کاوش های باستان شناسی هیات مشترک ایرانی و ایتالیایی در محوطه باستانی چلو به کشف آثار جدید مربوط به دوره مفرغ در خراسان شمالی منجر شد. در کاوش گورها بزغاله‌ای کوچک با گردنبندی از مهره های لاجورد نیز به دست آمد که برای نخستین بار چنین یافته ای در منطقه دیده می‌شد.

خبرگزاری میراث فرهنگی گزارش داد؛ هیات باستان شناسی به سرپرستی اکبر وحدتی و رافائل بیشونه از مرکز پژوهش های علمی ایتالیا این مطلب را با ارائه گزارشی در دیدار با سید محمد بهشتی رییس پژوهشگاه بیان کردند.

در این نشست با اشاره به اینکه در سومین فصل کاوش محوطه چلو در حوزه کالشور جاجرم در خراسان شمالی نتایج بسیار ارزنده ای به دست آمده ، اعلام شد که در این فصل 15 گور مربوط به دروه مفرغ میانه (2200-2300-1800-1700 پ.م) کاوش و در نتیجه مطالعات بررسی ژئوفیزیک شناسایی شدند.

در این فصل گاهنگاری دقیق تری انجام شد و در نتیجه دوره کالکولتیک (نوسنگی مس) متاخر و دوره مفرغ اولیه و میانه مورد شناسایی قرار گرفت.
سفالینه‌های دوره مفرغ اولیه با سفالینه خاکستری منطقه گرگان و سفالینه خاکستری سومیار و آق تپه در جنوب ترکمنستان ارتباط تنگاتنگی دارد و همچنین شواهد ومدارک به دست آمده بیانگر اینست که این منطقه در دوره مفرغ متاخر نیز مسکونی بوده است.

این گزارش می افزاید:در یکی از گورها پلاکی از جنس مس و مفرغ با تزئینات برجسته یک مرد در حال کشیدن اسبی با طناب یافت شده که بیانگر اهلی شدن اسب در دوره برنز میانه است.

دریکی از گورها بزغاله ای کوچک با گردنبندی از مهره های لاجورد به دست آمد که برای نخستین بار چنین یافته ای در منطقه دیده می‌شود.

بر اساس گفته‌های هیات باستان شناسی ایران و ایتالیا نتایج به دست آمده تاکید می کند که فرهنگ دوره مفرغ میانه و پیشینه آن در فرهنگ نماز گاه به شمال شرقی ایران و همچنین در بخش های جنوبی آسیای مرکزی و شمال افغانستان گسترده بوده است.

حمیده چوبک رییس پژوهشکده باستان شناسی می‌گوید:با توجه به اهمیت منطقه فرهنگی که حلقه مهم ارتباط فرهنگی بین آسیای مرکزی، افغانستان و خراسان بزرگ در دوران مفرغ است، این مطالعات حداقل برای 3 سال آینده ادامه خواهد یافت.
او افزود: بادرنظر گرفتن گسترش این فرهنگ که تاکنون تا نیشابور شناسایی شده و فرضیه گسترش آن در جنوب خراسان تا بیرجند وجود دارد،لازم است این مطالعات در آینده گستره جغرافیایی بیشتری را در برگیرد.

به گفته او در این نشست همچنین برضرورت انتشار و مطالعات انجام شده و حفاظت و مرمت بخش های کاوش شده در آینده مورد تایید قرار گرفت.

چوبک همچنین خاطرنشان ساخت در این دیدار حضور باستان شناسان ایرانی در هیات های باستان شناسی مرکز مطالعات علمی ایتالیا در خارج ازکشور به ویژه آسیای مرکزی مورد توافق قرارگرفت.

محوطه تاریخی چلو با گستره حدود 60 هکتار از جمله بزرگترین استقرارگاههای پیش از تاریخ در شمال شرق کشور است که در 7 اسفند 1386 به عنوان یکی از آثار ملی ایران ثبت شد.

در دوفصل کاوش های باستان شناسی گذشته در چلو اشیایی مانند ظروف سفالی و سنگی، زیورالات فلزی و سنگی و پیکره های پخته شده کشف شد.

مقاله قبلیمحو اولین نقش‌برجسته ساسانی در آینده‌ای نزدیک
مقاله بعدیحضور غیرمنتظره جرج کلونی در تیزر خیریه «دانتون ابی»
مسعود نوری جاوید
مسعود نوری جاوید، نامی آشنا برای آن دسته از مخاطبان خبر که در میان هیاهوی پروپاگاندای رسمی، به دنبال رگه‌هایی از واقعیت می‌گردند. او از معدود روزنامه‌نگارانی است که کار خود را نه در ستایش قدرت، بلکه در به چالش کشیدن آن تعریف کرده است. کارنامه او، روایتی است از تلاش برای شکستن سکوت و تاباندن نور بر تاریک‌خانه‌هایی که صاحبان قدرت و ثروت، پنهان ماندنشان را حیاتی می‌دانند. افشای فساد سیستماتیک: نوری جاوید با شجاعت به سراغ پرونده‌هایی رفت که خط قرمز بسیاری محسوب می‌شد؛ از اختلاس‌های صورت‌گرفته در نهادهای شبه‌دولتی و بنیادها تا رانت‌خواری‌های گسترده در پروژه‌های عمرانی و واگذاری‌های غیرشفاف. گزارش‌های مستند او، که اغلب با تکیه بر اسناد درزکرده و منابع داخلی تهیه شده، بارها لایه‌هایی از فساد سازمان‌یافته در بدنه حاکمیت را آشکار کرده است. در حالی که رسانه‌های حکومتی مشغول تولید روایت‌های رسمی از "پیشرفت" و "ثبات" هستند، دوربین و قلم مسعود نوری جاوید به سراغ قربانیان واقعی این سیاست‌ها رفته است. گزارش‌های میدانی او از اعتراضات کارگری، تجمعات مال‌باختگان، بحران آب در خوزستان و سیستان، و وضعیت کولبران در کردستان، صدای کسانی شد که دستگاه تبلیغاتی نظام همواره در تلاش برای خاموش کردنشان بوده است. او با فاصله گرفتن از خبرهای رسمی و جهت‌دار، به ثبت و ضبط روایت‌های شهروندانی پرداخت که قربانی سرکوب سیستماتیک شده‌اند. تهیه گزارش از وضعیت خانواده‌های زندانیان سیاسی، فشارهای امنیتی بر فعالان مدنی و دانشجویان، و محدودیت‌های اعمال‌شده بر اقلیت‌های دینی و قومی، بخش مهمی از کارنامه او را تشکیل می‌دهد. این مسیر، اما، بدون هزینه نبوده است. مسعود نوری جاوید بارها طعم تهدید را چشیده است. او نماد روزنامه‌نگاری است که امنیت و آسایش شخصی را فدای رسالت آگاهی‌بخشی کرده است. کارنامه مسعود نوری جاوید، تنها یک رزومه کاری نیست؛ بلکه سندی است از مقاومت روزنامه‌نگاری مستقل در یکی از بسته‌ترین فضاهای رسانه‌ای جهان. او به ما یادآوری می‌کند که حتی در دل تاریکی، همیشه هستند کسانی که با شجاعت، مسئولیت روشنگری را بر دوش می‌کشند و اجازه نمی‌دهند روایت حقیقت، در انحصار ماشین پروپاگاندای حکومتی باقی بماند.