« پز عالی، جیب خالی » !!! بقلم بانو محترم مومنی روحی

0
120

بعضی ها عادت دارند، با آنکه چیزی در چنته شان نیست؛ خود را در جامعه ای که زندگی می کنند. حتی در جوامع بین المللی هم، دارای بهترین امکانات فردی و شخصیتی و اجتماعی مطرح کنند. اما از آنجائی که مغزشان از اندیشه های نو و خرد کهن تهی می باشد؛ با چنین اعمالی، ضرب المثل معروف « راهی که تو می روی به ترکستان است » را در اذهان همگان تداعی می نمایند؛ که این بی خردان، بر اساس کدام اعمال درست و حساب شده خودشان، چنین مطالب عاری از حقیقت را، آنهم در رسانه های عمومی به زبان می آورند؟!

از جمله چنین افراد تهی مغز و بی خردی، رئیس جمهور کنونی حکومت نابخردان اسلامی در ایران، و همکاران نادان تر از خودش هستند؛ که نه فقط درون مملکت، بلکه در جوامع بین المللی نیز، آبروی هرگز نداشته خودشان را بیشتر می برند؛ و در این رابطه، به سبب آنکه به نمایندگی از طرف کشور ایران و ملت بزرگ و شریف آن به یک مجمع عمومی بین المللی می روند. حیثیت یک سرزمین نامدار ، و ملت به اسارت گرفته آن به وسیله این اشغالگران را هم زیر سؤآل می برند!

وزیر خارجه دولت فرمایشی و برگزیده سید ابراهیم رئیسی از سوی رهبر خودکامه رژیم ملاها سید علی خامنه ای، عبداللهیان، امروز آدینه ۲۶ شهریور ۱۴۰۰ خورشیدی، برابر با ۱۷ سپتامبر ۲۰۲۱ میلادی، از پذیرفته شدن « سند عضویت دائم » حکومت اسلامی در « سازمان همکاری های شانگهای » خبر داد. امروز این اجلاس در شهر دوشنبه پایتخت کشور تاجیکستان تشکیل گردید؛ و ابراهیم رئیسی هم در آن شرکت داشت. سران حاکمیت آخوندی در سال های اخیر، با تبلیغ در باره سیاست « نگاه به شرق » ، برای گسترش دادن به روابط خود با چین و روسیه تلاش کرده اند؛ که سند همکاری های ۲۵ ساله خود با چین را به امضاء برسانند؛ که بعضی از منتقدان آن را « فروش ایران به چین » توصیف کرده اند؛ و سند همکاری راهبردی با روسیه، از جمله پروژه های مرتبط با این دیدگاه، که توسط خامنه ای تبلیغ و ترویج شده است. را تمدید کنند!

حضرات آخوندهای مرتبط با این حکومت منفور و بی کفایت، چنان از این رویداد به وجد آمده اند؛ که در دریای خود بزرگ بینی خویش غرق شده اند؛ که برخی شان از جمله پدرزن رئیس جمهور شش کلاس درس خوانده حکومت نالایقان اسلامی در ایران کنونی، مانند آخوند علم الهدی، نماینده خامنه ای در استان خراسان رضوی، در این رابطه به خبرنگاران گفته است: « دنیای شرق در برابر غرب به سراغ ما آمده، و در مقابل ما خضوع می کند. اقتدار ما به چنین نقطه ای رسیده است. دنیا متوجه شد، نظام ما به بلوغی رسیده است؛ که می تواند، اقتداری جهانی پیدا کند. » وی همچنین اظهار فضل بیشتری نموده و افزوده است: « سازمان شانگهای به منظور مقابله چند کشور شرقی با نفوذ غرب به وجود آمده، و ایران هم چند سالی است؛ که به دنبال پیوستن به این سازمان است. اما به دلیل مسائلی که ما در داخل و خارج از کشور داشتیم. تا کنون نتوانسته بودیم عضو این سازمان بین المللی بشویم.» !

