روز شنبه ۱۶ اسفند ماه ۱۲ زندانی از سالنهای ۱،۲،۳،۴ و قرچک ورامین در زندان قزل حصار کرج به دار آویخته شدند . سنین  زندانیانی که صبح روز شنبه اعدام شدند بین ۲۸ تا ۵۰ ساله بودند.در میان اعدام شدگان روز شنبه ۲ زن و۲ برادر دیده می شوند .

اسامی تعداد از اعدام شدگان روزشنبه به قرار زیر می باشد؛

۱ـ علی حیدری ۳۰ ساله ،متاهل و دارای ۳ فرزند،  او ۲۱ ماه در سالن ۲ واحد ۲ زندان قزل حصار کرج زندانی بود

۲ـ عادل سلمان زاده ۲۹ ساله ، متاهل و ۳۰ ماه در سالن ۲ واحد ۲ زندان قزل حصار کرج زندانی بود

۳- ـ داود رحمتی ۲۹ ساله ، مجرد ۲۰ ماه در سالن ۲ واحد ۲ زندان قزل حصار کرج زندانی بود

۴ـ علی امامی ۵۰ ساله متاهل و دارای ۳ فرزند ،۳ سال در سالن ۲ واحد ۲ زندان قزل حصار کرج زندانی بود .

۵-ـ عسکر پیرفرشی ۳۷ ساله متاهل و ۲۲ ماه در سالن ۲ واحد ۲ زندان قزل حصار کرج زندانی بود.

۶ـ اکبر پیرفرشی ۳۴ ساله متاهل و به مدت ۲۲ ماه در سالن ۲ واحد ۲ زندان قزل حصار کرج زندانی بود.

۷ـ محسن رنگی ۲۸ ساله ، مجرد و ۲۴ ماه در سالن ۲ واحد ۲ زندان قزل حصار کرج بسر برد.

۸ـ محمد بزاز ۳۰ ساله و متاهل ، به مدت ۲۵ ماه در سالن ۱ واحد ۲ زندان قزل حصار کرج زندانی بود.

روز سه شنبه  ۱۲ اسفند ماه نزدیگ به ۳۰ زندانی از زندانهای تهران بزرگ، قرچک ورامین، زندان گوهردشت کرج  و سالنهای مختلف  واحد ۲ زندان قزل حصار به سلولهای انفرادی زندان قزل حصار کرج منتقل شدند. گروه اول روز چهارشنبه ۱۳ اسفند ماه اعدام شدند ولی تعدادی از آنها را به دلایل نامعلومی از اعدام آنها خوداری کردند اما  همچنان در سلولهای انفرادی زندان قزل حصار نگه داشته شدند تا اینکه صبح امروز آنها را به دار کشیدند.

 

رژیم ولی فقیه هرگاه که به مذاکرات هسته ای با گروه ۵+۱ می خواهد  بپردازد از قبل ،در حین و بعد از آن اقدام به شدت بخشیدن  بر  اعدام های گروهی به طرز جنون آمیزی می زند و از این طریق سعی در ایجاد  فضای  رعب و وحشت در جامعه است. باید از گروه ۵+۱ که در حال مذاکره با رژیم ولی فقیه است پرسید به رژیمی که اینگونه مردمش را گروه گروه به چوبه های دار می برد و اعدام می کند میشود به قول و قرارهای او اعتماد کرد؟رژیم ولی فقیه بدلیل کاهش امکانات مالی اش برای سرکوب و اعدام در ایران و ترور و فرقه گرایی در منطقه در حال فریبکاری است.

مقاله قبلیدو نامزد جشنواره شعر فجر خواستار حذف خود از فهرست نامزدان شدند
مقاله بعدیبازیگر «دانتون ابی» دیو شد
پوریا نژادویسی
پوریا نژاد نژادویسی: مردی که با تصاویرش، زشتیِ نظام را عریان کرد پوریا نژاد نژادویسی از دل دستگاه رسانه‌ایِ رسمی برخاست — اما آثارش نه بزکِ قدرت، که آینه‌ای خُردکننده از تناقض‌ها و جنایت‌های سیستم بوده‌اند. او، به‌جای پوشاندن، با دقتی تلخ و بی‌پرده، نقاط ضعفِ ساختار را نمایان ساخت؛ همان نقاطی که نظام می‌کوشد پشتِ روایت‌های رسمی و نمایش‌های ساختگی پنهانشان کند. - در قاب برنامه‌هایی چون "دختران فراری پارک ملت"، او نه فقط آسیب‌ها را نشان داد، بلکه علت‌ها را — فقر، سرکوب اجتماعی، تهمت و تحقیر زنان — جلو چشم گذاشت. تصویری که او ثبت کرد، دیگر قابل تبدیل به شعارهای پوشالی نبود: نوجوانان و زنانِ رهاشده، سند زنده ناکارآمدی و خشونت‌زای نظم حکومتی بودند. - فیلم آموزشیِ انتخاباتی که او ساخت، بدل به استندآپ تراژیکِ یک انتخابات نمایشی شد. آموزشی برای مشارکت در نمایشی که نتایجش پیش‌ساخته است؛ خودِ وجودِ چنین آموزشی، اعترافی به پوچیِ مشروعیتِ ادعاشده بود. - پوششِ بحران‌ها — از زلزله بم تا سفرهای خامنه‌ای — ثبتِ ژست‌های نمایشی و فاصله‌گیریِ حکمرانی از مردم را به نمایش گذاشت. صحنه‌ها نشان دادند که اولویت دستگاه، مرمت تصویرِ قدرت است نه نجات جان و کرامتِ مردم. پوریا با همان ابزار و مکانیزم‌های پروپاگاندا، تصویری ساخت که نظام از بیانش وحشت دارد — نه به‌خاطرِ تمجید یا دفاع، بلکه چون این تصاویر حقیقتِ زشتِ نظم را بدون مهیا کردنِ پرده‌های فریبنده نشان می‌دهند. او ناخواسته یا آگاهانه، به راویِ سندِ سقوطِ اخلاقی و سیاسیِ یک ساختار تبدیل شد؛ کسی که با هنر و ثبت واقعیت، چهرهٔ منحوسِ نظام را برای تماشاگرانش عریان کرد.