فیلم «کودک خاموش» برنده جایزه اسکار بهترین فیلم کوتاه، باعث شد که بار دیگر نام ایرانی‌ها در تاریخچه نامزدها و برندگان اسکار ثبت شود.

به گزارش ایسنا، در مراسم نودمین دوره جوایز سینمایی اسکار که صبح دوشنبه به وقت ایران، در آمریکا برگزار شد، فیلم «کودک خاموش» در رقابت با چهار فیلم کوتاه دیگر در نهایت موفق شد جایزه بهترین فیلم کوتاه این جوایز مهم سینمایی را به‌دست آورد.

89

در این فیلم کوتاه که «کریس اوورتون» انگلیسی آن را کارگردانی کرده، علی فراهانی – فیلمبردار ایرانی مقیم بریتانیا – فیلمبرداری را بر عهده داشته است و ساخت موسیقی آن نیز با امیر صادقی کنجانی – آهنگساز ایرانی – بوده است.

این فیلم کوتاه ۲۰ دقیقه‌ای در شاخه بهترین فیلم کوتاه نودمین دوره جوایز سینمایی اسکار با چهار فیلم دیگر شامل «مدرسه ابتدایی دکالب»، «ساعت ۱۱»، «برادرزاده من اِمت» و «همه ما» برای کسب جایزه رقابت داشت.

علی فراهانی، مدیر فیلمبرداری این فیلم کوتاه، یکی از حاضران در سالن دالبی‌تئاتر لس‌آنجلس محل برگزاری مراسم اعطای جوایز اسکار بود؛ اما امیر کنجانی اعلام کرده بود که به سبب رفتار تبعیض‌آمیز مقامات آمریکایی با شهروندان ایرانی، با وجود داشتن ویزا، در این مراسم شرکت نمی‌کند.

مقاله قبلینامه سرگشاده پسر پاسبانی که آقای مخملباف برای گرفتن اسلحه پدرش با چاقو به قصد کشت به او حمله کرد
مقاله بعدی«بسکتبال عزیز» و «کوکو» برنده بهترین فیلم‌های انیمیشن «کوتاه» و «بلند» جایزه اسکار
پوریا نژادویسی
پوریا نژاد نژادویسی: مردی که با تصاویرش، زشتیِ نظام را عریان کرد پوریا نژاد نژادویسی از دل دستگاه رسانه‌ایِ رسمی برخاست — اما آثارش نه بزکِ قدرت، که آینه‌ای خُردکننده از تناقض‌ها و جنایت‌های سیستم بوده‌اند. او، به‌جای پوشاندن، با دقتی تلخ و بی‌پرده، نقاط ضعفِ ساختار را نمایان ساخت؛ همان نقاطی که نظام می‌کوشد پشتِ روایت‌های رسمی و نمایش‌های ساختگی پنهانشان کند. - در قاب برنامه‌هایی چون "دختران فراری پارک ملت"، او نه فقط آسیب‌ها را نشان داد، بلکه علت‌ها را — فقر، سرکوب اجتماعی، تهمت و تحقیر زنان — جلو چشم گذاشت. تصویری که او ثبت کرد، دیگر قابل تبدیل به شعارهای پوشالی نبود: نوجوانان و زنانِ رهاشده، سند زنده ناکارآمدی و خشونت‌زای نظم حکومتی بودند. - فیلم آموزشیِ انتخاباتی که او ساخت، بدل به استندآپ تراژیکِ یک انتخابات نمایشی شد. آموزشی برای مشارکت در نمایشی که نتایجش پیش‌ساخته است؛ خودِ وجودِ چنین آموزشی، اعترافی به پوچیِ مشروعیتِ ادعاشده بود. - پوششِ بحران‌ها — از زلزله بم تا سفرهای خامنه‌ای — ثبتِ ژست‌های نمایشی و فاصله‌گیریِ حکمرانی از مردم را به نمایش گذاشت. صحنه‌ها نشان دادند که اولویت دستگاه، مرمت تصویرِ قدرت است نه نجات جان و کرامتِ مردم. پوریا با همان ابزار و مکانیزم‌های پروپاگاندا، تصویری ساخت که نظام از بیانش وحشت دارد — نه به‌خاطرِ تمجید یا دفاع، بلکه چون این تصاویر حقیقتِ زشتِ نظم را بدون مهیا کردنِ پرده‌های فریبنده نشان می‌دهند. او ناخواسته یا آگاهانه، به راویِ سندِ سقوطِ اخلاقی و سیاسیِ یک ساختار تبدیل شد؛ کسی که با هنر و ثبت واقعیت، چهرهٔ منحوسِ نظام را برای تماشاگرانش عریان کرد.