وی چنین ادامه داده است: « در صورت عضویت جمهوری اسلامی در سازمان شانگهای، وابستگی ایران به غرب قطع می شد. اما دشمنان ما می خواستند، ما را به خود وابسته نگه دارند. تا جائی که این انقلاب و نظام را براندازی کنند؛ و یک نظام آمریکائی در کشور ما به وجود آورند. لذا در داخل و خارج از کشور، کارشکنی هائی در راه عضویت ایران در سازمان شانگهای انجام می شد. » !

علم الهدی برای مهم تر و کاردان تر نشان دادن داماد جنایتکار خود سید ابراهیم رئیسی افزوده است: « تشکیل دولت سیزدهم، که در سیاست خارجی خو،د راهبرد استکبار ستیزی را در دستور کار دارد اقتضا می کرد؛ که آقای رئیس جمهور در این اجلاس شرکت کند؛ و مقدماتش فراهم شد، که در اجلاس آینده، عضویت رسمی ایران در سازمان شانگهای را اعلام کنند. این یعنی از آمریکا و اروپا جدا شویم؛ و با همراهی با یک جریان اقتصادی، هم خود را از انزوا در بیاوریم؛ و هم ارتباطات جهانی داشته باشیم؛ و هم به عده ای غربگرا ثابت کنیم: دنیا فقط آمریکا و اروپا نیست. » !

دامادش رئیس جمهور با تحصیلات عالیه!!! کلاس ششم ابتدائی، آخوند ابراهیم رئیسی هم، در اجلاس کشورهای عضو سازمان همکاری های شانگهای، با آغاز کردن سخنانش با این جمله: « هیچ موضوعی نمی تواند ما را متوقف کند. » افزوده است: « جهان وارد دنیای جدیدی شده و سلطه طلبی رو به زوال است. در شرایط کنونی صلح جهانی با چالش هائی همچون سلطه طلبی در معرض تهدید قرار دارد. امروز حل چالش های نظام بین الملل، با یکجانبه گرائی امکان پذیر نیست. سازمان همکاری های شانگهای، به طراحی مکانیزمی برای مقابله با تحریم قرار دارد. دیپلماسی زمانی کارآمد است؛ که همه طرف ها به آن پایبند باشند. تهدید و فشار، دست دیپلماسی را می بندد، و آن را از کارآئی می اندازد. هیچ موضوعی نمی تواند، فعالیت های صلح آمیز!!! جمهری اسلامی را متوقف کند. » !

اظهارات رئیسی در حالی بیان شده است؛ که روسیه در یک اقدام کم سابقه، به کشورهای غربی پیوسته، و به رژیم آخوندی در ایران توصیه می کند؛ از ادامه نقض تعهدات خود در برجام دست بردارد. تا نگرانی های جهانی برطرف و تضعیف شود!

ریاست جنایتکار دولت سیزدهم حکومت اسلامی، و پدر زن بی خرد او که دست نشانده و مزدوران مقام عظما می باشند. در شرایطی دم از استقرار صلح جهانی و ایجاد دیپلماسی در دنیا می زنند و یاوه سرائی می کنند؛ که خودشان با فرمانبرداری از اهریمنی همچون رهبر قدرت پرست حکومت فاسد و بی اعتبار اسلامی شان، که به عنوان بزرگ ترین ناقضان حقوق بشر در جهان محسوب می شوند؛ و کوس رسوائی شان در این باره در همه گیتی و در هر کوی و برزن و کوچه و بازاری به صدا در آمده، و هیچ فرد و دولتی در جهان وجود ندارند؛ که از شارلاتان بازی های ایشان و همدستان دروغپردازشان بی خبر باشند؛ با بی پروائی کامل و صدالبته ابلهانه روی زیادتر از معمول، خویشتن را در معرض قضاوت همگان در دنیا قرار می دهند!

