در جلسه هیأت دولت که صبح روز چهارشنبه به ریاست احمدی‌نژاد برگزار شد، در اتفاقی جالب به دکتر احمدی‌نژاد از سوی دانشگاهی که ادعا شده بود توسط آیت الله سیستانی تاسیس شده، دکترای افتخاری اهداء شد؛ واقعه‌ای که با واکنش سریع دفتر اصلی این مرجع همراه شد.

 به گزارش «تابناک»، «در حاشیه جلسه هیات وزیران از سوی دکتر علیرضا ابوالفضلی مدیر شعبه دانشگاه دارالحکمه در ایران، دکترای افتخاری این دانشگاه در رشته مدیریت تحول به پاس خدمات و تلاش‌های دکتر احمدی‌نژاد در عرصه بین الملل و جهان اسلام به وی اعطاء ‌شد. مدیر شعبه دانشگاه دارالحکمه در ایران همچنین از درخواست مسئولین ارشد دانشگاه بین‌المللی دارالحکمه برای عضویت دکتر احمدی نژاد در هیأت علمی این دانشگاه در ایران خبر داد. گفتنی است دانشگاه دارالحکمه توسط آیت‌الله سیستانی تأسیس شده و در بیش از 85 کشور جهان نمایندگی دارد.»

این خبری بود که روز چهارشنبه 29 خرداد بر روی خروجی وب سایت رسمی ریاست جمهوری قرار گرفت و با بهت صاحب نظران همراه شد، چرا که اساساً مشخص نبود دانشگاهی که آیت الله سیستانی موسس آن است، با چه انگیزه‌ای اعتبارش را در قالب یک دکترای افتخاری در اختیار رئیس دولت دهم قرار خواهد داد و همین مسئله باعث ایجاد ابهام‌هایی نزد پیگیران افکارعمومی درباره کیفیت وقوع این مسئله شد تا انتشار فیلم این اتفاق، کنجکاوی ها را بیشتر برانگیزد.

بر همین اساس پیگیری‌هایی در این باره از دفتر قم و دفتر نجف آیت الله العظمی سیستانی صورت پذیرفت که در نهایت اصالت دانشگاه منتسب به این مرجع تقلید و طبیعتا اصالت مدرک صادره زیر سوال رفت. دفتر آیت الله سیستانی در نجف اشرف، در پاسخ به این پرسش وارده که «در اخبار آمده است که شعبه دانشگاه دارالحکمه در ایران به بعضی از رجال سیاست دکترای افتخاری در رشته مدیریت تحول! داده است و این دانشگاه به ریاست سیدقوام (زین العابدین) شهرستانی توسط آیت الله سیستانی تاسیس شده و در بیش از 85 کشور نمایندگی دارد. آیا این خبر صحیح است؟ متشکرم.»، مرقومه این مرجع تقلید را ارائه نمود.

293714_219

در پاسخ مکتوب آیت الله سیستانی که ممهور به مهر ایشان است و دیروز رسماً اعلام شده، چنین آمده: «بسمه تعالی. این دانشگاه – که از قرار اطلاع عنوانی بیش نیست – هیچگونه ارتباطی با آقا ندارد و رئیس آن نیز مورد تایید ایشان نمی‌باشد. 10 شعبان 1434» و با این اوصاف عملاً این دانشگاه ارتباطی با این مرجع تقلید نداشته و همان دکترای اعتباری نیز محل چالش جدی است؛ به خصوص آنکه در گرایش جالب و بدیعی تحت عنوان «دکترای تحول» اهداء شده است.

به نظر می‌رسد ضروری باشد تا نهادهای مسئول پیش از درج اعلام رسمی و چنین اخباری و حتی پذیرش چنین مدارکی، اطلاعات ارائه شده را با دفتر مراجع چک نمایند تا در نهایت چنین اتفاقی رخ ندهد..

مقاله قبلی«جيمز گاندولفني» بازيگر «سوپرانوز» در 51 سالگي درگذشت..!
مقاله بعدیعلاقمندان “شهر گناه” یک سال منتظر بمانند..
مسعود نوری جاوید
مسعود نوری جاوید، نامی آشنا برای آن دسته از مخاطبان خبر که در میان هیاهوی پروپاگاندای رسمی، به دنبال رگه‌هایی از واقعیت می‌گردند. او از معدود روزنامه‌نگارانی است که کار خود را نه در ستایش قدرت، بلکه در به چالش کشیدن آن تعریف کرده است. کارنامه او، روایتی است از تلاش برای شکستن سکوت و تاباندن نور بر تاریک‌خانه‌هایی که صاحبان قدرت و ثروت، پنهان ماندنشان را حیاتی می‌دانند. افشای فساد سیستماتیک: نوری جاوید با شجاعت به سراغ پرونده‌هایی رفت که خط قرمز بسیاری محسوب می‌شد؛ از اختلاس‌های صورت‌گرفته در نهادهای شبه‌دولتی و بنیادها تا رانت‌خواری‌های گسترده در پروژه‌های عمرانی و واگذاری‌های غیرشفاف. گزارش‌های مستند او، که اغلب با تکیه بر اسناد درزکرده و منابع داخلی تهیه شده، بارها لایه‌هایی از فساد سازمان‌یافته در بدنه حاکمیت را آشکار کرده است. در حالی که رسانه‌های حکومتی مشغول تولید روایت‌های رسمی از "پیشرفت" و "ثبات" هستند، دوربین و قلم مسعود نوری جاوید به سراغ قربانیان واقعی این سیاست‌ها رفته است. گزارش‌های میدانی او از اعتراضات کارگری، تجمعات مال‌باختگان، بحران آب در خوزستان و سیستان، و وضعیت کولبران در کردستان، صدای کسانی شد که دستگاه تبلیغاتی نظام همواره در تلاش برای خاموش کردنشان بوده است. او با فاصله گرفتن از خبرهای رسمی و جهت‌دار، به ثبت و ضبط روایت‌های شهروندانی پرداخت که قربانی سرکوب سیستماتیک شده‌اند. تهیه گزارش از وضعیت خانواده‌های زندانیان سیاسی، فشارهای امنیتی بر فعالان مدنی و دانشجویان، و محدودیت‌های اعمال‌شده بر اقلیت‌های دینی و قومی، بخش مهمی از کارنامه او را تشکیل می‌دهد. این مسیر، اما، بدون هزینه نبوده است. مسعود نوری جاوید بارها طعم تهدید را چشیده است. او نماد روزنامه‌نگاری است که امنیت و آسایش شخصی را فدای رسالت آگاهی‌بخشی کرده است. کارنامه مسعود نوری جاوید، تنها یک رزومه کاری نیست؛ بلکه سندی است از مقاومت روزنامه‌نگاری مستقل در یکی از بسته‌ترین فضاهای رسانه‌ای جهان. او به ما یادآوری می‌کند که حتی در دل تاریکی، همیشه هستند کسانی که با شجاعت، مسئولیت روشنگری را بر دوش می‌کشند و اجازه نمی‌دهند روایت حقیقت، در انحصار ماشین پروپاگاندای حکومتی باقی بماند.