شهاب حسینی با اشاره به مستند «من ناصر حجازی هستم…» گفت: امیدوارم روزی این تفکر که بزرگترین سرمایه هر ملتی نیروی انسانی آن است، سرلوحه ملت و دولت‌ها قرار گیرد.

 جمعه 4 دی‌ماه،مستند «من ناصر حجازی هستم…» در مراسمی خصوصی نمایش داده شد و با حضور برخی عوامل فیلم و نیز شهاب حسینی و رویا تیموریان مورد نقد و بررسی قرار گرفت.

در این مراسم شهاب حسینی که به دلیل همراهی مجموعه‌ی «شهر فرش» و به عنوان مدیر هنری این مجموعه از سوی عوامل فیلم تقدیر شد، در سخنانی گفت: این مرز وبوم همیشه انسان‌های بزرگی را درون خود پرورده است و امیدوارم روزی این تفکر که بزرگترین سرمایه هر ملتی نیروی انسانی آن است، سرلوحه ملت و دولت‌ها قرار گیرد.

او همچنین افزود: خوشحالم از اینکه اجازه دادند، صدای ناقابلم را دراین فیلم به یادگار بگذارم.

حسینی که گویندگی بخشی از نریشن این فیلم را برعهده داشته است،‌ادامه داد: در این مستند جالب بود که خود ما با حقایقی درباره‌ آقای حجازی مواجه می‌شدیم که ما را تحت تأثیر قرار می‌داد و حتی از جایی به بعد کار از مرحله تکنیک به احساس و عواطف وارد می‌شد؛ مثلا خود من وقتی نریشن را می‌خواندم خیلی ناراحت شدم که چرا نامه‌ای که از باشگاه «منچستریونایتد» آمده بود به دست ایشان نرسیده است یا آن زمان اتفاقاتی افتاد که از استقلال به آن شکل اخراج شدند.

رویا تیموریان، یکی دیگر از گویندگان این فیلم نیز با اشاره به نیما طباطبایی (کارگردان) بیان کرد: نیما خواهرزاده من است که چند بار برای کارهایش از من دعوت کرد، ولی آن‌ها را دوست نداشتم و قبول نکردم. این را اینجا گفتم چون نیما می‌داند که در کارم جدی هستم و اصلا خاله بازی نداریم.

او اضافه کرد: اما این کارش را به دلیل اینکه یک پختگی داشت در او اتفاق می‌افتاد، قبول کردم و احساس کردم دیگر وقتش هست که وارد شوم.

تیموریان در ادامه با بیان توضیحاتی درباره نیما طباطبایی، پدر و مادرش که هردو فرهنگی بوده و هستند، گفت: این‌ها را گفتم که دلیل موجهی برای حضور در این کار داشته باشم چرا که نیما به دلیل شرافتی که در خانواده آموخته بود، سراغ یکی از انسان‌های شریف این سرزمین رفت و من وظیفه خودم می‌دانستم در کار ناصرخان حجازی باشم تا افتخاری داشته باشم تا در مورد انسانی از این سرزمینم صحبت کنم که پایمردی، شرف، شفافیت،‌ زندگی خوب ، عاشق مردم، حرفه‌اش و انسان بودن را در خود دارد؛ آن هم خارج از هر گونه انحراف و چیزهایی که متأسفانه خیلی بین ما اتفاق می‌افتد.

همچنین در بخش دیگری از نشست این فیلم که محمدرضا مقدسیان به عنوان منتقد در آن حضور داشت، امیر رفیعی، تهیه‌کننده با اشاره به اینکه ساخت این پروژه از حدود دو سال قبل آغاز شده و هیچ گونه حمایت دولتی در آن دخیل نبوده است، گفت: پس از تغییر و تحولاتی که در گروه ایجاد شد، نیما طباطبایی و خسرو نقیبی به ما اضافه شدند و کار را به شکل دیگری شروع کردیم. البته پیش از آن خانواده حجازی صحبت‌های دیگری با چند کارگردان دیگر از جمله حسن فتحی، مازیار میری و کیومرث پوراحمد داشتند که به نتیجه نرسید و گروهی که قبلا قرارداد بسته بودند، نتوانستند وارد کار اجرایی شوند.

او با اشاره به توقیف موقت این فیلم به دلیل شکایت امیر قلعه‌نوعی گفت:‌ این مستند توقیف شد، اما خیلی زود هم رفع توقیف شد که البته مهم نیست چون مهم این است که مرگ ناصر حجازی پایان افسانه او نیست. روح او همواره همراه بود و هر جا که دچار مشکلی می‌شدیم پس از کمک خدا، درها را به سوی ما باز می‌کرد.

وی همچنین خبر داد که مستند «من ناصر حجازی هستم…» به زودی در سینماهای «هنر و تجربه» نمایش داده خواهد شد.

