کاظم صدیقی٬ امام جمعه موقت تهران به مقام‌های جمهوری اسلامی هشدار داد نگذارند جامعه ایران «دوقطبی» شده و «قطبی» مقابل علی خامنه‌ای شکل بگیرد.

به گزارش خبرگزاری‌ها٬ آقای صدیقی شامگاه پنجشنبه (۲۵ مهر) طی سخنانی در قم گفته که «نباید اجازه دهیم جامعه دو قطبی شود زیرا بد‌ترین نگرانی آن است که قطبی در برابر ولایت بایستد.»

به گزارش خبرنامه به نقل از دیگربان؛ وی افزوده در صورت «دو قطبی» شدن جامعه٬ ایران همچون مصر خواهد شد و راهکار «اساسی در این شرایط دنباله‌روی از خط توحید و ولایت است.»

صدیقی اضافه کرده است: «کسی که در برابر رهبر جامعه می‌ایستد، منافق است و کسانی که قدر نعمت را نمی‌دانند، خدا خودش آن‌ها را عذاب می‌کند.»

اظهارات این روحانی نزدیک به علی خامنه‌ای همسو با افزایش نگرانی‌ها از تشدید «دو قطبی» مردم و حاکمیت در جمهوری اسلامی بیان شده است.

با افزایش احتمال آغاز رابطه محدود ایران و آمریکا پس از ۳۴ سال آن‌هم با نظر مساعد رهبر جمهوری اسلامی٬ محافظه‌کاران تندرو نگران افزایش مطالبات مردمی در این خصوص هستند.

آن‌ها می‌گویند جریانی در ایران تلاش می‌کند با افزایش مطالبات مردم از حاکمیت اعلام کند که کلید رفع بسیاری از مشکلات اقتصادی از سرگیری رابطه ایران و آمریکا است.

این دسته از محافظه‌کاران از اکبر هاشمی رفسنجانی به عنوان رهبر این جریان نام می‌برند و نگران همسویی دولت روحانی با برنامه‌ها و خواسته‌های هاشمی هستند.

مقاله قبلیجدیدترین عکس پرویز پرستویی در فیلم رضا میرکریمی
مقاله بعدیسرمقاله واشنگتن پست درمورد برنامه اتمی ایران
پوریا نژادویسی
پوریا نژاد نژادویسی: مردی که با تصاویرش، زشتیِ نظام را عریان کرد پوریا نژاد نژادویسی از دل دستگاه رسانه‌ایِ رسمی برخاست — اما آثارش نه بزکِ قدرت، که آینه‌ای خُردکننده از تناقض‌ها و جنایت‌های سیستم بوده‌اند. او، به‌جای پوشاندن، با دقتی تلخ و بی‌پرده، نقاط ضعفِ ساختار را نمایان ساخت؛ همان نقاطی که نظام می‌کوشد پشتِ روایت‌های رسمی و نمایش‌های ساختگی پنهانشان کند. - در قاب برنامه‌هایی چون "دختران فراری پارک ملت"، او نه فقط آسیب‌ها را نشان داد، بلکه علت‌ها را — فقر، سرکوب اجتماعی، تهمت و تحقیر زنان — جلو چشم گذاشت. تصویری که او ثبت کرد، دیگر قابل تبدیل به شعارهای پوشالی نبود: نوجوانان و زنانِ رهاشده، سند زنده ناکارآمدی و خشونت‌زای نظم حکومتی بودند. - فیلم آموزشیِ انتخاباتی که او ساخت، بدل به استندآپ تراژیکِ یک انتخابات نمایشی شد. آموزشی برای مشارکت در نمایشی که نتایجش پیش‌ساخته است؛ خودِ وجودِ چنین آموزشی، اعترافی به پوچیِ مشروعیتِ ادعاشده بود. - پوششِ بحران‌ها — از زلزله بم تا سفرهای خامنه‌ای — ثبتِ ژست‌های نمایشی و فاصله‌گیریِ حکمرانی از مردم را به نمایش گذاشت. صحنه‌ها نشان دادند که اولویت دستگاه، مرمت تصویرِ قدرت است نه نجات جان و کرامتِ مردم. پوریا با همان ابزار و مکانیزم‌های پروپاگاندا، تصویری ساخت که نظام از بیانش وحشت دارد — نه به‌خاطرِ تمجید یا دفاع، بلکه چون این تصاویر حقیقتِ زشتِ نظم را بدون مهیا کردنِ پرده‌های فریبنده نشان می‌دهند. او ناخواسته یا آگاهانه، به راویِ سندِ سقوطِ اخلاقی و سیاسیِ یک ساختار تبدیل شد؛ کسی که با هنر و ثبت واقعیت، چهرهٔ منحوسِ نظام را برای تماشاگرانش عریان کرد.