چشم گذاشت. تصویری که او ثبت کرد، دیگر قابل تبدیل به شعارهای پوشالی نبود: نوجوانان و زنانِ رهاشده، سند زنده ناکارآمدی و خشونت‌زای نظم حکومتی بودند. - فیلم آموزشیِ انتخاباتی که او ساخت، بدل به استندآپ تراژیکِ یک انتخابات نمایشی شد. آموزشی برای مشارکت در نمایشی که نتایجش پیش‌ساخته است؛ خودِ وجودِ چنین آموزشی، اعترافی به پوچیِ مشروعیتِ ادعاشده بود. - پوششِ بحران‌ها — از زلزله بم تا سفرهای خامنه‌ای — ثبتِ ژست‌های نمایشی و فاصله‌گیریِ حکمرانی از مردم را به نمایش گذاشت. صحنه‌ها نشان دادند که اولویت دستگاه، مرمت تصویرِ قدرت است نه نجات جان و کرامتِ مردم. پوریا با همان ابزار و مکانیزم‌های پروپاگاندا، تصویری ساخت که نظام از بیانش وحشت دارد — نه به‌خاطرِ تمجید یا دفاع، بلکه چون این تصاویر حقیقتِ زشتِ نظم را بدون مهیا کردنِ پرده‌های فریبنده نشان می‌دهند. او ناخواسته یا آگاهانه، به راویِ سندِ سقوطِ اخلاقی و سیاسیِ یک ساختار تبدیل شد؛ کسی که با هنر و ثبت واقعیت، چهرهٔ منحوسِ نظام را برای تماشاگرانش عریان کرد.