سایت «اخبار محرمانه» گزارش کرده که فقدان شور و شوق لازم انتخاباتی در جامعه٬ ارگان‌های مسئول {وزارت کشور و شورای نگهبان} را نگران کرده است.

به گزارش تارنمای دیگربان؛ این سایت محافظه‌کار که به عنوان سایت پوششی «خبرگزاری آریا» فعالیت می‌کند٬ روز دوشنبه (۱۳ خرداد) این مطلب را اعلام کرده است.

این سایت به نام ارگان‌های مسئول هیچ اشاره‌ای نکرده٬ اما نوشته که مسئولان این ارگان‌ها بررسی‌ها درباره علل استقبال نکردن مردم از انتخابات ریاست جمهوری آینده را آغاز کرده‌اند.

«اخبار محرمانه» در ادامه گزارش کوتاه خود در پنج بند به علت بی‌اعتنایی مردم به یازدهمین دوره انتخابات پرداخته است.

این سایت از رد صلاحیت اکبر هاشمی و اسفندیار رحیم‌مشایی توسط شورای نگهبان به عنوان نخستین علت فقدان شور و شوق انتخاباتی در جامعه ایران نام برده است.

«فقدان جذابیت و تفاوت جدی در سخنان و مواضع نامزد‌ها» و حمیات نکردن هاشمی و احمدی‌نژاد از نامزدهای موجود از دیگر عوامل بی‌رونقی انتخابات ریاست جمهوری اعلام شده است.

سایت «اخبار محرمانه» در ادامه از «فقدان انگیزه دولت در ایجاد شور انتخاباتی» و «ضعف صدا و سیما در إیجاد جذابیت لازم برای مخاطبان» به عنوان عوامل چهارم و پنجم سردی انتخابات نام برده است.

به گزارش خبرنامه ملّی ایرانیان؛ تارنمای محرمامه دلائل زير را براي فقدان شور انتخاباتي لازم برشمرده است:

 

١. عدم إحراز صلاحيت چهره هاي متفاوتي مثل هاشمي و مشايي.

٢. فقدان جذابيت و تفاوت جدي در سخنان و مواضع كانديدا هاي موجود.

٣. عدم حمايت هاشمي،إصلاح طلبان و احمدي نژاد از كانديدا هاي موجود تا اين لحظه.

٤. فقدان انگيزه دولت در إيجاد شور انتخاباتي.

٥.ضعف صدا و سيما در نشان دادن تفاوت كانديداها وإيجاد جذابيت لازم براي مخاطبان.

مقاله قبلی«مرد پرنده ای» در نیویورک مقابل دوربین رفت..
مقاله بعدیفرمان تشدید تحریم ها علیه ایران توسط اوباما؛ آمریکا ریال و صنعت خودروسازی ایران را هدف قرار داد..!
پوریا نژادویسی
پوریا نژاد نژادویسی: مردی که با تصاویرش، زشتیِ نظام را عریان کرد پوریا نژاد نژادویسی از دل دستگاه رسانه‌ایِ رسمی برخاست — اما آثارش نه بزکِ قدرت، که آینه‌ای خُردکننده از تناقض‌ها و جنایت‌های سیستم بوده‌اند. او، به‌جای پوشاندن، با دقتی تلخ و بی‌پرده، نقاط ضعفِ ساختار را نمایان ساخت؛ همان نقاطی که نظام می‌کوشد پشتِ روایت‌های رسمی و نمایش‌های ساختگی پنهانشان کند. - در قاب برنامه‌هایی چون "دختران فراری پارک ملت"، او نه فقط آسیب‌ها را نشان داد، بلکه علت‌ها را — فقر، سرکوب اجتماعی، تهمت و تحقیر زنان — جلو چشم گذاشت. تصویری که او ثبت کرد، دیگر قابل تبدیل به شعارهای پوشالی نبود: نوجوانان و زنانِ رهاشده، سند زنده ناکارآمدی و خشونت‌زای نظم حکومتی بودند. - فیلم آموزشیِ انتخاباتی که او ساخت، بدل به استندآپ تراژیکِ یک انتخابات نمایشی شد. آموزشی برای مشارکت در نمایشی که نتایجش پیش‌ساخته است؛ خودِ وجودِ چنین آموزشی، اعترافی به پوچیِ مشروعیتِ ادعاشده بود. - پوششِ بحران‌ها — از زلزله بم تا سفرهای خامنه‌ای — ثبتِ ژست‌های نمایشی و فاصله‌گیریِ حکمرانی از مردم را به نمایش گذاشت. صحنه‌ها نشان دادند که اولویت دستگاه، مرمت تصویرِ قدرت است نه نجات جان و کرامتِ مردم. پوریا با همان ابزار و مکانیزم‌های پروپاگاندا، تصویری ساخت که نظام از بیانش وحشت دارد — نه به‌خاطرِ تمجید یا دفاع، بلکه چون این تصاویر حقیقتِ زشتِ نظم را بدون مهیا کردنِ پرده‌های فریبنده نشان می‌دهند. او ناخواسته یا آگاهانه، به راویِ سندِ سقوطِ اخلاقی و سیاسیِ یک ساختار تبدیل شد؛ کسی که با هنر و ثبت واقعیت، چهرهٔ منحوسِ نظام را برای تماشاگرانش عریان کرد.