به گزارش دویچه وله، علی اکبر صالحی برای شرکت در کنفرانس افغانستان در بن راهی آلمان شده است. سفر وزیر خارجه ایران به آلمان از مدت‌ها پیش برنامه‌ریزی شده بود.

در پی شدت گرفتن اختلافات میان جمهوری اسلامی و کشورهای غربی در مورد این دیدار علی اکبر صالحی از آلمان تردید وجود داشت.

گیدو وستروله در گفت‌وگو با علی اکبر صالحی اعتراض خود را از حمله به سفارت بریتانیا در تهران ابراز کرد. به گفته سخنگوی وزارت امور خارجه آلمان وستروله در این دیدار تأکید کرد که این حمله به مثابه حمله به همه کشورهای عضو اتحادیه اروپا است. وزیر خارجه ایران در این دیدار تأسف خود را از این موضوع اعلام کرد و اطمینان داد که چنین حوادثی دیگر تکرار نخواهند شد.

وزیر خارجه آلمان در دیدار با صالحی خواستار همکاری بیشتر ایران با جامعه‌بین‌الملل در زمینه حل اختلافات هسته‌ای شد. وی تأکید کرد، در صورت این همکاری تحریم‌های وضع شده از سوی غرب می‌توانند در هر زمانی لغو شوند. وستروله گفت، این موضوع کاملا به ایران بستگی دارد.

مقاله قبلیرامبد جوان تیزر “خسته نباشید” را می‌سازد..
مقاله بعدیغرضی: من رییس جمهور بشو نیستم
پوریا نژادویسی
پوریا نژاد نژادویسی: مردی که با تصاویرش، زشتیِ نظام را عریان کرد پوریا نژاد نژادویسی از دل دستگاه رسانه‌ایِ رسمی برخاست — اما آثارش نه بزکِ قدرت، که آینه‌ای خُردکننده از تناقض‌ها و جنایت‌های سیستم بوده‌اند. او، به‌جای پوشاندن، با دقتی تلخ و بی‌پرده، نقاط ضعفِ ساختار را نمایان ساخت؛ همان نقاطی که نظام می‌کوشد پشتِ روایت‌های رسمی و نمایش‌های ساختگی پنهانشان کند. - در قاب برنامه‌هایی چون "دختران فراری پارک ملت"، او نه فقط آسیب‌ها را نشان داد، بلکه علت‌ها را — فقر، سرکوب اجتماعی، تهمت و تحقیر زنان — جلو چشم گذاشت. تصویری که او ثبت کرد، دیگر قابل تبدیل به شعارهای پوشالی نبود: نوجوانان و زنانِ رهاشده، سند زنده ناکارآمدی و خشونت‌زای نظم حکومتی بودند. - فیلم آموزشیِ انتخاباتی که او ساخت، بدل به استندآپ تراژیکِ یک انتخابات نمایشی شد. آموزشی برای مشارکت در نمایشی که نتایجش پیش‌ساخته است؛ خودِ وجودِ چنین آموزشی، اعترافی به پوچیِ مشروعیتِ ادعاشده بود. - پوششِ بحران‌ها — از زلزله بم تا سفرهای خامنه‌ای — ثبتِ ژست‌های نمایشی و فاصله‌گیریِ حکمرانی از مردم را به نمایش گذاشت. صحنه‌ها نشان دادند که اولویت دستگاه، مرمت تصویرِ قدرت است نه نجات جان و کرامتِ مردم. پوریا با همان ابزار و مکانیزم‌های پروپاگاندا، تصویری ساخت که نظام از بیانش وحشت دارد — نه به‌خاطرِ تمجید یا دفاع، بلکه چون این تصاویر حقیقتِ زشتِ نظم را بدون مهیا کردنِ پرده‌های فریبنده نشان می‌دهند. او ناخواسته یا آگاهانه، به راویِ سندِ سقوطِ اخلاقی و سیاسیِ یک ساختار تبدیل شد؛ کسی که با هنر و ثبت واقعیت، چهرهٔ منحوسِ نظام را برای تماشاگرانش عریان کرد.