از کدام کردارشان که با « صلح جهانی » و « دیپلماسی » منطبق باشد دم می زنند؟ از عدم رسیدگی شان به مبتلایان بیماری کشنده « کرونا » ، که به دلیل کمبود تخت در بیمارستان های سرزمین زیر سلطه ایشان، جلوی درب این مراکز پزشکی بر روی زمین خوابیده اند؟ از روی هم تلنبار شدن اجساد اموات در اثر همین بیماری، که درون گورستان های کشور، که عاری از قبرهای خالی گشته است؟ از بیکاری مفرط در میان ایرانیان، به خصوص جوانانی که حتی با داشتن تحصیلات دانشگاهی، ناگزیر به نظافت کردن شرکت های خصوصی شده اند؟ از مادران سرپرست خانواده، که جهت تامین هزینه های زندگی خود و فرزندان بی پدرشان، مجبور به تنفروشی به سبک حکومت اسلامی( صیغه شدن ) با هر نامرد مسلمان زاده و آخوند چند زنه می باشند؟ از زندان هائی که انباشته از بی گناهان است؟ از دو خانواده ای که به خاطر درآمد ناچیزشان، مجبور به زندگی کردن با هم در یک واحد کوچک آپارتمانی شده اند؟!

ده ها و صدها نمونه از چنین پرسش هائی در این زمینه، که سران دزد و فاسد و جنایتکار حکومت رسوای ملاهای سودجو در ایران، به هیچوجه پاسخ آنها را به هیچ سؤآل کننده ای نخواهند داد. چرا که خود چپاولگرشان، به درستی بر تمامی این کمبودها و نارسائی های اجتماعی در کشور زیر سلطه و ستمگری خویش بر ملت بی پناه آن واقف می باشند؛ و با علم به این موضوع، که نه فقط ایرانیان برون و درون مرزهای این دیار، بلکه مردمان و دولتمردان سایر ممالک دنیا نیز، به تمامی خطاهای عمدی و دزدی های دغلکارانه و جنایات از پرده برون افتاده شان، وقوف کامل را دارند؛ و جز همدستان سودجو و قدرت پرست شان در جهان، هیچ فرد حقیقی و حقوقی از اشتبات فزاینده آنها در ایران بی خبر نیستند؟!

واقعا که اگر غیر از این جرثومه های فساد و تباهی حکومت دیگری با شرایط کنش های بی رحمانه و ضدبشری ایشان که در ایران کنونی دارند بر سر کار بیایند و قدرت نمائی بکنند؟ دیگر در همه دنیا، نه از صلح جهانی خبری خواهد بود و نه از دیپلماسی؟!

