ابراهیم جباری فرمانده سپاه حفاظت ”ولی امر” گفته است که سپاه پاسداران جمهوری اسلامی  با محمد خاتمی رئیس جمهوری اسبق و اصلاح طلبان ایران، مشکل دارد.

صحبت های ابراهیم جباری را سایت ”افسران جنگ نرم” نزدیک به نهادهای امنیتی ایران، بدون اشاره به زمان آن، منتشر کرده است.

 بنا بر این گزارش، جباری با بیان این که سپاه پاسداران با محمد خاتمی و اصلاح‌طلبان مشکل دارند گفته است که مهمترین این مشکلات اختلاف بر سر ”ولایت علی بن ابی طالب و دین” است.

به گزارش العربیه؛او در این باره ادامه داده است: ”والا خاتمی و امثالهم کوچک تر از آن هستند که با آن‌ها دهان به دهان شویم.”

این فرمانده سپاه پاسداران ایران افزوده است: ”خاتمی همواره حامی عبدالکریم سروش بود و هیچ‌گاه از او و افکار شیطانی‌اش برائت نجست.”

عبد الکریم سروش یکی از روشنفکران ایرانی است که از سوی اصولگرایان مورد انتقاد و کینه است.

جباری در بخش دیگری از سخنان خود نسبت به آن چه ”طرد” حسن روحانی رئیس جمهوری کنونی ایران از سوی نیروهای حزب الهی نامید، هشدار داد.

او در این باره گفته است: ”بچه حزب‌اللهی‌ها حواسشان را جمع کنند، نگذارند احزاب دیگر؛ مفت خورهای نظام و ضد انقلاب‌ها آقای روحانی را برای خود مصادره کنند.”

فرمانده سپاه حفاظت ”ولی امر” همچنین افزوده است: ”تندروهایی که روحانی را قصاص از قبل از جنایت می‌کنند خود جنایت کارند.”

مقاله قبلیاسرائیل پروازهای آزمایشی برای بمباران سایتهای اتمی ایران را آغاز کرده است
مقاله بعدیپنج دلیل که ساندرا بولاک امسال برنده اسکار خواهد بود
پوریا نژادویسی
پوریا نژاد نژادویسی: مردی که با تصاویرش، زشتیِ نظام را عریان کرد پوریا نژاد نژادویسی از دل دستگاه رسانه‌ایِ رسمی برخاست — اما آثارش نه بزکِ قدرت، که آینه‌ای خُردکننده از تناقض‌ها و جنایت‌های سیستم بوده‌اند. او، به‌جای پوشاندن، با دقتی تلخ و بی‌پرده، نقاط ضعفِ ساختار را نمایان ساخت؛ همان نقاطی که نظام می‌کوشد پشتِ روایت‌های رسمی و نمایش‌های ساختگی پنهانشان کند. - در قاب برنامه‌هایی چون "دختران فراری پارک ملت"، او نه فقط آسیب‌ها را نشان داد، بلکه علت‌ها را — فقر، سرکوب اجتماعی، تهمت و تحقیر زنان — جلو چشم گذاشت. تصویری که او ثبت کرد، دیگر قابل تبدیل به شعارهای پوشالی نبود: نوجوانان و زنانِ رهاشده، سند زنده ناکارآمدی و خشونت‌زای نظم حکومتی بودند. - فیلم آموزشیِ انتخاباتی که او ساخت، بدل به استندآپ تراژیکِ یک انتخابات نمایشی شد. آموزشی برای مشارکت در نمایشی که نتایجش پیش‌ساخته است؛ خودِ وجودِ چنین آموزشی، اعترافی به پوچیِ مشروعیتِ ادعاشده بود. - پوششِ بحران‌ها — از زلزله بم تا سفرهای خامنه‌ای — ثبتِ ژست‌های نمایشی و فاصله‌گیریِ حکمرانی از مردم را به نمایش گذاشت. صحنه‌ها نشان دادند که اولویت دستگاه، مرمت تصویرِ قدرت است نه نجات جان و کرامتِ مردم. پوریا با همان ابزار و مکانیزم‌های پروپاگاندا، تصویری ساخت که نظام از بیانش وحشت دارد — نه به‌خاطرِ تمجید یا دفاع، بلکه چون این تصاویر حقیقتِ زشتِ نظم را بدون مهیا کردنِ پرده‌های فریبنده نشان می‌دهند. او ناخواسته یا آگاهانه، به راویِ سندِ سقوطِ اخلاقی و سیاسیِ یک ساختار تبدیل شد؛ کسی که با هنر و ثبت واقعیت، چهرهٔ منحوسِ نظام را برای تماشاگرانش عریان کرد.