« گنه کرد در بلخ آهنگری ***** به شوشتر زدند گردن مسگری » !! بقلم بانو محترم مومنی روحی

0
205

به قول هم میهنان عزیز به پا خاسته در سرزمین باستانی مان: « ایران که شاه نداره، حساب و کتاب نداره » ؛ البته در جهان کنونی کشورهائی هستند؛ که با سیستم پادشاهی اداره نمی شوند و با انواع حکومت های جمهوری مدیریت می گردند. اما هیچیک از آنها، در مدیریت حاکمیتی نالایق و جنایتکار و خودمحور و قدرت پرستی مانند جمهوری ننگین آخوندی در ایران نیستند. و آنچه که در چنین ممالکی نقش اول را ایفاء می کند. بها دادن و بهره مندی از مفاد یک قانون اساسی پیشرفته، و مجریانی می باشند؛ که خودشان را در باب به اجرا گذاشتن تمامی بندها و تبصره های قانون اساسی دیار خویش ملزم و مسؤل می دانند و چنین نیز می کنند!

این مضمون منطقی را(بی حساب و کتاب) بودن رخدادهای حکومتی و دولتی در ایران کنونی را، دست کم می توانیم در عملکرد هفته گذشته مجلس بی خاصیت شورای ننگین حاکمیت استبدادی اسلامی ملاهای اشغالگر ملاحظه بکنیم؛ که سران وامانده و دست اندرکاران حکومت پلید رژیم آخوندها، چگونه از شدت درماندگی و ناتوانی، ایادی و مزدوران خودشان، به ویژه تندروهای اصولگرای بری از منطق و اصول انسانی را، به خصوص در مجلس همواره بی محتوای آخوندی شان تیر کرده اند. تا با انگشت گذاشتن بر روی نام یکی از مسؤلان حکومتی، مخصوصا آن کسی که به سبب موقعیت کاری اش در شرایط کنونی مملکت، نام وی و تقبیح کردن و استیضاح نمودن او، بیش از بقیه مسؤلان حاکمیت خونریز اسلامی، می تواند با مسائلی که در روزهای اخیر در کل کشور در جریان است همخوانی مستقیم داشته باشد. هر چند که این فرد به خاطر حضور رهبری و تداخل فرماندهان سپاه در تمامی مسایل مملکت، و نیز بی توجهی های مسؤل مستقیم خودش حسن روحانی، که عهده دار مدیریت کابینه نیز هست. « نه سر پیاز باشد و نه ته آن » !

تعداد سی و نه تن از نمایندگان مجلس بدنام شورای اسلامی، که علی مطهری نیز در بین آنان است. به استناد اصل هشتاد و نهم قانون اساسی حاکمیت بی کفایت و جنایت پیشه منفور ایشان، با ابراز دو دلیل، علیه « رحمانی فضلی » وزیر کشور کابینه حسن روحانی، به دلیل عدم کفایت وی و نوع عملکرد او، در به وجود آمدن و شدت گرفتن نا آرامی های آبان ماه ۹۸ و ادامه آن تا کنون موجب این دگرگونی ها شده اند!

به گفته علی مطهری ، متن استیضاح به همراه محورهای استیضاح و اسامی استیضاح کنندگان وزیر کشور کابینه شیخ حسن روحانی( رحمانی فضلی ) ، که در هفته گذشته به انجام رسید به شرح زیر بوده است:

« بسمه تعالی 
استیضاح:
هیات رئیسه محترم با سلام، بدینوسیله طرح استیضاح وزیر محترم کشور، جناب آقای رحمانی فضلی، به استناد اصل هشتاد و نهم قانون اساسی تقدیم می شود.
موارد استیضاح: 
یک – وزیر کشور از طرف دولت، مسؤل اصلی اجرای تصمیم شورای همآهنگی اقتصادی سران قوا، در خصوص مدیریت مصرف سوخت بوده است. ایشان مقدمات و تمهیدات لازم برای اجرای این تصمیم، خصوصا در جریان قرار دادن و اقناع مردم را فراهم نکرده، و آسیب جدی به نظام وارد نموده است. 
دو – وزیر کشور حتی برای شرایط آغاز اجرای تصمیم نیز، تدبیر کافی را نیندیشیده بود؛ و شوراهای تامین استان ها دیر وارد عمل شدند. اگر تدبیر و تلاشی که از روز سوم ناآرامی ها، از نظر حفاظت از محل های حساس اعمال شد. از روز اول اعمال می شد. قطعا این مقدار خسارات مالی و جانی به وجود نیامده بود. » !

جلسه این استیضاح در هفته گذشته، در کمیسیون شوراها در مجلس بی اختیار رژیم نالایق آخوندی برگزار شد و به انجام رسید. اما استیضاح کنندگان گفته اند؛ که از پاسخ های وزیر کشور قانع نشده اند!

