بازدید امروز بازرسان آژانس بین المللی انرژی اتمی از کارخانه آب سنگین اراک، واقع در 240 کیلومتری جنوب غرب تهران، در حالی انجام شده که این تأسیسات اتمی به مدت دو سال یعنی از سال 2011 بر روی بازرسان آژانس بسته بود.

بهروز کمالوندی- سخنگوی سازمان انرژی اتمی، گفته است: «دو تن از بازرسان به نام آپارو- مسئول حوزه ایران در پادمان آژانس و ماکسیموآ،- بازرس دیگر آژانس که اهل لیتوانی است برای بازدید از تأسیسات تولید آب سنگین در اراک روز شنبه وارد تهران شدند و پس از گفت‌وگو با کارشناسان سازمان انژری اتمی شب گذشته وارد اراک شدند.»

به گزارش خبرگزاری فرانسه، وی اضافه کرد که بازرسی این بازرسان عصر امروزبه اتمام می‌رسد و آنها امشب به وین، مقر آژانس بین المللی انرژی اتمی بازمی‌گردند.

رآکتور اراک به ایران این امکان را می دهد که پولوتونیوم استخراج کند، امری که بالقوه راه ایران را به دستیابی بمب اتمی کوتاه تر می کند. با این حال، ایران می گوید که محصول به دست آمده از این رآکتور مصارف پزشکی دارد.

بر اساس زمان بندی ایران، قرار بود این رآکتور در پایان سال 2014 به بهره برداری برسد، اما ساخت این رآکتور یکی از موضوعات اصلی مورد بحث در مذاکرات هسته‌ای ایران با قدرت‌های جهانی در ژنو بود.

در این مذاکرات توافق شد که عملیات احداث رآکتور آب سنگین اراک متوقف شود و همچنین اطلاعات مورد نظر آژانس بین‌المللی انرژی اتمی در مورد این تأسیسات اتمی در اختیار آژانس قرار گیرد.

قرار است که روز چهارشنبه آینده، مقامات ایران و آژانس بین المللی انرژی اتمی در وین درباره بازدید بازرسان این آژانس معدن اورانیوم گچین در نزدیکی بندرعباس مذاکره کنند.

بازدید از این معدن نیز یکی دیگر از موارد توافق شده در سفر مدیرکل آژانس بین‌المللی انرژی اتمی به تهران است.

سخنگوی سازمان انرژی اتمی، امروز درباره زمان بازرسی از معدن گچین گفت: «هنوز در این باره وارد جزییات نشده‌ایم اما در مذاکرات وین به احتمال قوی در این باره صحبت خواهد شد و سازوکار و زمان بازدید از معدن گچین تعیین می‌شود.»

 

مقاله قبلینامه سیدمصطفی تاجزاده به خامنه ای؛ بیش از شش ماه محرومیت از ملاقات با پدر و مادر
مقاله بعدی50 نماینده مجلس جمهوری اسلامی به ظریف تذکر دادند
پوریا نژادویسی
پوریا نژاد نژادویسی: مردی که با تصاویرش، زشتیِ نظام را عریان کرد پوریا نژاد نژادویسی از دل دستگاه رسانه‌ایِ رسمی برخاست — اما آثارش نه بزکِ قدرت، که آینه‌ای خُردکننده از تناقض‌ها و جنایت‌های سیستم بوده‌اند. او، به‌جای پوشاندن، با دقتی تلخ و بی‌پرده، نقاط ضعفِ ساختار را نمایان ساخت؛ همان نقاطی که نظام می‌کوشد پشتِ روایت‌های رسمی و نمایش‌های ساختگی پنهانشان کند. - در قاب برنامه‌هایی چون "دختران فراری پارک ملت"، او نه فقط آسیب‌ها را نشان داد، بلکه علت‌ها را — فقر، سرکوب اجتماعی، تهمت و تحقیر زنان — جلو چشم گذاشت. تصویری که او ثبت کرد، دیگر قابل تبدیل به شعارهای پوشالی نبود: نوجوانان و زنانِ رهاشده، سند زنده ناکارآمدی و خشونت‌زای نظم حکومتی بودند. - فیلم آموزشیِ انتخاباتی که او ساخت، بدل به استندآپ تراژیکِ یک انتخابات نمایشی شد. آموزشی برای مشارکت در نمایشی که نتایجش پیش‌ساخته است؛ خودِ وجودِ چنین آموزشی، اعترافی به پوچیِ مشروعیتِ ادعاشده بود. - پوششِ بحران‌ها — از زلزله بم تا سفرهای خامنه‌ای — ثبتِ ژست‌های نمایشی و فاصله‌گیریِ حکمرانی از مردم را به نمایش گذاشت. صحنه‌ها نشان دادند که اولویت دستگاه، مرمت تصویرِ قدرت است نه نجات جان و کرامتِ مردم. پوریا با همان ابزار و مکانیزم‌های پروپاگاندا، تصویری ساخت که نظام از بیانش وحشت دارد — نه به‌خاطرِ تمجید یا دفاع، بلکه چون این تصاویر حقیقتِ زشتِ نظم را بدون مهیا کردنِ پرده‌های فریبنده نشان می‌دهند. او ناخواسته یا آگاهانه، به راویِ سندِ سقوطِ اخلاقی و سیاسیِ یک ساختار تبدیل شد؛ کسی که با هنر و ثبت واقعیت، چهرهٔ منحوسِ نظام را برای تماشاگرانش عریان کرد.