مقاله یک بانوی ایرانی در روزنامه یولاند پوستن دانمارک بعد از دو سال پروسه قضایی برایش اندکی دردسرساز شده است.

او متهم به نژادپرستی و نفرت‌پراکنی شده است  که باید طبق حکم دادگاهی در دانمارک یا جریمه 5000 کرونی ( معادل کمی بیش از 900 دلار آمریکائی) را پرداخت کند و یا پنج روز به زندان برود. مسلماً در اروپا نیز آزادی بیان حد و حدود خود را دارد و جایی که منجر به نفرت پراکنی و نژادپرستی شود، حتی در کشوری همچون دانمارک، با آن برخورد می‌شود.

به گزارش خبرنامه ملّی ایرانیان به نقل از ناظران تاربرگ خبرگزاری فرانسه، ماجرا از آنجا آغاز شد که خانم فیروزه بذرافکن در ماه دسامبر دو سال پیش در وبلاگی در روزنامه «یولاند پوستن» که پیشتر نیز به خاطر چاپ انتشار کاریکتوری از پیامبر اسلام در سطح جهانی معروف شده بود، در جملاتی توهین‌آمیز به مسلمانان جهان نوشت:

« من کاملا متقاعد شده ام مردان مسلمان در سراسر جهان، دختران خود را مورد سوء استفاده و تجاوز قرار می‌دهند. این بر اساس یافته‌های من به عنوان یک ایرانی-دانمارکی از این فرهنگ غیرانسانی و معیوب است -البته اگر بتوان نام آن را فرهنگ گذاشت- من فکر می‌کنم که این مذهب معیوب و غیرانسانی و کتاب آن قرآن، فاسدتر، احمقانه تر و رقت‌انگیزتر از دو کتاب مذهبی فراگیر دیگر دنیا، در مجموع است.»

چندی پس از انتشار این مقاله، پلیس محل زندگی خانم فیروزه بذرافکن با ارسال اخطاریه ای به او اعلام کرد که این خانم باید 8000 کرون به دلیل انتشار نظریات نژادپرستانه و نفرت پراکنانه پرداخت کند.

اما او در پاسخ به پلیس گفته است: من حاضر نیستم این مبلغ را پرداخت کنم.

در نهایت پس از دوسال، دادگاهی در دانمارک او را محکوم کرده اما خانم بذرافکن عنوان کرده است حاضر نیست جریمه را پرداخت کند و می‌خواهد برای دفاع از آنچه او آزادی بیان می‌داند پنج روز به زندان برود.

هرچند دوباره به این حکم اعتراض کرده و این حکم هنوز قطعی نیست.

خانم بذرافکن در مورد مقاله خود و حکم دادگاه دانمارکی گفته است: “برخی از دانمارکی‌ها درباره اسلام کتاب و مقالات مثبت زیادی می نویسند اما من به عنوان کسی که از نزدیک با آن درگیر هستم باید بتوانم نظر مخالف خودم را درباره آن ابراز کنم.”

این قانون «۲۶۶ ب» اصل آزادی بیان را در دانمارک نقض می‌کند چون با استفاده از آن می‌توان هر چیزی را نژادپرستانه تلقی کرد و مانع از انتشار واقعیت‌ها درباره ماهیت اسلام شد.

از نظر من همه چیز قابل نقد و زیر سؤال بردن است زیرا وقتی ما در یک کشور با دمکراسی و آزادی بیان زندگی می‌کنیم باید انتظار داشته باشیم که بتوانیم بدون ترس و واهمه نظراتمان را در باره همه چیز بیان کنیم. اگر قرار بود خودمان را سانسور کنیم یا برایمان مانع ایجاد کنند، دمکراسی معنا نداشت.»

تصویری از صحفه اول روزنامه یولاند پست و تصویر گوینده اولیه جمله جنجال برانگیز: آقای لارسن
تصویری از صحفه اول روزنامه یولاند پست و تصویر گوینده اولیه جمله جنجال برانگیز: آقای لارسن

نکته قابل توجه این که جمله‌ای که خانم بذرافکن در مقاله خود استفاده کرده، متعلق به او نیست. این جمله متعلق به آقای لارس اندرسن یک روزنامه‌نگار دانمارکی است که به خاطر نوشتن این جمله و متهم کردن مردان مسلمان به تجاوز دختران و زنان خانواده خود، متهم به نژادپرستی شده بود. طبق گفتۀ خانم بذرافکن او خود می‌دانسته که این جمله متعلق به آقای اندرسن است و اعلام این جمله با اتهام نژادپرستی مواجه خواهد شد. او همچنین توضیح داده که قصد داشته با این کار، نشان دهد که انتقاد از رژیم‌های اسلامی امکان‌پذیر نیست و همینطور حمایت خود را از آقای لارس اندرسن نشان دهد.

