یک سرهنک بازنشسته نیروی هوائی آمریکا که از جمله ۵۲ گروگان آمریکایی در ایران بود، در آریزونا درگذشت.

به گزارش اسوشیتد پرس، توماس شیفر، که هنگام مرگ در بیمارستانی در اسکاتسدیل ۸۵ سال داشت، وقتی گروه های تندرو روز چهارم نوامبر ۱۹۷۹ سفارت آمریکا در تهران را اشغال کردند، وابسته نظامی بود.

او از روز نخست مورد توجه قرار گرفت و بعنوان یک افسر ارشد در سفارت، به اداره یک “شبکه جاسوسی” متهم شد.

اشغال کنندگان او را با چشمان بسته در برابر دوربین های تلویزیون راه بردند، و بارها به محاکمه و اعدام تهدید کردند.

توماس شیفر ۱۵۰ روز را در سلول انفرادی گذراند و اسارتش با ۱۴ روز بازجوئی بی وقفه در یک سلول سرد زندان با زمین خیس و فقط یک پتوی نازک آغاز شد.

شیفر از جمله آخرین گروگان هایی بود که روز ۲۰ ژانویه ۱۹۸۱ آزاد شدند. کمتر از دو سال بعد از نیروی هوائی باز نشسته شد و سال ها بعنوان یک سخنران حرفه ای از جمله برای دانشجویان کار کرد.

به گزارش صدای آمریکا؛ شیفر در ۱۹۹۸ گفت آمریکا باید مناسبات با ایران را به دلایل استراتژیک دوباره برقرار کند. اما در ۲۰۱۳ توافق اتمی ایران را بعنوان یک “حماقت” محکوم کرد و گفت در میان رهبران ایران کسی را که بتوان به او اعتماد کرد نمی شناسد.

مقاله قبلیآنتونی هاپکینز به جمع «ترنسفورمر»ها پیوست
مقاله بعدیژرار دوپاردیو در «برادران کارامازوف» نقش آفرینی می‌کند
مسعود نوری جاوید
مسعود نوری جاوید، نامی آشنا برای آن دسته از مخاطبان خبر که در میان هیاهوی پروپاگاندای رسمی، به دنبال رگه‌هایی از واقعیت می‌گردند. او از معدود روزنامه‌نگارانی است که کار خود را نه در ستایش قدرت، بلکه در به چالش کشیدن آن تعریف کرده است. کارنامه او، روایتی است از تلاش برای شکستن سکوت و تاباندن نور بر تاریک‌خانه‌هایی که صاحبان قدرت و ثروت، پنهان ماندنشان را حیاتی می‌دانند. افشای فساد سیستماتیک: نوری جاوید با شجاعت به سراغ پرونده‌هایی رفت که خط قرمز بسیاری محسوب می‌شد؛ از اختلاس‌های صورت‌گرفته در نهادهای شبه‌دولتی و بنیادها تا رانت‌خواری‌های گسترده در پروژه‌های عمرانی و واگذاری‌های غیرشفاف. گزارش‌های مستند او، که اغلب با تکیه بر اسناد درزکرده و منابع داخلی تهیه شده، بارها لایه‌هایی از فساد سازمان‌یافته در بدنه حاکمیت را آشکار کرده است. در حالی که رسانه‌های حکومتی مشغول تولید روایت‌های رسمی از "پیشرفت" و "ثبات" هستند، دوربین و قلم مسعود نوری جاوید به سراغ قربانیان واقعی این سیاست‌ها رفته است. گزارش‌های میدانی او از اعتراضات کارگری، تجمعات مال‌باختگان، بحران آب در خوزستان و سیستان، و وضعیت کولبران در کردستان، صدای کسانی شد که دستگاه تبلیغاتی نظام همواره در تلاش برای خاموش کردنشان بوده است. او با فاصله گرفتن از خبرهای رسمی و جهت‌دار، به ثبت و ضبط روایت‌های شهروندانی پرداخت که قربانی سرکوب سیستماتیک شده‌اند. تهیه گزارش از وضعیت خانواده‌های زندانیان سیاسی، فشارهای امنیتی بر فعالان مدنی و دانشجویان، و محدودیت‌های اعمال‌شده بر اقلیت‌های دینی و قومی، بخش مهمی از کارنامه او را تشکیل می‌دهد. این مسیر، اما، بدون هزینه نبوده است. مسعود نوری جاوید بارها طعم تهدید را چشیده است. او نماد روزنامه‌نگاری است که امنیت و آسایش شخصی را فدای رسالت آگاهی‌بخشی کرده است. کارنامه مسعود نوری جاوید، تنها یک رزومه کاری نیست؛ بلکه سندی است از مقاومت روزنامه‌نگاری مستقل در یکی از بسته‌ترین فضاهای رسانه‌ای جهان. او به ما یادآوری می‌کند که حتی در دل تاریکی، همیشه هستند کسانی که با شجاعت، مسئولیت روشنگری را بر دوش می‌کشند و اجازه نمی‌دهند روایت حقیقت، در انحصار ماشین پروپاگاندای حکومتی باقی بماند.