در ادامه پروژه انحلال بند زندانیان سیاسی در اوین، شش زندانی سیاسی بند ۳۵۰ به بخش عمومی این زندان منتقل شدند.

شش زندانی سیاسی پرونده مرتبط با برخی صفحات در فیس بوک به نام های مسعود سیدطالبی، فرید اکرمی پور، فریبرز کاردارفرد، مسعود قاسمخانی، امیر گلستانی و مهدی ری شهری صبح روز چهارشنبه در جریان حضور مهدی خدابخشی معاون دادستان تهران در زندان اوین و جواد مومنی معاون زندان اوین در بند ۳۵۰ این شش زندانی سیاسی به سالن های متفاوتی در بند ۸ زندان اوین که شرایط نامناسبی داشته و محل نگهداری زندانیان جرایم مالی است، منتقل شدند.

بر اساس این گزارش با انتقال این شش تن شمار زندانیان سیاسی باقی مانده در بند ۳۵۰ به عدد ۳۶ رسیده است. از سوی دیگر همچنان و با وجود گذشت یکسال و نیم از شروع روند بازداشت این فعالان فیس بوکی توسط سپاه پاسداران و صدور حکم بدوی بیشتر از یکصدوبیست سال برای این فعالان نتیجه قطعی دادگاه تجدیدنظر در ابهام است و نحوه اجرای ماده ۱۳۴ قانون مجازات اسلامی در مورد  آنها نامشخص است.

در آستانه سالگرد تهاجم خونین به بند ۳۵۰ در ۲۸ فروردین سال گذشته، روند انحلال این بند همچنان ادامه داشته و به نظر می رسد که همچنان ادامه دارد. مقامات قضایی و امنیتی مسئول در این روند در تلاشند تا هرگونه تفکیکی میان زندانیان سیاسی – عقیدتی و سایر زندانیان را از بین برده ولی همچنان زندانیان سیاسی را از حقوق حتی برابر با زندانیان مالی محروم سازند.

این انتقال ها در شرایطی انجام می شود که بند هشت زندان اوین  از امکانات اولیه بی بهره است.
گزارش های رسیده از بند ۸ زندان اوین که بندی است متشکل از زندانیانی که تفکیک جرایم نشده اند، از فاجعه ای می گوید که عمق آن ناپیداست.

این عدم تفکیک جرایم در حالی صورت می گیرد که تراکم زندانی در سالن های این بند خارج از تصور است. به عنوان نمونه سالن شماره ۸ اندرزگاه شماره ۸ که ظرفیت ۱۰۸ نفر زندانی را دارد، اکنون با تراکم ۲۴۲ نفره مواجه است. این تعداد زندانی در یک بند در حالی نگهداری می شوند که ابتدایی ترین امکانات که همان جای خواب باشد برای آنان مهیا نیست.

به گفته شاهدان عینی، آمار حسینیه خوابها (زندانیانی که در حسینیۀ هر سالن در فضایی بسیار کوچک و البته در سرما می خوابند) و کریدور خواب ها (یعنی کسانی که در راهروها می خوابند، حتی تا نزدیکی توالت و حمام) هر روز بالاتر می رود و عملاً شب ها، افراد کریدور خواب که در مسیر عبور زندانیان برای رفتن به سرویس های بهداشتی می خوابند، تا صبح بارها و بارها دست و پاهایشان لگد می شود و عملاً حتی از امکان خواب در آرامش هم محروم اند.

به گزارش کلمه؛ باید به وضعیت توصیف شده، کیفیت بسیار نازل غذا، قطع مکرر آب گرم در سرویس های بهداشتی، خرابی سیستم گرمایشی و بر خورد آمرانه و توهین آمیز افسر نگهبان ها، هواخوری اجباری ابتدای صبح در سرمای کوهستان برفگیر اوین، اجبار برای شرکت در مراسم دهۀ فجر، وجود شروط اعتقادی برای رفتن به مرخصی (شرکت در نماز جماعت، قبولی در امتحان احکام و…) را نیز اضافه کرد.