نیما طباطبایی، کارگردان این فیلم نیز با اشاره به اینکه سال گذشته به دنبال گرفتن پروانه ساخت اولین فیلم سینمایی خود بود که در این بین پیشنهاد ساخت این مستند مطرح شد، گفت: فکر می‌کنم اگر به کسی این پیشنهاد شود، باید خیلی بدسلیقگی صورت گیرد که آن را قبول نکند. البته اسامی‌ای که به عنوان کارگردان پیشنهادی ذکر شده بود مرا کنجکاو می‌کند که ای کاش حسن فتحی این فیلم را ساخته بود که از او یاد می‌گرفتم و می‌دیدم که آن را چطور می‌سازد.

به گزارش ایسنا؛ وی درباره نریشن‌هایی که روی فیلم توسط بازیگرانی همچون شهاب حسینی، بهرام رادان، مهران مدیری، مسعود رایگان، پرویز پرستویی و رویا تیموریان خوانده می‌شود،بیان کرد: من به همراه خسرو نقیبی که نویسندگی این متن‌ها را بر عهده داشت مراقب بودیم که سرمایه‌گذار خصوصی داریم و باید برای هر کاری توجیه داشته باشیم. البته زندگی ناصر حجازی در نوع خود آنقدر جذاب بود که می‌شد یک فیلم کامل از آن ساخته شود و در این بین هنرمندانی هم برای گفتن نریشن‌ها با ما همکاری کردند.

مقاله قبلیدلایلی که موجب ایجاد تشکیلات مجلس خبرگان رهبری، و شورای نگهبان شده اند!
مقاله بعدیفغانی: برای فینال باشگاه‌ها 58میلیون گرفتم
مسعود نوری جاوید
مسعود نوری جاوید، نامی آشنا برای آن دسته از مخاطبان خبر که در میان هیاهوی پروپاگاندای رسمی، به دنبال رگه‌هایی از واقعیت می‌گردند. او از معدود روزنامه‌نگارانی است که کار خود را نه در ستایش قدرت، بلکه در به چالش کشیدن آن تعریف کرده است. کارنامه او، روایتی است از تلاش برای شکستن سکوت و تاباندن نور بر تاریک‌خانه‌هایی که صاحبان قدرت و ثروت، پنهان ماندنشان را حیاتی می‌دانند. افشای فساد سیستماتیک: نوری جاوید با شجاعت به سراغ پرونده‌هایی رفت که خط قرمز بسیاری محسوب می‌شد؛ از اختلاس‌های صورت‌گرفته در نهادهای شبه‌دولتی و بنیادها تا رانت‌خواری‌های گسترده در پروژه‌های عمرانی و واگذاری‌های غیرشفاف. گزارش‌های مستند او، که اغلب با تکیه بر اسناد درزکرده و منابع داخلی تهیه شده، بارها لایه‌هایی از فساد سازمان‌یافته در بدنه حاکمیت را آشکار کرده است. در حالی که رسانه‌های حکومتی مشغول تولید روایت‌های رسمی از "پیشرفت" و "ثبات" هستند، دوربین و قلم مسعود نوری جاوید به سراغ قربانیان واقعی این سیاست‌ها رفته است. گزارش‌های میدانی او از اعتراضات کارگری، تجمعات مال‌باختگان، بحران آب در خوزستان و سیستان، و وضعیت کولبران در کردستان، صدای کسانی شد که دستگاه تبلیغاتی نظام همواره در تلاش برای خاموش کردنشان بوده است. او با فاصله گرفتن از خبرهای رسمی و جهت‌دار، به ثبت و ضبط روایت‌های شهروندانی پرداخت که قربانی سرکوب سیستماتیک شده‌اند. تهیه گزارش از وضعیت خانواده‌های زندانیان سیاسی، فشارهای امنیتی بر فعالان مدنی و دانشجویان، و محدودیت‌های اعمال‌شده بر اقلیت‌های دینی و قومی، بخش مهمی از کارنامه او را تشکیل می‌دهد. این مسیر، اما، بدون هزینه نبوده است. مسعود نوری جاوید بارها طعم تهدید را چشیده است. او نماد روزنامه‌نگاری است که امنیت و آسایش شخصی را فدای رسالت آگاهی‌بخشی کرده است. کارنامه مسعود نوری جاوید، تنها یک رزومه کاری نیست؛ بلکه سندی است از مقاومت روزنامه‌نگاری مستقل در یکی از بسته‌ترین فضاهای رسانه‌ای جهان. او به ما یادآوری می‌کند که حتی در دل تاریکی، همیشه هستند کسانی که با شجاعت، مسئولیت روشنگری را بر دوش می‌کشند و اجازه نمی‌دهند روایت حقیقت، در انحصار ماشین پروپاگاندای حکومتی باقی بماند.