تا ساعتی پیش خبرهای غیر رسمی و  گاهی توسط خبرگزاری های رسمی از دفن زنده یاد مرتضی پاشایی در روز شنبه ۲۴ آبان حکایت می کرد که تارنمای بهشت زهرا نیز در بخش جستجوهای متوفیان از دفن مرحوم مرتضی پاشایی به  روز ۲۴ آبان ۹۳ خبر می دهد.

اطلاعات و داده های بالا چنین حکایت می کند که جنازه مرحوم پاشایی، در تابوتی که روز یکشنبه ۲۵ آبان روی دست مردم از تالار وحدت، تشییع شد، وجود نداشته است!؟

نکته اینجاست که مسئولین بهشت زهرا خود چنین توضیح می دهند: در سیستم ثبت متوفیان بهشت زهرا، زمان ورود متوفی به آن سامانه ثبت می شود. چه اینکه در عمده موارد، روز ورود متوفی و غسل و کفن کردن آن با زمان تدفین یکی ست و پلاک بالای سر قبر هم به همان تاریخ صادر می شود.

خبرآنلای

یعنی اینکه مرحوم مرتضی پاشایی هم روز شنبه ۲۴ آبان ۹۳، از بیمارستان بهمن به بهشت زهرا منتقل شد و مراحل غسل و کفن او انجام شد. پلاک هم به همان تاریخ ۲۴ آبان ۹۳ صادر شده است. اما شب گذشته و پس از کم شدن ازدحام جمعیت و به سختی در قطعه هنرمندان بهشت زهرا به خاک سپرده شده است که این خبر توسط گزارشی اختصاصی توسط خبرگزاری آنا مورد تأئید قرار می گیرد.

برخی از سایت‌ها با استناد به سایت بهشت زهرا این‌طور برداشت کرده بودند که مرتضی پاشایی شنبه به خاک سپرده شده و روز یکشنبه در مراسم تشییع پیکر مرتضی پاشایی در تابوت نبوده است.

البته اعتراضاتی هم از این دست در شبکه های اجتماعی در حال گسترش است که تعدادی از آنها توسط پیام به خبرنامه ملّی ایرانیان با این مضمون رسید که کاملاً نادرست است:

واقعا متاسفم اول برای خودم بعد برای ملتی که از سرتاسر ایران امروز اومدن برای احترام به پیکر مرتضی پاشایی ولی با سیاه بازیه یه سری افراد مخصوصا سید جواد هاشمی که در جریان همه چی بود روبرو شدن.

حالا میفهمم چرا مرتضی جمعه صبح فوت کرد ولی قرار شد یکشنبه خاکسپاری بشه و شنبه انجام نشد .

امروز تمام کسایی که زیره تابوت مثلا مرتضی رو گرفتن شاید متوجه غیر عادی بودن وزن تابوت شدن . اره امروز یه تابوت خالی رو تشیع کردیم و علت خاکسپاری نکردن و انجام نشدن مراسم نبودن جسدی برای خاکسپاری بود نه شلوغی و ازدیام مردم .

ایا ارزش یه هنرمند اینه که روز قبل یعنی شنبه یواشکی خاکسپاری بشه و فردا ملت ایران و تا 7 غروب سره کار بزارن .

به سایت بهشت زهرا برید و تاریخ و قطعه دفن مرتضی پاشایی فرزند حاج ناصر پاشایی رو ببینید تا متوجه بشید امروز هممون سره کار بودیم

تاریخ دفن ۹۳/۰۸/۲۴

قطعه ۸۸

ردیف ۱۴۹ شماره ۹

در خاتمه و در واکنش به این شایعه‌پراکنی‌ها، محمدحسین توتونچیان کنسرت گذار مرتضی پاشایی بیانیه‌ای منتشر کرده که به شرح زیر است:

با تقدیم احترام خدمت تمامی مردم هنردوست و مرتضی دوست کشورم

با تشکر از دقت نظر شما به اطلاع می‌رساند، برای هرچه بهتر و با شکوه‌تر برگزار شدن برنامه و استفاده بهینه از وقت مردم عزیز و همچنین طبق تجربه‌ای که معاونت هنری وزارت ارشاد از اجرا و برگزاری چنین مراسم‌هایی داشت، پیکر مرتضی پاشایی در روز شنبه 24 آبان 1393 برای غسل و کفن و تطهیر و همچنین مراحل اداری و قانونی و حقوقیِ دفن؛ از جمله ابطال شناسنامه و کارت ملی، مشخص شدن قطعه و ردیف و جایگاه، خالی کردن قبر، داربست زدن دور قبر و همچنین واریز وجوه قانونی و پرداخت هزینه‌های اداری به بهشت زهرا(سلام الله علیها) منتقل شد. که همه و همه برای به جلوانداختن مراحل خاکسپاری بود.

