پدر حسین رونقی ملکی، که فرزندش پس از شش ماه مرخصی در تاریخ ۹ اسفند ماه مجددا برای ادامه ۱۵ سال حکمش به زندان اوین فراخواند ش گفت: «فرزند من سه بار از سوی کمیسیون پزشکی پزشک قانونی به دلیل بیماری های متعددش تحمل عدم کیفر گرفته بنابراین نباید به زندان برگردد اما نمی دانم به چه دلیل مسولان دوباره او را به زندان فراخواندند. می گویند فرزندم قصد فرار از ایران را داشته است.»

احمد رونقی ملکی گفت: «در دادسرای شهید مقدس به من گفتند که پسرم فراری بوده، من آنجا شفاهی توضیح دادم و بعدتر در نامه ای برای آقای خدابخشی، دادیار ناظر زندان نوشتم که وقتی از دادسرا برای معرفی او تماس گرفته شد من خودم بچه ام را آوردم و تحویل دادم بنابراین بچه ام فراری نبوده است. سوال من این است که وقتی کمیسیون پزشکی یک کشور سه بار تحمل عدم کیفر می دهد دیگر این آزار و اذیت ها برای چیست؟»

حسین رونقی ملکی، زندانی عقیدتی در جریان حوادث انتخابات ریاست جمهوری سال ۱۳۸۸ در تاریخ ۲۲ آذر ماه همان سال در خانه پدری اش در شهر ملکان آذربایجان شرقی بازداشت شد و به اتهام اقدام علیه امنیت ملی و ارتباط با سازمان های خارج از کشور و پول گرفتن از آنها در دادگاهی به ریاست قاضی پیرعباسی به ۱۵ سال حبس محکوم شد. این حکم در دادگاه تجدید نظر نیز عینا تایید شد.

حسین رونقی دچار بیمارهای کلیوی و گوارشی در زندان شد و به همین دلیل بارها از زندان به بیمارستان انتقال یافت. او در تاریخ ۱۳ شهریور ماه ۱۳۹۳ به مرخصی درمانی آمد. نزدیک به شش ماه بعد، روز ۹ اسفند ماه به دنبال احضاریه به دادسرای اوین و پس از آن به زندان اوین منتقل شد.

احمد رونقی در خصوص وضعیت فعلی فرزندش گفت: «در ابتدا حسین به اندرزگاه ۸ زندان اوین برده شد اما چند روز بعد به بند ۷ زندان اوین منتقل شد. او در حال حاضر شرایط خوبی ندارد و مانند بقیه زندانیان بند ۷ اجازه هواخوری و رفتن به کتابخانه را ندارد. او را تهدید کرده اند که اگر خانواده اش در بیرون سروصدا کنند او را به زندان رجایی شهر منتقل می کنند.»

احمد رونقی همچنین گفت: «بچه ام را تهدید کرده اند که برای حمله به بند ۳۵۰ زندان اوین در تاریخ ۲۸ فروردین ماه امسال دارای پرونده است و هر لحظه بخواهند این پرونده به جریان می افتد ولی مگر او به بند ۳۵۰ حمله کرده بود؟ یک مشت مامور زندان به بند حمله کرده و زندانیان را مورد ضرب و شتم قرار دادند و بعد برای بچه من و چند زندانی دیگر پرونده درست شد. اینها می خواهند حسین را اذیت کنند و ستار دوم بسازند.»

به گزارش خبرنامه ملی ایرانیان از کمپین بین اللملی حقوق بشر در ایران؛ پدر حسین رونقی ملکی با اظهار اینکه بعضی ها می خواهند «ستار دوم» بسازند، گفت: «من از همه مسولان کشور و همه کسانیکه برای انسانیت ارزش قائل هستند درخواست کمک برای آزادی فرزندم می کنم. اگر تا چند روز دیگر فرزندم آزاد نشود من کفن خواهم پوشید و در مقابل دفتر دادستان خودم را آتش خواهم زد تا همه دنیا صدای یک پدر زندانی را بشنود و آنها که دم از حقوق بشر می زنند بفهمند اینجا یک پدر خودش را آتش زد.»

مقاله قبلیچطور خورشید‌گرفتگی ۲۹ اسفند را ببینیم؟
مقاله بعدینقدی خواستار محاکمه صحرایی دستیار روحانی شد
مسعود نوری جاوید
مسعود نوری جاوید، نامی آشنا برای آن دسته از مخاطبان خبر که در میان هیاهوی پروپاگاندای رسمی، به دنبال رگه‌هایی از واقعیت می‌گردند. او از معدود روزنامه‌نگارانی است که کار خود را نه در ستایش قدرت، بلکه در به چالش کشیدن آن تعریف کرده است. کارنامه او، روایتی است از تلاش برای شکستن سکوت و تاباندن نور بر تاریک‌خانه‌هایی که صاحبان قدرت و ثروت، پنهان ماندنشان را حیاتی می‌دانند. افشای فساد سیستماتیک: نوری جاوید با شجاعت به سراغ پرونده‌هایی رفت که خط قرمز بسیاری محسوب می‌شد؛ از اختلاس‌های صورت‌گرفته در نهادهای شبه‌دولتی و بنیادها تا رانت‌خواری‌های گسترده در پروژه‌های عمرانی و واگذاری‌های غیرشفاف. گزارش‌های مستند او، که اغلب با تکیه بر اسناد درزکرده و منابع داخلی تهیه شده، بارها لایه‌هایی از فساد سازمان‌یافته در بدنه حاکمیت را آشکار کرده است. در حالی که رسانه‌های حکومتی مشغول تولید روایت‌های رسمی از "پیشرفت" و "ثبات" هستند، دوربین و قلم مسعود نوری جاوید به سراغ قربانیان واقعی این سیاست‌ها رفته است. گزارش‌های میدانی او از اعتراضات کارگری، تجمعات مال‌باختگان، بحران آب در خوزستان و سیستان، و وضعیت کولبران در کردستان، صدای کسانی شد که دستگاه تبلیغاتی نظام همواره در تلاش برای خاموش کردنشان بوده است. او با فاصله گرفتن از خبرهای رسمی و جهت‌دار، به ثبت و ضبط روایت‌های شهروندانی پرداخت که قربانی سرکوب سیستماتیک شده‌اند. تهیه گزارش از وضعیت خانواده‌های زندانیان سیاسی، فشارهای امنیتی بر فعالان مدنی و دانشجویان، و محدودیت‌های اعمال‌شده بر اقلیت‌های دینی و قومی، بخش مهمی از کارنامه او را تشکیل می‌دهد. این مسیر، اما، بدون هزینه نبوده است. مسعود نوری جاوید بارها طعم تهدید را چشیده است. او نماد روزنامه‌نگاری است که امنیت و آسایش شخصی را فدای رسالت آگاهی‌بخشی کرده است. کارنامه مسعود نوری جاوید، تنها یک رزومه کاری نیست؛ بلکه سندی است از مقاومت روزنامه‌نگاری مستقل در یکی از بسته‌ترین فضاهای رسانه‌ای جهان. او به ما یادآوری می‌کند که حتی در دل تاریکی، همیشه هستند کسانی که با شجاعت، مسئولیت روشنگری را بر دوش می‌کشند و اجازه نمی‌دهند روایت حقیقت، در انحصار ماشین پروپاگاندای حکومتی باقی بماند.