هم‌چنین مواد مخدر در بند ۸ زندان اوین به وفور یافت می‌شود، هر زندانی بنا به سلیقه خود می‌تواند مواد مخدری را که تمایل دارد خریداری و مصرف کند. این در حالی است که مبادی ورودی و خروجی زندان اوین تحت کنترل شدید ماموران قرار دارد و شدت بازرسی‌ها به حدی است که هیچ فردی از خارج زندان -بدون همکار ماموران- نمی‌تواند وسایل غیرقابل نظارت را به درون زندان وارد کند!

گزارش های رسیده حکایت از آن دارد که در میان زندانی های محبوس در بند ۸ همه نوع جرمی دیده می شود؛ از دزدان دریایی سومالیایی گرفته تا کلاهبرداران حرفه ای و جاعل اسناد تا زندانیان سیاسی.

مقاله قبلیاحمد حریری: حزب الله از تسلط جمهوری اسلامی بر منطقه دفاع می‌کند
مقاله بعدیمحمدجواد ظریف: اگر تحریم‌ها ادامه یابند؛ بدون هیچ محدودیتی غنی‌سازی می‌کنیم
مسعود نوری جاوید
مسعود نوری جاوید، نامی آشنا برای آن دسته از مخاطبان خبر که در میان هیاهوی پروپاگاندای رسمی، به دنبال رگه‌هایی از واقعیت می‌گردند. او از معدود روزنامه‌نگارانی است که کار خود را نه در ستایش قدرت، بلکه در به چالش کشیدن آن تعریف کرده است. کارنامه او، روایتی است از تلاش برای شکستن سکوت و تاباندن نور بر تاریک‌خانه‌هایی که صاحبان قدرت و ثروت، پنهان ماندنشان را حیاتی می‌دانند. افشای فساد سیستماتیک: نوری جاوید با شجاعت به سراغ پرونده‌هایی رفت که خط قرمز بسیاری محسوب می‌شد؛ از اختلاس‌های صورت‌گرفته در نهادهای شبه‌دولتی و بنیادها تا رانت‌خواری‌های گسترده در پروژه‌های عمرانی و واگذاری‌های غیرشفاف. گزارش‌های مستند او، که اغلب با تکیه بر اسناد درزکرده و منابع داخلی تهیه شده، بارها لایه‌هایی از فساد سازمان‌یافته در بدنه حاکمیت را آشکار کرده است. در حالی که رسانه‌های حکومتی مشغول تولید روایت‌های رسمی از "پیشرفت" و "ثبات" هستند، دوربین و قلم مسعود نوری جاوید به سراغ قربانیان واقعی این سیاست‌ها رفته است. گزارش‌های میدانی او از اعتراضات کارگری، تجمعات مال‌باختگان، بحران آب در خوزستان و سیستان، و وضعیت کولبران در کردستان، صدای کسانی شد که دستگاه تبلیغاتی نظام همواره در تلاش برای خاموش کردنشان بوده است. او با فاصله گرفتن از خبرهای رسمی و جهت‌دار، به ثبت و ضبط روایت‌های شهروندانی پرداخت که قربانی سرکوب سیستماتیک شده‌اند. تهیه گزارش از وضعیت خانواده‌های زندانیان سیاسی، فشارهای امنیتی بر فعالان مدنی و دانشجویان، و محدودیت‌های اعمال‌شده بر اقلیت‌های دینی و قومی، بخش مهمی از کارنامه او را تشکیل می‌دهد. این مسیر، اما، بدون هزینه نبوده است. مسعود نوری جاوید بارها طعم تهدید را چشیده است. او نماد روزنامه‌نگاری است که امنیت و آسایش شخصی را فدای رسالت آگاهی‌بخشی کرده است. کارنامه مسعود نوری جاوید، تنها یک رزومه کاری نیست؛ بلکه سندی است از مقاومت روزنامه‌نگاری مستقل در یکی از بسته‌ترین فضاهای رسانه‌ای جهان. او به ما یادآوری می‌کند که حتی در دل تاریکی، همیشه هستند کسانی که با شجاعت، مسئولیت روشنگری را بر دوش می‌کشند و اجازه نمی‌دهند روایت حقیقت، در انحصار ماشین پروپاگاندای حکومتی باقی بماند.