وجه اشتراک ” گربه ” با ” جمهوری اسلامی” !!

0
250

دست اندرکاران ریاکار نظام همیشه بی نظم حکومت ننگین اسلامی، در داشتن بدترین خصلت های اخلاقی، خودکامه ترین حاکمیت دیکتاتوری، وقیح ترین مقامات مدیریتی، همچنین نادان ترین امت ها و پیروان درون و برونمرزی، و دهها و صدها عیب و نقص رفتاری و کرداری و گفتاری دیگر، تا به جائی سقوط کرده  و تنزل یافته و بی اعتبار شده اند؛ که حتی می توان دست کم یکی از کنش های بی خردانه آنها را، با یک کنش غریزی حیوانی مانند گربه، که این حیوان کوچک دارد مقایسه نمود!

احتملا بدانید، هنگامی که گربه ماده بچه های اش را می زاید؛ وظیفه گربه نر که پدر تازه متولد شده هاست؛ این است که به دنبال طعمه برود، تا بتواند بساط ” سور و سات ” مامان بچه های اش را فراهم کرده و برای جفت خودش بیاورد. خانم گربه هم پس از خوردن تحفه ای که آقای شان برای او آورده، بعد از شیر دادن به نوزادان خویش، وظیفه مراقبت از آنها را بر عهده پدرشان می گذارد؛ و خودش به جای خلوتی می رود تا استراحت کند. اما همیشه وقتی که این مامان های ملوس از خواب و استراحت بر می خیزند؛ و به طرف بچه های شان می روند. با صحنه دلخراشی مواجه می گردند، که ناگزیرند چندین ساعت متوالی، صداهائی مانند زار زدن را از نای شان بیرون بفرستند؛ تا مصیبتی را که به وجود آمده، به گوش همه همسایه های اطراف برسانند. زیرا گربه پدر، یک عادت غریزی بسیار بدی دارد. همین که سر و کله مادر بچه ها را دور می بیند؛ بسیار وحشیانه یکی از آنها را می خورد. وقتی که گربه ماده بر می گردد؛ با دیدن باقیمانده جسد یکی از نوزادان خویش، در می یابد که پدر بچه ها یکی از کودکان وی را خورده است. آنگاه با شتاب فراوان، دو سه تای زنده مانده را، یکی یکی به دندان می گیرد و از آنجا دور می سازد. تا دیگر دست و دندان آن پدر بی رحم به آنها نرسد!

ارتباط جریان بالا، با کارهای زشت و بی رحمانه و غیر اخلاقی، که سران رژیم آخوندی به انجام می رسانند؛ شیوه ای است که معمولا برخی از سیاستمداران تازه به این عرصه رسیده انجام می دهند. در طول این سه دهه و اندی که از حکومت غاصبانه و اشغالگرانه نوکران امپریالیسم جهانی در ایران می گذرد؛ دیده شده که در شرایط بحرانی و غیر عادی، که پایه های بی ثبات کاخ ظلم و ستم شان در حال فروپاشی و سقوط کردن حکومت منفورشان است. نخستین کاری که انجام می دهند، خوردن و نابود کردن یکی از فرزندان انقلاب شوم شان است. ایشان با بدنام تر کردن یکی از خودی های شان(بدنام تر به دلیل این که در حالت معمولی همگی اینها بدنام و رذل و ناانسان هستند.) به این دلیل است، تا با بر سر زبان ها انداختن یک ماجرای میان گروهی، یا به زبان ساده تر، ایجاد نمودن یک جنگ زرگری میان خودشان، بتوانند بین مردم کشور، سوژه ای را به آنها بدهند؛ که مردم  آنقدر در تفسیر نمودن و اظهار نظر کردن در آن رابطه سرگرم بشوند؛ تا به یاد نیاورند حکومتی ها با روی دایره آوردن این قضیه، و سر کار گذاشتن ملت، در حال آوردن چه بلاهائی بر سر این ساده انگاران هستند؟!

تئوریسین جیره خوار سپاه پاسداران انقلاب اسلامی، حسن عباسی حیله گر، اخیرا در یک گفتگو اهانت بررگی به نیروهای مسلح کشور نموده، وی سپاه را ” شیر نر ” ، و آرتش را ” شیر ماده ” لقب داده است. و ضمن آن آرتشی ها را چنان منفعل معرفی کرده که می گوید:” اگر ایران را آب ببرد، ارتش صدای اش هم در نمی آید” !