نکته اینجاست که سیستم سایت بهشت زهرا(س) هنگامی‌که جایگاه و قطعه و ردیف برای فرد متوفی صادر می‌کند، به طور خودکار نام فرد و تاریخ دفن را در همان روز ثبت می‌کند و کمتر کسی است که بعد از ابطال شناسنامه و شستشو و پرداخت‌های قانونی، فرد متوفی را در روزهای بعد به خاک می‌سپارد، مگر افراد مشهور و معروف که این مورد در مراسم استاد همایون خرم و استاد محمد رضا لطفی هم صادق است. در ضمن دی‌شب در برنامه در شهر هم که کل مراسم از شبکه 5 سیما پخش شد و همه شاهد بودند.

اما در خاتمه؛ سپاس بیکران از یکایک مردمی که با ما همدردی کردند و حضور داشتند، من حسین توتونچیان دست تک تک آن‌ها را می‌بوسم.

10815361_884882761555814_852968479_o

ساعتی پیش نیز تارنمای بهشت زهرا تصویر و اطلاعات خود را به روز نمود و تاریخ 25 آبان را جایگزین 24 آبان ماه نموده تا بیش از این به این ماجرا پرداخته نشود.

مقاله قبلیتغییر استراتژی ائتلاف جهانی در نبردهای سوریه؛ بمباران همزمان داعش و شبه نظامیان عراقی حامی اسد و عملیات وِیژه برای حذف اسد
مقاله بعدیکشف ظروف باستانی متعلق به هزاره اول قبل از میلاد در “باشت” ‌
پوریا نژادویسی
پوریا نژاد نژادویسی: مردی که با تصاویرش، زشتیِ نظام را عریان کرد پوریا نژاد نژادویسی از دل دستگاه رسانه‌ایِ رسمی برخاست — اما آثارش نه بزکِ قدرت، که آینه‌ای خُردکننده از تناقض‌ها و جنایت‌های سیستم بوده‌اند. او، به‌جای پوشاندن، با دقتی تلخ و بی‌پرده، نقاط ضعفِ ساختار را نمایان ساخت؛ همان نقاطی که نظام می‌کوشد پشتِ روایت‌های رسمی و نمایش‌های ساختگی پنهانشان کند. - در قاب برنامه‌هایی چون "دختران فراری پارک ملت"، او نه فقط آسیب‌ها را نشان داد، بلکه علت‌ها را — فقر، سرکوب اجتماعی، تهمت و تحقیر زنان — جلو چشم گذاشت. تصویری که او ثبت کرد، دیگر قابل تبدیل به شعارهای پوشالی نبود: نوجوانان و زنانِ رهاشده، سند زنده ناکارآمدی و خشونت‌زای نظم حکومتی بودند. - فیلم آموزشیِ انتخاباتی که او ساخت، بدل به استندآپ تراژیکِ یک انتخابات نمایشی شد. آموزشی برای مشارکت در نمایشی که نتایجش پیش‌ساخته است؛ خودِ وجودِ چنین آموزشی، اعترافی به پوچیِ مشروعیتِ ادعاشده بود. - پوششِ بحران‌ها — از زلزله بم تا سفرهای خامنه‌ای — ثبتِ ژست‌های نمایشی و فاصله‌گیریِ حکمرانی از مردم را به نمایش گذاشت. صحنه‌ها نشان دادند که اولویت دستگاه، مرمت تصویرِ قدرت است نه نجات جان و کرامتِ مردم. پوریا با همان ابزار و مکانیزم‌های پروپاگاندا، تصویری ساخت که نظام از بیانش وحشت دارد — نه به‌خاطرِ تمجید یا دفاع، بلکه چون این تصاویر حقیقتِ زشتِ نظم را بدون مهیا کردنِ پرده‌های فریبنده نشان می‌دهند. او ناخواسته یا آگاهانه، به راویِ سندِ سقوطِ اخلاقی و سیاسیِ یک ساختار تبدیل شد؛ کسی که با هنر و ثبت واقعیت، چهرهٔ منحوسِ نظام را برای تماشاگرانش عریان کرد.