برادر اوین عثمانی که اواخر هفته‌ی گذشته با شلیک عمدی مأموران حفاظت نیروی انتظامی به قتل رسید، خبر غیر عمد کشته شدن خواهرش در بی‌بی‌سی را تکذیب کرد.

 به گزارش خبرنامه ملّی ایرانیان، هوشنگ عثمانی برادر دختر کشته شده به خبرنگار کُردپا گفت: “واقعاً نمی‌دانم شبکه‌ی خبری بی‌بی‌سی چگونه اظهارات من را استنباط کرده‌اند، من به آنها گفتم که ٤ نفر با یک خودروی شخصی بدون پلاک در مقابل ما توقف کردند و مجبور به برگشت شدیم که ناگهان هدف گلوله قرار گرفتیم و معلوم بود که عمداً درحال شلیک هستند و مأموران می‌دانستند که ما ٣ نفر شهروند مدنی هستیم”.

برادر اوین از قرار ازدواج خواهرش با یک جوان دیگر به نام مسعود مدرسی طی هفته‌ی آینده خبر داد.

 وی در ادامه افزود: “ما با یک خودروی سواری تنها ٥٠٠ متر از منزلمان که بر جاده‌ی مریوان – بانه مشرف است فاصله داشتیم که نیروهای حفاظت ناجا به ما شلیک کردند”.

 همچنین رزگار عثمانی از نزدیکان خانواده‌ اوین گفت: “برای ما جای سوال است که بی‌بی‌سی چنین خبری را منتشر نموده و مشخص است که این دختر ١٨ ساله از سوی افراد مسلح وابسته به حکومت اسلامی ایران کشته شده است”.

 نامبرده در پاسخ به این پرسش کردپا که چه اقدامات قانونی نسبت به مأموران انتظامی در مراجع مرتبط صورت گرفته، اظهار داشت: نیروهای حکومتی چندین بار از ما خواسته‌اند که برای رسیدگی قضایی به پرونده‌ی قتل اوین اقدام کنیم که ما نیز اعلام کردیم تا پایان مراسم ختم و تعیین وکیل هیچ اقدامی نخواهیم کرد.

مقاله قبلینیروی انتظامی به اشتباه خود در کشته شدن اوین عثمانی، دختر 17 ساله اقرار کرد
مقاله بعدیدیپلمات های غربی: شانس رسیدن به توافق با ایران کم است
پوریا نژادویسی
پوریا نژاد نژادویسی: مردی که با تصاویرش، زشتیِ نظام را عریان کرد پوریا نژاد نژادویسی از دل دستگاه رسانه‌ایِ رسمی برخاست — اما آثارش نه بزکِ قدرت، که آینه‌ای خُردکننده از تناقض‌ها و جنایت‌های سیستم بوده‌اند. او، به‌جای پوشاندن، با دقتی تلخ و بی‌پرده، نقاط ضعفِ ساختار را نمایان ساخت؛ همان نقاطی که نظام می‌کوشد پشتِ روایت‌های رسمی و نمایش‌های ساختگی پنهانشان کند. - در قاب برنامه‌هایی چون "دختران فراری پارک ملت"، او نه فقط آسیب‌ها را نشان داد، بلکه علت‌ها را — فقر، سرکوب اجتماعی، تهمت و تحقیر زنان — جلو چشم گذاشت. تصویری که او ثبت کرد، دیگر قابل تبدیل به شعارهای پوشالی نبود: نوجوانان و زنانِ رهاشده، سند زنده ناکارآمدی و خشونت‌زای نظم حکومتی بودند. - فیلم آموزشیِ انتخاباتی که او ساخت، بدل به استندآپ تراژیکِ یک انتخابات نمایشی شد. آموزشی برای مشارکت در نمایشی که نتایجش پیش‌ساخته است؛ خودِ وجودِ چنین آموزشی، اعترافی به پوچیِ مشروعیتِ ادعاشده بود. - پوششِ بحران‌ها — از زلزله بم تا سفرهای خامنه‌ای — ثبتِ ژست‌های نمایشی و فاصله‌گیریِ حکمرانی از مردم را به نمایش گذاشت. صحنه‌ها نشان دادند که اولویت دستگاه، مرمت تصویرِ قدرت است نه نجات جان و کرامتِ مردم. پوریا با همان ابزار و مکانیزم‌های پروپاگاندا، تصویری ساخت که نظام از بیانش وحشت دارد — نه به‌خاطرِ تمجید یا دفاع، بلکه چون این تصاویر حقیقتِ زشتِ نظم را بدون مهیا کردنِ پرده‌های فریبنده نشان می‌دهند. او ناخواسته یا آگاهانه، به راویِ سندِ سقوطِ اخلاقی و سیاسیِ یک ساختار تبدیل شد؛ کسی که با هنر و ثبت واقعیت، چهرهٔ منحوسِ نظام را برای تماشاگرانش عریان کرد.