 هرچند که ” سگ زرد برادر شغال است” هر چند که بسیاری از درجه داران و افسران اسلام زده نیروهای مسلح آرتش، در پرستیدن امام چهاردهم شیعیان، سید علی خامنه ای چنان ” کاتولیک تراز پاپ ” هستند؛ که گوئی مادرزاد برای همکاری(نوکری) با متصدیان این رژیم خطرناک و خودکامه و فرومایه به چرخه هستی پای نهاده اند. و وظیفه شان در قبال حکومت ملاها در ایران، فقط و فقط دادن باج زبانی به رهبر جمهوری اسلامی است؛ تا زیر چتر حاکمیت این جنایتکاران، به گونه خشک(سرشت نظامیگری شان) و تا حدودی منفعل، در قالب نیروهای مسلح سه گانه در کشور، حیات ظاهری دارند. تا چنانچه دشمنان خارجی بخواهند به خاک ایران تجاوز نمایند؛ آنگاه آرتش وارد عمل تدافعی بشود، و دشمنان را از مملکت بیرون نماید. ولی چون سپاهیان جهت دفاع از حاکمیت انقلاب اسلامی به وجود آورده شده اند؛ موظف اند که در امور داخلی ایران به رتق و فتق امور بپردازند!

از آنجائی که شکل آشکار فعالیت ها و کارهائی که این دو نهاد به انجام می رسانند؛ تفاوت فاحشی میان این دو را به نمایش می گذارد. چون دائم سپاه را در حال فعالیت می بینند؛ اما افراد آرتش را منفعل و در حالت سکوت. ولی نمی دانند که هر دوی این نهادها، بر مبنای شرح وظایف خودشان عمل می کنند. همانطوری که در بالا آمد، آرتش مسؤلیت حفاظت از مرزهای کشور و مقابله با متجاوزان را بر عهده دارد؛ اما سپاه همانگونه که از اسم شان معلوم است(سپاه پاسداران انقلاب اسلامی) یعنی عمده ترین وظیفه سپاه، حفاظت از منافع انقلاب در دو سطح برونی و درونی جمهوری اسلامی است!

به هر تقدیر، در اثر بیش از حد عریان شدن اختلافات میان رهبری و ریاست جمهوری اسلامی، و البته کوتاه نیامدن هیچیک از اینها، و نیز عملکرده های طرفداران هر دو طرف، که هیزم بیشتری بر این آتش اختلافات اضافه می کنند. همچنین رویدادهای بین المللی که بی تأثیر در امور حکومت اسلامی در ایران نیستند. آخوندها پیوسته در صدد هستند، تا با گشودن موضوعات دیگری در کشور، ذهنیت مردم حتی دولتمردان دول دیگر را، به مسائلی مانند زندانی شدن حسن عباسی، اهانت کردن های بی وقفه نمایندگان مجلس و نیز مشاوران و نوکران آخوند خامنه ای به رئیس جمهور، و نمونه های دیگری که در این مختصر نمی گنجد؛ جلوه های گمراه کننده ای از واقعیات موجود را، در میان همگان جا بیندازند. تا کسی متوجه نشود، که میان آنها با دو کشور کمونیستی چین و روسیه چه می گذرد؟ تا هیچ شخصیت حقیقی و حقوقی در جهان، واقف نگردد؛ که روابط پشت پرده ایشان با حکومت ایالات متحده در چه مقیاسی است؟!

که البته این مسأله، شیوه بسیار عادی حکومت های مرموز و قدرت پرست می باشد. روشی بنیان یافته از نیرنگ و دسیسه های اهریمنی است؛ که اگر مورد استفاده قرار ندهند؛ دیگران با آنها چنین خواهند کرد و به زمین گرم شان خواهند افکند. بنابراین، برای ایشان آسان تر است؛ که مانند گربه نر، فرزندان سیه دل و نابکار انقلاب شان را بخورند. تا عطش سیری ناپذیر جنابتکاری شان را برطرف کنند!

