اردوغان و مقاصد بری از منطق او! نوشتاری از بانو محترم مومنی روحی

0
179

آن که داعش را از مرزهای کشوراش به سوی ممالک دیگر عبور داد. قصد تصاحب ارس، یا هدیه کردن آن به جمهوری آذربایجان را دارد. رجب طیب اردوغان رئیس جمهور دو آتشه مسلمان همسایه شمالی ایران، که داعشیان وحشی و تروریست را اجازه عبور از مرزهای ترکیه به سوی جاهای دیگر را داده است. اکنون با اهدای باج سیاسی به الهام علی اف رئیس جمهور آذربایجان، می خواهد از رود گل آلود شرایط کنونی سران نابخرد رژیم اشغالگر ملاها در ایران، به صید نمودن ماهی هائی بپردازد؛ که حتی اگر بتواند آنها را ببلعد؛ هرگز قادر نباشد، که خودش آنها را هضم کند؛ و نه حتی جانشینان بعدی وی نیز خواهند توانست؛ که به چنین تئوری مضحک و غیر منطقی او جامه عمل بپوشانند!

اردوغان در روز پنج شنبه دهم ماه دسامبر ۲۰۲۰ میلادی، در جشن پیروزی « قره باغ » شرکت کرد؛ و در باکو نزد الهام علی اف رئیس حکومت جمهوری آذربایجان، شعر تجزیه طلبانه ای را، که مورد استفاده « پان ترکیست » ها و به زبان ترکی و با مضمونی در رابطه با رود ارس بود خواند؛ که با توجه به معنای این شعر، می توان از آن چنین استنباطی را داشت: که آقای اردوغان رودخانه ارس ایران را، که میان دو کشور جمهوری آذربایجان و ایران قرار دارد. را متعلق به آذربایجان و ترکیه قلمداد می کند. شعر مورد نظر چنین مضمونی دارد: « ارس را از ما جدا کردند، و آن را با میله و سنگ پر کردند؛ من از تو جدا نمی شدم، ما را به زور جدا کردند» !

در ظاهر این چند عبارت شعر گونه، هدف مغرضانه خاصی به چشم نمی خورد. اما اگر به بطن آن توجه بکنیم؛ و نیز شرایط و مکانی را که این یاوه ها در آنجا بیان گشته را در نظر بگیریم. موضوع کاملا مزورانه و تحریک آمیز مطرح شده است: « ارس را از ما گرفتند » ؛ مرادش از واژه < ما > کیست و چیست ؟ با آن که جشن مربوطه هیچ ربطی به رودخانه مرزی ارس نداشته و ندارد. وی در کمال شیادی و موذیگری( و شاید هم به دستور اربابان خودش و طراحان وقوع یک کشمکش دیگر نظامی درون منطقه )، در حال وسوسه نمودن الهام علی اف رئیس جمهوری آذربایجان، جهت ایجاد دغدغه تصاحب و تقسیم کردن رودخانه ارزشمند ارس میان خودشان بوده است. تا که بالاخره زهرش را به جان ایران و ایرانی بریزد؛ و در این ارتباط، هم رشته دوستی میان ترکیه و جمهوری آذربایجان را مستحکم نماید؛ و هم با درهم بر هم بودن اوضاع سیاسی – بین المللی رژیم رو به فنای آخوندی در ایران، هر چه بیثشتر به تحریک نمودن گروه « پان ترکیست » ها جهت تجزیه نمودن دو استان بزرگ آذربایجان شرقی و غربی ، از اندام پر وقار و سرافراز ایران بنماید. زیرا این شعر که به زبان ترکی است، یکی از نمادهای جدائی طلبانه پان ترکیست ها می باشد !

این ماجرا موجب گشته، که مسؤلان جمهوری اسلامی از جمله محمدجواد ظریف وزیر امور خارجه رژیم ملاها نیز به ‍آن واکنش نشان بدهد. وی به اظهارات مداخله جویانه رئیس جمهور ترکیه واکنش نشان داده، و در توئیتر خودش خطاب به کاربران صفحه توئیتری خویش نوشته است: « او در باره جدائی مناطق شمالی ارس از ایران شعر خواند. اما هیچ کسی نمی تواند، در باره آذربایجان عزیز ما صحبت کند. »!

