کمیته انتخاب فیلم ایرانی برای معرفی به آکادمی علوم و هنرهای سینمایی در مرحله نخست۱۰ فیلم را برای بررسی بیشتر انتخاب کرد و فیلم نهایی تا چند روز آینده معرفی خواهد شد.

جلسه انتخاب فیلم ایرانی برای معرفی به آکادمی اسکار با میزبانی بنیاد سینمایی فارابی و حضور نمایندگان سازمان سینمایی و خانه سینما برگزار شد.

در ابتدای این جلسه محمدرضا جعفری جلوه مدیر عامل بنیاد سینمایی فارابی، جشنواره ها و جوایز جهانی را فرصتی برای فرهنگ و هنر کشورهای مختلف دانست که داشته ها، ویژگی ها، تفاوت ها و تمایزات خود را در ویترینی جهانی به نمایش بگذارند و تریبونی برای شاخص ترین بروز و برترین تجلی خویش بیابند.

وی با اشاره به اتکا آکادمی اسکار و آیین فرهنگستان علوم و هنرهای سینمایی به ظرفیت عظیم رسانه ای، بهره‌گیری هوشمندانه از این فرصت را از اولویت هایی شمرد که در تعامل مستقیم میان پدیدآورندگان آثار و متولیان امر به نتیجه ای مطلوب می رسد، امری که در چنین هیأت داوری مشهود است.

محمد مهدی عسگرپور مدیر عامل خانه سینما نیز با بیان این نکته که دولتمردان در دوره جدید فضای روانی مثبتی ایجاد کرده اند که هم خود و هم اعضای خانواده سینما می بایست قدردانش باشند، بر پیگیری روش مناسب و پرهیز از بی قاعدگی ها و همچنین ترکیب خوب هیأت حاضر و ضرورت معرفی بهترین گزینه ممکن از میان فیلم های اکران شده، تأکید کرد.

عسگرپور همچنین حساسیت جامعه نسبت به معرفی نماینده ایران برای اسکار را ناشی از موفقیت های سینمای ایران در عرصه اسکار دانست.

در ادامه جلسه امیر اسفندیاری به عنوان سخنگوی این هیئت انتخاب شد. اعضای این هیئت عبارتند از: حبیب احمدزاده نویسنده و استادیار دانشگاه، امیر اسفندیاری معاونت بین الملل بنیاد سینمایی فارابی، احمد امینی کارگردان، آرش امینی مدیرکل حوزه ریاستی و امور بین الملل سازمان سینمایی، امین تارخ بازیگر و مدرس سینما، ایرج تقی پور تهیه کننده، پرویز شیخ طادی نویسنده و کارگردان، محمد باقر قهرمانی مدرس دانشگاه و مجید میرفخرایی مدیر هنری.

کمیته انتخاب فیلم ایرانی پس از مرور قوانین و مقررات، بحث در خصوص رویکردهای ممکن برای انتخاب فیلم، بررسی فهرست رسمی ۵۸ فیلم به نمایش در آمده در ایران در یک سال گذشته و ارزیابی وضعیت بین المللی عناوین حائز شرایط به فهرستی کوتاه شامل 10 فیلم رسیده است که عبارتند از: «آذر، شهدخت، پرویز و دیگران»، «استرداد»، «امروز»، «برف»، «تنهای تنهای تنها»، «چ»، «خسته نباشید»، «خط ویژه»، «زندگی مشترک آقای محمودی و بانو» و «سر به مهر».

به گزارش مهر؛ این کمیته، پس از بررسی های تکمیلی جهت انتخاب نماینده ای شایسته برای کشورمان از جهات مختلف، نتایج بعدی را متعاقبا اعلام خواهد کرد.

مقاله قبلیتهدید کسری نوری به تغییر محل حبس از سوی رییس زندان های کشور
مقاله بعدیلغو مجوز دانشجویان ایرانی، اینبار در فنلاند و اجازه تحصیل پسر سفیر رژیم جمهوری اسلامی
مسعود نوری جاوید
مسعود نوری جاوید، نامی آشنا برای آن دسته از مخاطبان خبر که در میان هیاهوی پروپاگاندای رسمی، به دنبال رگه‌هایی از واقعیت می‌گردند. او از معدود روزنامه‌نگارانی است که کار خود را نه در ستایش قدرت، بلکه در به چالش کشیدن آن تعریف کرده است. کارنامه او، روایتی است از تلاش برای شکستن سکوت و تاباندن نور بر تاریک‌خانه‌هایی که صاحبان قدرت و ثروت، پنهان ماندنشان را حیاتی می‌دانند. افشای فساد سیستماتیک: نوری جاوید با شجاعت به سراغ پرونده‌هایی رفت که خط قرمز بسیاری محسوب می‌شد؛ از اختلاس‌های صورت‌گرفته در نهادهای شبه‌دولتی و بنیادها تا رانت‌خواری‌های گسترده در پروژه‌های عمرانی و واگذاری‌های غیرشفاف. گزارش‌های مستند او، که اغلب با تکیه بر اسناد درزکرده و منابع داخلی تهیه شده، بارها لایه‌هایی از فساد سازمان‌یافته در بدنه حاکمیت را آشکار کرده است. در حالی که رسانه‌های حکومتی مشغول تولید روایت‌های رسمی از "پیشرفت" و "ثبات" هستند، دوربین و قلم مسعود نوری جاوید به سراغ قربانیان واقعی این سیاست‌ها رفته است. گزارش‌های میدانی او از اعتراضات کارگری، تجمعات مال‌باختگان، بحران آب در خوزستان و سیستان، و وضعیت کولبران در کردستان، صدای کسانی شد که دستگاه تبلیغاتی نظام همواره در تلاش برای خاموش کردنشان بوده است. او با فاصله گرفتن از خبرهای رسمی و جهت‌دار، به ثبت و ضبط روایت‌های شهروندانی پرداخت که قربانی سرکوب سیستماتیک شده‌اند. تهیه گزارش از وضعیت خانواده‌های زندانیان سیاسی، فشارهای امنیتی بر فعالان مدنی و دانشجویان، و محدودیت‌های اعمال‌شده بر اقلیت‌های دینی و قومی، بخش مهمی از کارنامه او را تشکیل می‌دهد. این مسیر، اما، بدون هزینه نبوده است. مسعود نوری جاوید بارها طعم تهدید را چشیده است. او نماد روزنامه‌نگاری است که امنیت و آسایش شخصی را فدای رسالت آگاهی‌بخشی کرده است. کارنامه مسعود نوری جاوید، تنها یک رزومه کاری نیست؛ بلکه سندی است از مقاومت روزنامه‌نگاری مستقل در یکی از بسته‌ترین فضاهای رسانه‌ای جهان. او به ما یادآوری می‌کند که حتی در دل تاریکی، همیشه هستند کسانی که با شجاعت، مسئولیت روشنگری را بر دوش می‌کشند و اجازه نمی‌دهند روایت حقیقت، در انحصار ماشین پروپاگاندای حکومتی باقی بماند.