محترم مومنی

مطلب قبلیلغو مجدد اجرای کنسرت سالار عقیلی در سبزوار
مطلب بعدیانگلیس تحریم سه شرکت ایرانی را لغو کرد
محترم مومنی روحی
شرح مختصری از بیوگرافی بانو محترم مومنی روحی او متولد سال 1324 خورشیدی در شهر تهران است. تا مقطع دبیرستان، در مجتمع آموزشی " فروزش " در جنوب غربی تهران، که به همت یکی از بانوان پر تلاش و مدافع حقوق زنان ( بانو مساعد ) در سال 1304 خورشیدی در تهران تأسیس شده بود؛ در رشته ادبیات پارسی تحصیل نموده و دیپلم متوسطه خود را از آن مجتمع گرفته است. در سال 1343 خورشیدی، با همسرش آقای هوشنگ شریعت زاده ازدواج نموده؛ و حاصل آن دو فرزند دختر و پسر 47 و 43 ساله، به نامهای شیرازه و شباهنگ است؛ که به او سه نوه پسر( سروش و شایان از دخترش شیرازه، و آریا از پسرش شباهنگ) را به وی هدیه نموده اند. وی نه سال پس از ازدواج، در سن بیست و نه سالگی، رشته روانشناسی عمومی را تا اواسط دوره کارشناسی ارشد آموخته، و در همین رشته نیز مدت هفده سال ضمن انجام دادن امر مشاورت با خانواده های دانشجویان، روانشناسی را هم تدریس نموده است. همزمان با کار در دانشگاه، به عنوان کارشناس مسائل خانواده، در انجمن مرکزی اولیاء و مربیان، که از مؤسسات وابسته به وزارت آموزش و پرورش می باشد؛ به اولیای دانش آموزان مدارس کشور، و نیز به کاکنان مدرسه هائی که دانش آموزان آن مدارس مشکلات رفتاری و تربیتی داشته اند؛ مشاورت روانشناسی و امور مربوط به تعلیم و تربیت را داده است. از سال هزار و سیصد و پنجاه و دو، عضو انجمن دانشوران ایران بوده، و برای برنامه " در انتهای شب " رادیو ، با برنامه " راه شب " اشتباه نشود؛ مقالات ادبی – اجتماعی می نوشته است. برخی از اشعار و مقالاتش، در برخی از نشریات کشور، از جمله روزنامه " ایرانیان " ، که ارگان رسمی حزب ایرانیان، که وی در آن عضویت داشته منتشر می شده اند. پایان نامه تحصیلی اش در دانشگاه، کتابی است به نام " چگونه شخصیت فرزندانتان را پرورش دهید " که توسط بنگاه تحقیقاتی و مطبوعاتی در سال 1371 خورشیدی در تهران منتشر شده است. از سال 1364 پس از تحمل سی سال سردردهای مزمن، از یک چشم نابینا شده و از چشم دیگرش هم فقط بیست و پنج درصد بینائی دارد. با این حال از بیست و چهار ساعت شبانه روز، نزدیک به بیست ساعت کار می کند. بعد از انقلاب شوم اسلامی، به مدت چهار سال با اصرار مدیر صفحه خانواده یکی از روزنامه های پر تیراژ پایتخت، به عنوان " کارشناس تعلیم و تربیت " پاسخگوی پرسشهای خوانندگان آن روزنامه بوده است. به لحاظ فعالیت های سیاسی در دانشگاه محل تدریسش، مورد پیگرد قانونی قرار می گیرد؛ و به ناچار از سال 1994 میلادی،به اتفاق خانواده اش، به کشور هلند گریخته و در آنجا زندگی می کند. مدت شش سال در کمپهای مختلف در کشور هلند زندگی نموده؛ تا سرانجام اجازه اقامت دائمی را دریافته نموده است. در شهر محل اقامتش در هلند نیز، سه روز در هفته برای سه مؤسسه عام المنفعه به کار داوطلبانه بدون دستمزد اشتغال دارد. در سال 2006 میلادی، چهار کتاب کم حجم به زبان هلندی نوشته است؛ ولی چون در کشور هلند به عنوان نویسنده صاحب نام شهرتی نداشته، هیچ ناشری برای انتشار کتابهای او سرمایه گذاری نمی کند. سرانجام در سال 2012 میلادی، توسط کانال دو تلویزیون هلند، یک برنامه ده قسمتی از زندگی او تهیه و به مدت ده شب پیاپی از همان کانال پخش می شود. نتیجه مفید این کار، دریافت پیشنهاد رایگان منتشر شدن کتابهای او توسط یک ناشر اینترنتی هلندی بوده است. تا کنون دو عنوان از کتابهای وی منتشر شده و مورد استقبال نیز قرار گرفته اند. در حال حاضر مشغول ویراستاری دو کتاب دیگرش می باشد؛ که به همت همان ناشر منتشر بشوند. شعار همیشگی او در زندگی اش، و تصیه آن به فرزندانش : خوردن به اندازه خواب و استراحت به اندازه اما کار بی اندازه است. چون فقط کار و کار و کار رمز پیروزی یک انسان است.