ظریف در پاسخ به اردوغان چنین ادامه داده است: « به ارودغان نکفته بودند؛ شعری که به غلط در باکو خواند. مربوط به جدائی قهری مناطق شمالی ارس از سرزمین مادری شان ایران است؟ » وی چنین ادامه داده است: « ایا او نفهمیده که علیه استقلال جمهوری آذربایجان هم سخن گفته است؟ هیچکس نمی تواند درباره آذربایجان عزیز ما صحبت کند. » !

ظاهرا دو وزارتخانه خارجه ترکیه و جمهوری اسلامی، در ارتباط با اظهارات توطئه آمیز و مداخله جویانه رجب طیب اردوغان در باکوی جمهوری آذربابجان، و نیز واکنش ظریف به شعر خوانی تحریک آمیز رئیس جمهور همسایه شمالی ایران، سفیران هر دو کشور را احضار کرده اند؛ و در این باره تذکراتی به آنان داده اند!

هر چند که اکنون، هم شعر تحریک آمیز اردوغان خوانده شده است؛ و هم پاسخ طعنه آمیز ظریف نیز خطاب به وی ارائه گشته است. اما این گستاخی غیر قابل گذشت رئیس جمهور دگم و اسلامزده ترکیه، به هیچوجه نباید از جانب مردم استقلال طلب ایران، و به ویژه آذری های سربلند میهن پرست کشور عزیزمان، بدون پاسخی دندان شکن باقی بماند. چرا که اگر امروز جلوی این فرد گرفته نشود؟ در جریان روزهای دور یا نزدیک آینده، هر سرزمینی که در همسایگی ایران و در کنار مرزهای خشکی و دریائی کشورمان قرار دارد. یکی یکی سر بر می آورند، تا بخشی از بدنه خطه زرخیز ایرانزمین را از آن خودشان بنامند؛ و در موقعیتی که ملت شریف ایران، پس از سرنگون کردن رژیم جنایتکار آخوندی در میهن شان، می بایست که در تکاپوی پاکسازی کشورشان از بقایای رژیم اشغالگر آخوندی در سرزمین اهورائی خویش باشند. ناگزیر گردند، که پیش از پرداختن به هر امر دیگری، به جای پردازش به بازسازی های همه جانبه در کشور آخوندزده خودشان، مراقب نفوذ بیگانگان فرصت طلب به استان های مرزی در پیرامون سراسر ایران، و محافظت نمودن از جای جای کهندیار عزیز خویش باشند. تا که باری دیگر ، مانند زمان حاکمیت استبدادی قجرها، مخصوصا هنگام پادشاهی فتحعلی شاه قاجار، که هزاران کیلومتر مربع از زمین ها و استان های کوچک و بزرگ در شمال ایران مان، مانند همین جمهوری آذربایجان، گرجستان، ترکمنستان، ارمنستان، قزاقستان و ….. که در جریان حملات نظامی روس ها به آنان واگذار گردیده بود. باز هم روسیه کنونی یا به تنهائی، و یا با کشاندن پای ترکیه عثمانی به رهبری رجب طیب اردوغان به بازی شومی علیه ایران برخیزند؛ و با برپا نمودن حملات نظامی دیگری به ایرانزمین، دوباره به همان بخش های شمالی کشورمان که در دسترس ایشان می باشند بتازند. تا به تسخیر قسمت هائی از ایران بزرگ و پر جاذبه و ثروتمند ؤ؛ و مصیبت جدیدی را برای ما و میهن مان فراهم بی آورند!

به قول بابا طاهر عریان: « اگر دردم یکی بودی چه بودی *** اگر غم اندکی بودی چه بودی » ؟!