مطلب قبلیچرا دختران و زنان ایران و افغانستان خار چشم مسئولان این دو حکومت غیر قانونی هستند؟! بقلم بانو محترم مومنی روحی
مطلب بعدیخیز عربستان برای خرید گنبد آهنین اسرئیل بعد از خروج پاتریوت آمریکا
محترم مومنی روحی
شرح مختصری از بیوگرافی بانو محترم مومنی روحی او متولد سال 1324 خورشیدی در شهر تهران است. تا مقطع دبیرستان، در مجتمع آموزشی " فروزش " در جنوب غربی تهران، که به همت یکی از بانوان پر تلاش و مدافع حقوق زنان ( بانو مساعد ) در سال 1304 خورشیدی در تهران تأسیس شده بود؛ در رشته ادبیات پارسی تحصیل نموده و دیپلم متوسطه خود را از آن مجتمع گرفته است. در سال 1343 خورشیدی، با همسرش آقای هوشنگ شریعت زاده ازدواج نموده؛ و حاصل آن دو فرزند دختر و پسر 47 و 43 ساله، به نامهای شیرازه و شباهنگ است؛ که به او سه نوه پسر( سروش و شایان از دخترش شیرازه، و آریا از پسرش شباهنگ) را به وی هدیه نموده اند. وی نه سال پس از ازدواج، در سن بیست و نه سالگی، رشته روانشناسی عمومی را تا اواسط دوره کارشناسی ارشد آموخته، و در همین رشته نیز مدت هفده سال ضمن انجام دادن امر مشاورت با خانواده های دانشجویان، روانشناسی را هم تدریس نموده است. همزمان با کار در دانشگاه، به عنوان کارشناس مسائل خانواده، در انجمن مرکزی اولیاء و مربیان، که از مؤسسات وابسته به وزارت آموزش و پرورش می باشد؛ به اولیای دانش آموزان مدارس کشور، و نیز به کاکنان مدرسه هائی که دانش آموزان آن مدارس مشکلات رفتاری و تربیتی داشته اند؛ مشاورت روانشناسی و امور مربوط به تعلیم و تربیت را داده است. از سال هزار و سیصد و پنجاه و دو، عضو انجمن دانشوران ایران بوده، و برای برنامه " در انتهای شب " رادیو ، با برنامه " راه شب " اشتباه نشود؛ مقالات ادبی – اجتماعی می نوشته است. برخی از اشعار و مقالاتش، در برخی از نشریات کشور، از جمله روزنامه " ایرانیان " ، که ارگان رسمی حزب ایرانیان، که وی در آن عضویت داشته منتشر می شده اند. پایان نامه تحصیلی اش در دانشگاه، کتابی است به نام " چگونه شخصیت فرزندانتان را پرورش دهید " که توسط بنگاه تحقیقاتی و مطبوعاتی در سال 1371 خورشیدی در تهران منتشر شده است. از سال 1364 پس از تحمل سی سال سردردهای مزمن، از یک چشم نابینا شده و از چشم دیگرش هم فقط بیست و پنج درصد بینائی دارد. با این حال از بیست و چهار ساعت شبانه روز، نزدیک به بیست ساعت کار می کند. بعد از انقلاب شوم اسلامی، به مدت چهار سال با اصرار مدیر صفحه خانواده یکی از روزنامه های پر تیراژ پایتخت، به عنوان " کارشناس تعلیم و تربیت " پاسخگوی پرسشهای خوانندگان آن روزنامه بوده است. به لحاظ فعالیت های سیاسی در دانشگاه محل تدریسش، مورد پیگرد قانونی قرار می گیرد؛ و به ناچار از سال 1994 میلادی،به اتفاق خانواده اش، به کشور هلند گریخته و در آنجا زندگی می کند. مدت شش سال در کمپهای مختلف در کشور هلند زندگی نموده؛ تا سرانجام اجازه اقامت دائمی را دریافته نموده است. در شهر محل اقامتش در هلند نیز، سه روز در هفته برای سه مؤسسه عام المنفعه به کار داوطلبانه بدون دستمزد اشتغال دارد. در سال 2006 میلادی، چهار کتاب کم حجم به زبان هلندی نوشته است؛ ولی چون در کشور هلند به عنوان نویسنده صاحب نام شهرتی نداشته، هیچ ناشری برای انتشار کتابهای او سرمایه گذاری نمی کند. سرانجام در سال 2012 میلادی، توسط کانال دو تلویزیون هلند، یک برنامه ده قسمتی از زندگی او تهیه و به مدت ده شب پیاپی از همان کانال پخش می شود. نتیجه مفید این کار، دریافت پیشنهاد رایگان منتشر شدن کتابهای او توسط یک ناشر اینترنتی هلندی بوده است. تا کنون دو عنوان از کتابهای وی منتشر شده و مورد استقبال نیز قرار گرفته اند. در حال حاضر مشغول ویراستاری دو کتاب دیگرش می باشد؛ که به همت همان ناشر منتشر بشوند. شعار همیشگی او در زندگی اش، و تصیه آن به فرزندانش : خوردن به اندازه خواب و استراحت به اندازه اما کار بی اندازه است. چون فقط کار و کار و کار رمز پیروزی یک انسان است.

ارسال یک پاسخ

لطفا دیدگاه خود را وارد کنید!
لطفا نام خود را در اینجا وارد کنید