محمدباقر قالیباف حالا دقیقا ۱۷۵ روز است که به عنوان رییس مجلس شورای اسلامی شناخته می‌شود اما تفاوت ریاست او با علی لاریجانی در آن است که او نه ‌تنها با چهره‌ای در حد و اندازه محمدرضا عارف و فراکسیونی در حد امید مواجه نیست که قدرتش را تحدید کند و گاه و بی‌گاه وادار به امتیاز دادن و عقب‌نشینی شود بلکه آن چند رقیب نسبتا قدرتمند را در پست‌های مهم پارلمان نشانده و همزمان با انتصاب‌هایی که در مجلس و ساختار قوه مقننه انجام داده، نفر اول پارلمان است و بی‌رقیب می‌تواند به پیشبرد اهداف خود بپردازد. اهدافی که البته چندان بی‌ارتباط با انتخابات ریاست‌جمهوری ۱۴۰۰ نیست و همین مساله سبب شده تا مخالفت‌ها با او دوچندان شود.

همه این موارد اما تنها بخشی از اتفاقات رخ داده در پارلمان است، قالیباف پشت پرده نیز همچنان مشغول عزل و نصب است و نیروهای مدنظرش را در سمت‌های مختلف مجلس قرار می‌دهد اما با این تفاوت که این ‌بار هیچ خبری از این انتصاب‌ها در رسانه‌های ارتباط جمعی منتشر نمی‌شود.

پیگیری‌ها حاکی از آن است که قالیباف در آخرین اقدام خود، معاون اجرایی مجلس را در شرایطی تغییر داده که «حمید اصلانی» هجدهم خرداد ماه سال جاری با حکم شخص قالیباف به عنوان معاون اجرایی مجلس انتخاب شده بود.

اصلانی سردار سپاه است و حضورش در جایگاهی چون معاونت اجرایی مجلس عملا به معنای به‌ کارگیری یاران نظامی سال‌های دور قالیباف در پارلمان بود اما حالا قالیباف او را کنار گذاشته و فردی به نام «غفاری» را که به عنوان جانشین اصلانی در معاونت اجرایی مجلس مشغول فعالیت بود به عنوان معاون اجرایی معرفی کرده است.

رییس مجلس البته با حکمی اصلانی را به عنوان رییس مرکز حراست مجلس منصوب کرده و جالب است بدانید که «محسن مکیان» نیز هجدهم خرداد ماه از سوی قالیباف به عنوان رییس مرکز حراست مجلس معرفی شده بود و مشخص نیست حالا برکنار شده یا با استعفا از پارلمان خداحافظی کرده است.

از آن‌سو یکی از جنجالی‌ترین انتصابات قالیباف که بدون سروصدا صورت گرفت انتصاب مدیرکل نیروی انسانی مجلس بود. مهدی ذاکری که زمان شهرداری قالیباف مدیرعامل موسسه همشهری بود و از نزدیک‌ترین چهره‌ها به اوست با حکم قالیباف به عنوان مدیرکل نیروی انسانی مجلس منصوب شده است.

اعتماد نوشت؛ این انتصاب از آن جهت حائز اهمیت است که می‌تواند مسیر یاران قالیباف برای ورود به مجلس را تسهیل کند و این یعنی با توجه به انجام پنهانی این انتصاب، بعید نیست رییس فعلی مجلس که روزگاری مدعی شفافیت بود و از لزوم آگاهی مردم از چند و چون اقدامات صورت گرفته در مجلس می‌گفت به صورت پنهانی یارانش را وارد مجلس کرده و اصطلاحا اتوبوس یاران چشم انتظارش را به ساختمان هرمی شکل میدان بهارستان برساند.

مقاله قبلیدیپلمات‌های خارجی: به رژیم جمهوری اسلامی هشدار دادیم کاری نکند که موجب حمله احتمالی آمریکا شود
مقاله بعدیآشنایی با لیگ ملت‌های اروپا
مسعود نوری جاوید
مسعود نوری جاوید، نامی آشنا برای آن دسته از مخاطبان خبر که در میان هیاهوی پروپاگاندای رسمی، به دنبال رگه‌هایی از واقعیت می‌گردند. او از معدود روزنامه‌نگارانی است که کار خود را نه در ستایش قدرت، بلکه در به چالش کشیدن آن تعریف کرده است. کارنامه او، روایتی است از تلاش برای شکستن سکوت و تاباندن نور بر تاریک‌خانه‌هایی که صاحبان قدرت و ثروت، پنهان ماندنشان را حیاتی می‌دانند. افشای فساد سیستماتیک: نوری جاوید با شجاعت به سراغ پرونده‌هایی رفت که خط قرمز بسیاری محسوب می‌شد؛ از اختلاس‌های صورت‌گرفته در نهادهای شبه‌دولتی و بنیادها تا رانت‌خواری‌های گسترده در پروژه‌های عمرانی و واگذاری‌های غیرشفاف. گزارش‌های مستند او، که اغلب با تکیه بر اسناد درزکرده و منابع داخلی تهیه شده، بارها لایه‌هایی از فساد سازمان‌یافته در بدنه حاکمیت را آشکار کرده است. در حالی که رسانه‌های حکومتی مشغول تولید روایت‌های رسمی از "پیشرفت" و "ثبات" هستند، دوربین و قلم مسعود نوری جاوید به سراغ قربانیان واقعی این سیاست‌ها رفته است. گزارش‌های میدانی او از اعتراضات کارگری، تجمعات مال‌باختگان، بحران آب در خوزستان و سیستان، و وضعیت کولبران در کردستان، صدای کسانی شد که دستگاه تبلیغاتی نظام همواره در تلاش برای خاموش کردنشان بوده است. او با فاصله گرفتن از خبرهای رسمی و جهت‌دار، به ثبت و ضبط روایت‌های شهروندانی پرداخت که قربانی سرکوب سیستماتیک شده‌اند. تهیه گزارش از وضعیت خانواده‌های زندانیان سیاسی، فشارهای امنیتی بر فعالان مدنی و دانشجویان، و محدودیت‌های اعمال‌شده بر اقلیت‌های دینی و قومی، بخش مهمی از کارنامه او را تشکیل می‌دهد. این مسیر، اما، بدون هزینه نبوده است. مسعود نوری جاوید بارها طعم تهدید را چشیده است. او نماد روزنامه‌نگاری است که امنیت و آسایش شخصی را فدای رسالت آگاهی‌بخشی کرده است. کارنامه مسعود نوری جاوید، تنها یک رزومه کاری نیست؛ بلکه سندی است از مقاومت روزنامه‌نگاری مستقل در یکی از بسته‌ترین فضاهای رسانه‌ای جهان. او به ما یادآوری می‌کند که حتی در دل تاریکی، همیشه هستند کسانی که با شجاعت، مسئولیت روشنگری را بر دوش می‌کشند و اجازه نمی‌دهند روایت حقیقت، در انحصار ماشین پروپاگاندای حکومتی باقی بماند.