اول این که، هیچکدام از این مسؤلان بی اختیار در حاکمیت ننگین و بی کفایت اسلامی، نه برای جانباختگان بی گناه جریان جاری متاسف و متاثر می باشند؛ و حتی نه جهت خساراتی که در این رابطه به دارائی های کشور وارد آمده نگران هستند. بلکه دلشوره همگی شان، مخصوصا کسانی که بیش از بقیه ایشان، مشغول « لفت و لیس » کردن از همه امکانات مالی ایران می باشند؛ و تمامی آنهائی که دست اندر کار چپاول روزافزون، از آنچه که در این خطه زرخیز وجود دارد هستند. همه اندیشه های شیطانی شان را بر این موضوع متمرکز ساخته اند. تا در هر شرایطی، بیش از هر مورد دیگری، منافع شخصی خویش را ارجحیت بدهند؛ و برای رسیدن به آنچه که مد نظرشان هست، حتی همدستان خودشان را هم چنان ضایع نمایند؛ که در راستای آن بتوانند، آرمان های پلید خویش را به ثمر برسانند!

اختلافات درون گروهی ایشان، مدتهاست که آغاز گشته، و برای کوتاه کردن دست های پلید و جنایتکار حریفان انقلابی خویش، به هر کاری که برای شان میسر باشد دست می زنند. در این رابطه خفیف نمودن تمامی زوایای دولت دوازدهم جمهوری منحوس شان به ریاست حسن روحانی، از نخستین اقداماتی است: که ایشان در هر موقعیتی به آن می پردازند. ویژه آن که اخیرا این شخص، بیش از سایر همدستان حکومتی خودش، نسبت به کنش ها و سخنان سید علی خامنه ای « دهان گندگی » می نماید؛ و به گونه غیر مستقیم، « پا تک های » کوبنده ای به « تک های » رهبر و هم پالکی های اصولگرا و سپاهی وی می زند!

بدیهی است که در شرایط کنونی، که دولتمردان ممالک غربی دنیا، به خصوص آمریکا و چند کشور قدرتمند اروپائی، برای اینها و حاکمیت منفور و ضد بشری شان « خط و نشان » می کشند. به مصلحت نظام فاسدشان نباشد؛ که ضربات مستقیم خویش را به خود رئیس جمهور حکومت شان بزنند. اما این امر را در مورد یکی از همکاران وی عملی می کنند. تا با ناکار آمد نشان دادن فرد مربوطه، شخص ریاست جمهوری را نیز، مورد حمله قرار داده و تحقیر نمایند!

ویژه آن که روحانی، در دوره نخست ریاست جمهوری اش، کنایه دردناکی را به سپاه پاسداران زد و گفت: « اگر پول فراوان و سلاح و مهمات زیاد و قدرت بسیار را به هر کسی و هر گروهی بدهید؟ به راحتی از عهده ی همه کاری برخواهد آمد. » !

هنوز داغ بیان شدن این عبارات از سوی حسن روحانی، بر دل سپاهیان و بقیه تندروهای اصولگرا مانده است. تا وقتی هم که زهرشان را بر پیکر او و دولت اش وارد نیاورند از پای نخواهند نشست!

احتمالا در اینجا این پرسش مطرح بشود: که چرا تا کنون و در مدت هفت سال گذشته، که روحانی بر سر کار است. این زهر را بر موجودیت او و دو دولت یازدهم و دوازدهم به ریاست وی نپاشیده اند؟! پاسخ به این سؤآل بسیار آسان است. اینها یقین دارند، که روحانی مهره ای از طرف برینانیای کبیر در جمهوری نابخردان اسلامی است؛ که موظف می باشد، بیش از منافع رژیم ملاها، محافظ سودهائی باشد؛ که حکومت فخیمه الیزابت دوم در پی آن است!

این روباه بنفش هم از زمره ی همان کسانی است؛ که در قرن های پیش، از طرف حکومت های مختلف انگلستان، به مهره های خود در سراسر گیتی دستور می دادند؛ که مردم را به مسایل دینی پایبند نمایند. تا نتوانند از پهنه ی دروغ های آشکار دینزدگی، به آن سو تر بروند. تا هیچگاه از واقعیت های منطقی چیزی نفهمند و فرا نگیرند. همین بلاهت پیشگان فرمانبر حکومت انگلیس بودند: که پس از مطرح شدن دین اسلام در دنیا، طرز تهیه کردن و ساختن « مهر و تسبیح » را به تازه مسلمان ها آموختند. تا که همواره آنان را، در دنیای گیج کننده شان، به دنبال « نخود سیاه » دین بفرستند. تا هرگز نتوانند، مسیر اصلی و انسانی خویش را بی یابند و تجربه کنند!

