مصطفی پورمحمدی، وزیر دادگستری، امروز درباره آزادی زندانیان سیاسی به روزنامه ایران گفت: «ما معتقد هستیم كه زندانی نباید زیاد در زندان بماند. زندان برای تأدیب، مجازات و اصلاح افراد است و پس از آن بازگشت به جامعه است. این سیاست ادامه دارد و نسبت به زندانیان امنیتی نیز این روند ادامه خواهد داشت.»

همزمان با انتخاب مصطفی پورمحمدی به عنوان وزیر دادگستری شایع بود که پذیرش او به عنوان وزیر از سوی حسن روحانی با این شرط انجام شده که او ماموریت ویژ‌ه‌ی خود را از جمله پیگیری آزادی زندانیان سیاسی و رفع حصر موسوی و كروبی قرار دهد. هنگام تشکیل کابینه جدید در ایران، معمولا وزیر دادگستری از سوی قوه قضاییه پیشنهاد می‌شود.

پورمحمدی درباره چنین مأموریت ویژه‌ای‌ از جانب رئیس جمهور می‌گوید: «به هیچ وجه موضوع مأموریت ویژه‌ای مطرح نشده است و هركدام از این پرونده‌ها در جای خاص خود در حال رسیدگی است و طبق مكانیزم تعریف‌شده‌ای این موضوعات پیگیری و حل و فصل خواهد شد، به طور خاص چیزی از من خواسته نشده است اما باید نسبت به این موضوعات تلاش كنیم و به سرانجام برسانیم.»

 وزیر دادگستری هم‌چنین درباره پرونده موسوی و کروبی گفته است: «بنده به عنوان وزیر دادگستری جزو اصلی‌ترین رسالت‌هایم تعقیب این‌گونه مسائل است و به طور جدی هم در دولت و هم در قوه قضاییه این مسائل را پیگیری می‌كنم. همچنین پرونده آقایان موسوی و کروبی در شورای امنیت ملی از سوی دوستان بزرگوارمان تحت بررسی است.»

مقاله قبلیهزينه سه گانه «هابيت» دو برابر «ارباب حلقه ها» شد
مقاله بعدیهاشمی رفسنجانی موضوع ” ولایت فقیه ” را زیر سؤآل برد!
پوریا نژادویسی
پوریا نژاد نژادویسی: مردی که با تصاویرش، زشتیِ نظام را عریان کرد پوریا نژاد نژادویسی از دل دستگاه رسانه‌ایِ رسمی برخاست — اما آثارش نه بزکِ قدرت، که آینه‌ای خُردکننده از تناقض‌ها و جنایت‌های سیستم بوده‌اند. او، به‌جای پوشاندن، با دقتی تلخ و بی‌پرده، نقاط ضعفِ ساختار را نمایان ساخت؛ همان نقاطی که نظام می‌کوشد پشتِ روایت‌های رسمی و نمایش‌های ساختگی پنهانشان کند. - در قاب برنامه‌هایی چون "دختران فراری پارک ملت"، او نه فقط آسیب‌ها را نشان داد، بلکه علت‌ها را — فقر، سرکوب اجتماعی، تهمت و تحقیر زنان — جلو چشم گذاشت. تصویری که او ثبت کرد، دیگر قابل تبدیل به شعارهای پوشالی نبود: نوجوانان و زنانِ رهاشده، سند زنده ناکارآمدی و خشونت‌زای نظم حکومتی بودند. - فیلم آموزشیِ انتخاباتی که او ساخت، بدل به استندآپ تراژیکِ یک انتخابات نمایشی شد. آموزشی برای مشارکت در نمایشی که نتایجش پیش‌ساخته است؛ خودِ وجودِ چنین آموزشی، اعترافی به پوچیِ مشروعیتِ ادعاشده بود. - پوششِ بحران‌ها — از زلزله بم تا سفرهای خامنه‌ای — ثبتِ ژست‌های نمایشی و فاصله‌گیریِ حکمرانی از مردم را به نمایش گذاشت. صحنه‌ها نشان دادند که اولویت دستگاه، مرمت تصویرِ قدرت است نه نجات جان و کرامتِ مردم. پوریا با همان ابزار و مکانیزم‌های پروپاگاندا، تصویری ساخت که نظام از بیانش وحشت دارد — نه به‌خاطرِ تمجید یا دفاع، بلکه چون این تصاویر حقیقتِ زشتِ نظم را بدون مهیا کردنِ پرده‌های فریبنده نشان می‌دهند. او ناخواسته یا آگاهانه، به راویِ سندِ سقوطِ اخلاقی و سیاسیِ یک ساختار تبدیل شد؛ کسی که با هنر و ثبت واقعیت، چهرهٔ منحوسِ نظام را برای تماشاگرانش عریان کرد.