محترم مومنی

مطلب قبلیرجیستری گوشی تلفن همراه غیرحضوری شد
مطلب بعدیمحمدصدر: مشارکت پایین در انتخابات ‌خطر امنیتی‌ برای ایران دارد
محترم مومنی روحی
شرح مختصری از بیوگرافی بانو محترم مومنی روحی او متولد سال 1324 خورشیدی در شهر تهران است. تا مقطع دبیرستان، در مجتمع آموزشی " فروزش " در جنوب غربی تهران، که به همت یکی از بانوان پر تلاش و مدافع حقوق زنان ( بانو مساعد ) در سال 1304 خورشیدی در تهران تأسیس شده بود؛ در رشته ادبیات پارسی تحصیل نموده و دیپلم متوسطه خود را از آن مجتمع گرفته است. در سال 1343 خورشیدی، با همسرش آقای هوشنگ شریعت زاده ازدواج نموده؛ و حاصل آن دو فرزند دختر و پسر 47 و 43 ساله، به نامهای شیرازه و شباهنگ است؛ که به او سه نوه پسر( سروش و شایان از دخترش شیرازه، و آریا از پسرش شباهنگ) را به وی هدیه نموده اند. وی نه سال پس از ازدواج، در سن بیست و نه سالگی، رشته روانشناسی عمومی را تا اواسط دوره کارشناسی ارشد آموخته، و در همین رشته نیز مدت هفده سال ضمن انجام دادن امر مشاورت با خانواده های دانشجویان، روانشناسی را هم تدریس نموده است. همزمان با کار در دانشگاه، به عنوان کارشناس مسائل خانواده، در انجمن مرکزی اولیاء و مربیان، که از مؤسسات وابسته به وزارت آموزش و پرورش می باشد؛ به اولیای دانش آموزان مدارس کشور، و نیز به کاکنان مدرسه هائی که دانش آموزان آن مدارس مشکلات رفتاری و تربیتی داشته اند؛ مشاورت روانشناسی و امور مربوط به تعلیم و تربیت را داده است. از سال هزار و سیصد و پنجاه و دو، عضو انجمن دانشوران ایران بوده، و برای برنامه " در انتهای شب " رادیو ، با برنامه " راه شب " اشتباه نشود؛ مقالات ادبی – اجتماعی می نوشته است. برخی از اشعار و مقالاتش، در برخی از نشریات کشور، از جمله روزنامه " ایرانیان " ، که ارگان رسمی حزب ایرانیان، که وی در آن عضویت داشته منتشر می شده اند. پایان نامه تحصیلی اش در دانشگاه، کتابی است به نام " چگونه شخصیت فرزندانتان را پرورش دهید " که توسط بنگاه تحقیقاتی و مطبوعاتی در سال 1371 خورشیدی در تهران منتشر شده است. از سال 1364 پس از تحمل سی سال سردردهای مزمن، از یک چشم نابینا شده و از چشم دیگرش هم فقط بیست و پنج درصد بینائی دارد. با این حال از بیست و چهار ساعت شبانه روز، نزدیک به بیست ساعت کار می کند. بعد از انقلاب شوم اسلامی، به مدت چهار سال با اصرار مدیر صفحه خانواده یکی از روزنامه های پر تیراژ پایتخت، به عنوان " کارشناس تعلیم و تربیت " پاسخگوی پرسشهای خوانندگان آن روزنامه بوده است. به لحاظ فعالیت های سیاسی در دانشگاه محل تدریسش، مورد پیگرد قانونی قرار می گیرد؛ و به ناچار از سال 1994 میلادی،به اتفاق خانواده اش، به کشور هلند گریخته و در آنجا زندگی می کند. مدت شش سال در کمپهای مختلف در کشور هلند زندگی نموده؛ تا سرانجام اجازه اقامت دائمی را دریافته نموده است. در شهر محل اقامتش در هلند نیز، سه روز در هفته برای سه مؤسسه عام المنفعه به کار داوطلبانه بدون دستمزد اشتغال دارد. در سال 2006 میلادی، چهار کتاب کم حجم به زبان هلندی نوشته است؛ ولی چون در کشور هلند به عنوان نویسنده صاحب نام شهرتی نداشته، هیچ ناشری برای انتشار کتابهای او سرمایه گذاری نمی کند. سرانجام در سال 2012 میلادی، توسط کانال دو تلویزیون هلند، یک برنامه ده قسمتی از زندگی او تهیه و به مدت ده شب پیاپی از همان کانال پخش می شود. نتیجه مفید این کار، دریافت پیشنهاد رایگان منتشر شدن کتابهای او توسط یک ناشر اینترنتی هلندی بوده است. تا کنون دو عنوان از کتابهای وی منتشر شده و مورد استقبال نیز قرار گرفته اند. در حال حاضر مشغول ویراستاری دو کتاب دیگرش می باشد؛ که به همت همان ناشر منتشر بشوند. شعار همیشگی او در زندگی اش، و تصیه آن به فرزندانش : خوردن به اندازه خواب و استراحت به اندازه اما کار بی اندازه است. چون فقط کار و کار و کار رمز پیروزی یک انسان است.