خانم بذرافکن پیش از این نیز برای جلب توجه دست به کارهایی زده است. در زمانی که موضوع سنگسار خانم سکینه آشتیانی مطرح بود، در ویدئویی دست به شلاق زدن قرآن زد و یا در ویدئویی دیگر اقدام به طناب زدن بر روی عکس روح الله خمینی بنیانگذار جمهوری اسلامی کرده است و یا زمانی دیگر در حمایت از خانم ماجده علیا مصری، عکس‌های برهنه خود را منتشر کرد.

مقاله قبلیحسن روحانی خواهان شرکت در اجلاس ژنو 2 شد
مقاله بعدیماجراهاي قشم و بابك زنجاني
مسعود نوری جاوید
مسعود نوری جاوید، نامی آشنا برای آن دسته از مخاطبان خبر که در میان هیاهوی پروپاگاندای رسمی، به دنبال رگه‌هایی از واقعیت می‌گردند. او از معدود روزنامه‌نگارانی است که کار خود را نه در ستایش قدرت، بلکه در به چالش کشیدن آن تعریف کرده است. کارنامه او، روایتی است از تلاش برای شکستن سکوت و تاباندن نور بر تاریک‌خانه‌هایی که صاحبان قدرت و ثروت، پنهان ماندنشان را حیاتی می‌دانند. افشای فساد سیستماتیک: نوری جاوید با شجاعت به سراغ پرونده‌هایی رفت که خط قرمز بسیاری محسوب می‌شد؛ از اختلاس‌های صورت‌گرفته در نهادهای شبه‌دولتی و بنیادها تا رانت‌خواری‌های گسترده در پروژه‌های عمرانی و واگذاری‌های غیرشفاف. گزارش‌های مستند او، که اغلب با تکیه بر اسناد درزکرده و منابع داخلی تهیه شده، بارها لایه‌هایی از فساد سازمان‌یافته در بدنه حاکمیت را آشکار کرده است. در حالی که رسانه‌های حکومتی مشغول تولید روایت‌های رسمی از "پیشرفت" و "ثبات" هستند، دوربین و قلم مسعود نوری جاوید به سراغ قربانیان واقعی این سیاست‌ها رفته است. گزارش‌های میدانی او از اعتراضات کارگری، تجمعات مال‌باختگان، بحران آب در خوزستان و سیستان، و وضعیت کولبران در کردستان، صدای کسانی شد که دستگاه تبلیغاتی نظام همواره در تلاش برای خاموش کردنشان بوده است. او با فاصله گرفتن از خبرهای رسمی و جهت‌دار، به ثبت و ضبط روایت‌های شهروندانی پرداخت که قربانی سرکوب سیستماتیک شده‌اند. تهیه گزارش از وضعیت خانواده‌های زندانیان سیاسی، فشارهای امنیتی بر فعالان مدنی و دانشجویان، و محدودیت‌های اعمال‌شده بر اقلیت‌های دینی و قومی، بخش مهمی از کارنامه او را تشکیل می‌دهد. این مسیر، اما، بدون هزینه نبوده است. مسعود نوری جاوید بارها طعم تهدید را چشیده است. او نماد روزنامه‌نگاری است که امنیت و آسایش شخصی را فدای رسالت آگاهی‌بخشی کرده است. کارنامه مسعود نوری جاوید، تنها یک رزومه کاری نیست؛ بلکه سندی است از مقاومت روزنامه‌نگاری مستقل در یکی از بسته‌ترین فضاهای رسانه‌ای جهان. او به ما یادآوری می‌کند که حتی در دل تاریکی، همیشه هستند کسانی که با شجاعت، مسئولیت روشنگری را بر دوش می‌کشند و اجازه نمی‌دهند روایت حقیقت، در انحصار ماشین پروپاگاندای حکومتی باقی بماند.