محترم مومنی

مطلب قبلیراهنمای دادخواهی و شکایت افراد از بازداشت خودسرانه‌ی عزیزانشان به سازمان ملل
مطلب بعدینماینده آمریکا در امور آزادی مذاهب خواستار آزادی درویشان زندانی و رفع محدودیت‌‌های نورعلی تابنده شد
محترم مومنی روحی
شرح مختصری از بیوگرافی بانو محترم مومنی روحی او متولد سال 1324 خورشیدی در شهر تهران است. تا مقطع دبیرستان، در مجتمع آموزشی " فروزش " در جنوب غربی تهران، که به همت یکی از بانوان پر تلاش و مدافع حقوق زنان ( بانو مساعد ) در سال 1304 خورشیدی در تهران تأسیس شده بود؛ در رشته ادبیات پارسی تحصیل نموده و دیپلم متوسطه خود را از آن مجتمع گرفته است. در سال 1343 خورشیدی، با همسرش آقای هوشنگ شریعت زاده ازدواج نموده؛ و حاصل آن دو فرزند دختر و پسر 47 و 43 ساله، به نامهای شیرازه و شباهنگ است؛ که به او سه نوه پسر( سروش و شایان از دخترش شیرازه، و آریا از پسرش شباهنگ) را به وی هدیه نموده اند. وی نه سال پس از ازدواج، در سن بیست و نه سالگی، رشته روانشناسی عمومی را تا اواسط دوره کارشناسی ارشد آموخته، و در همین رشته نیز مدت هفده سال ضمن انجام دادن امر مشاورت با خانواده های دانشجویان، روانشناسی را هم تدریس نموده است. همزمان با کار در دانشگاه، به عنوان کارشناس مسائل خانواده، در انجمن مرکزی اولیاء و مربیان، که از مؤسسات وابسته به وزارت آموزش و پرورش می باشد؛ به اولیای دانش آموزان مدارس کشور، و نیز به کاکنان مدرسه هائی که دانش آموزان آن مدارس مشکلات رفتاری و تربیتی داشته اند؛ مشاورت روانشناسی و امور مربوط به تعلیم و تربیت را داده است. از سال هزار و سیصد و پنجاه و دو، عضو انجمن دانشوران ایران بوده، و برای برنامه " در انتهای شب " رادیو ، با برنامه " راه شب " اشتباه نشود؛ مقالات ادبی – اجتماعی می نوشته است. برخی از اشعار و مقالاتش، در برخی از نشریات کشور، از جمله روزنامه " ایرانیان " ، که ارگان رسمی حزب ایرانیان، که وی در آن عضویت داشته منتشر می شده اند. پایان نامه تحصیلی اش در دانشگاه، کتابی است به نام " چگونه شخصیت فرزندانتان را پرورش دهید " که توسط بنگاه تحقیقاتی و مطبوعاتی در سال 1371 خورشیدی در تهران منتشر شده است. از سال 1364 پس از تحمل سی سال سردردهای مزمن، از یک چشم نابینا شده و از چشم دیگرش هم فقط بیست و پنج درصد بینائی دارد. با این حال از بیست و چهار ساعت شبانه روز، نزدیک به بیست ساعت کار می کند. بعد از انقلاب شوم اسلامی، به مدت چهار سال با اصرار مدیر صفحه خانواده یکی از روزنامه های پر تیراژ پایتخت، به عنوان " کارشناس تعلیم و تربیت " پاسخگوی پرسشهای خوانندگان آن روزنامه بوده است. به لحاظ فعالیت های سیاسی در دانشگاه محل تدریسش، مورد پیگرد قانونی قرار می گیرد؛ و به ناچار از سال 1994 میلادی،به اتفاق خانواده اش، به کشور هلند گریخته و در آنجا زندگی می کند. مدت شش سال در کمپهای مختلف در کشور هلند زندگی نموده؛ تا سرانجام اجازه اقامت دائمی را دریافته نموده است. در شهر محل اقامتش در هلند نیز، سه روز در هفته برای سه مؤسسه عام المنفعه به کار داوطلبانه بدون دستمزد اشتغال دارد. در سال 2006 میلادی، چهار کتاب کم حجم به زبان هلندی نوشته است؛ ولی چون در کشور هلند به عنوان نویسنده صاحب نام شهرتی نداشته، هیچ ناشری برای انتشار کتابهای او سرمایه گذاری نمی کند. سرانجام در سال 2012 میلادی، توسط کانال دو تلویزیون هلند، یک برنامه ده قسمتی از زندگی او تهیه و به مدت ده شب پیاپی از همان کانال پخش می شود. نتیجه مفید این کار، دریافت پیشنهاد رایگان منتشر شدن کتابهای او توسط یک ناشر اینترنتی هلندی بوده است. تا کنون دو عنوان از کتابهای وی منتشر شده و مورد استقبال نیز قرار گرفته اند. در حال حاضر مشغول ویراستاری دو کتاب دیگرش می باشد؛ که به همت همان ناشر منتشر بشوند. شعار همیشگی او در زندگی اش، و تصیه آن به فرزندانش : خوردن به اندازه خواب و استراحت به اندازه اما کار بی اندازه است. چون فقط کار و کار و کار رمز پیروزی یک انسان است.