روزنامۀ فیگارو مورخ هشتم دسامبر (۱۷ آذر)، تیتر صفحۀ اول و همچنین سرمقالۀ خود را به رویدادهای ایران اختصاص داده و در صفحات داخلی نیز چند مطلب جداگانه در این باره دارد. در مجموع فیگارو نیز جز مشاهدۀ اوضاع پیچیدۀ کنونی و طرح پرسش‌های بی‌شمار در مورد آینده، حرف تازه‌ای ندارد. اما صرف نظر از فرضیات، همۀ تحلیل‌گران و خبرنگاران این روزنامۀ قدیمی فرانسوی معتقدند که فعلاً هیچ نشانه‌ای که دال بر پایان گرفتن اعتراضات باشد، به چشم نمی‌آید.

ژرژ مالبرونو، خبرنگار فیگارو، در گزارشی تحت عنوان “ایران: رژیم ملایان در برابر خیزش ناتوان است”، می‌نویسد که حدود سه ماه بعد از شروع اعتراضات، رژیم بر موضع سرکوب ایستاده بلکه بتواند در مقابل تظاهرکنندگانی که قصد کوتاه آمدن ندارند، دوام بیاورد.

بعد از مشاهدۀ سه روز اعتصاب در ایران، خبرنگار فیگارو به این نتیجه رسیده که اوضاع در کوتاه‌مدت تغییری نخواهد کرد. چنان که علی آلفونه، تحلیلگر آمریکایی می‌گوید “رژیم قادر نیست خشم مردم را فرونشاند، اما معترضان هم تا زمانی که سازماندهی، رهبری و منابع مالی نداشته باشند، نخواهند توانست رژیم را واژگون کنند”.

به نوشتۀ ژرژ مالبرونو دستگاه‌های اطلاعاتی اسرائیلی نیز حدس می‌زنند که رژیم در کوتاه‌مدت در خطر نیست اما به هرحال در آینده مشکل‌دار خواهد بود. البته آنچه که خبرنگار فیگارو از “دستگاه‌های اطلاعاتی اسرائیلی” نقل می‌کند، تنها یکی از اظهارنظرهایی است که اخیراً از مقامات اسرائیلی شنیده شده. ظاهراً مسئولان نظامی و امنیتی این کشور نظرات گوناگون و گاه متضادی در بارۀ اوضاع ایران دارند و چنان که خود گفته‌اند نمی‌توان به آسانی در مورد اقدامات و سرنوشت یک ملت سخن گفت.

اما مالبرونو شخصاً فکر می‌کند که اعتراضات و نارضایتی مردم ایران در درازمدت ادامه داشته باشد. والتر پوش پژوهشگر اتریشی نیز می‌گوید: “هیچ نشانه‌ای که حاکی از پایان گرفتن تظاهرات باشد دیده نمی‌شود، مگر این که رژیم به خواسته‌های مردم پاسخ دهد”.

رادیوفرانسه به نقل از فیگارو نوشت؛ “اگرچه برخی انتقادها از جانب چند آیت‌الله یا مسئولان سیاسی شنیده شده، اما هنوز شکاف بزرگی در دو ستون اصلی رژیم، یعنی روحانیت و سپاه پاسداران مشاهده نمی‌شود”. والتر پوش معتقد است که “به احتمال زیاد انتقادهایی در درون سپاه وجود دارد اما به گوش ما نمی‌رسد”. به گفتۀ یک تاجر ایرانی که نام برده نشده، فعلاً رهبری سپاه و همچنین مجتبی خامنه‌ای همه جا را از نظر امنیتی قفل کرده و پرونده‌های فساد علیه همه در دست دارند تا مبادا کسی از صف خارج شود.

به عقیدۀ خبرنگار فیگارو دو عامل می‌تواند در کوتاه‌مدت یا میان‌مدت، وضعیت را دگرگون کند: یا مرگ علی خامنه‌ای و یا اینکه رژیم واقعاً احساس کند در خطر نابودی قرار گرفته. در چنین شرایطی می‌توان انتظار داشت که سپاه پاسداران روحانیت را کنار بزند و قدرت را تماما در دست گیرد.

پیمان جعفری، پژوهشگر تاریخ معاصر ایران می‌گوید: “جنبش انقلابی است اما موقعیت، انقلابی نیست”. از نظر او هنوز همۀ طبقات اجتماعی به جنبش نپیوسته‌اند.

برای ماراتن آماده‌ایم

دلفین مینویی، دیگر خبرنگار فیگارو نیز در گزارش خود شرحی از موارد سرکوب و آدمکشی رژیم آورده و می‌نویسد که به رغم اینهمه خشونت و سرکوب، جوانان همچنان رژیم را به چالش می‌کشند. وی به نقل از یک جوان ایرانی می‌نویسد: “امیدوارم که از طریق فرسایش به پیروزی برسیم. این جنبش نه “مسابقۀ سرعت” که  یک ماراتن است…

فیگارو یک مطلب جداگانه نیز در بارۀ پروندۀ اتمی منتشر کرده که معتقد است تا امروز “بمب بر دیپلماسی” چیره شده است. فیگارو خلاصه‌ای از تحولات این پرونده را شرح می‌دهد و می‌نویسد که در حال حاضر مذاکرات معلق مانده و آمریکا و ایران عملاً به سمت رویارویی پیش می‌روند. در این مورد مقالۀ فیگارو هیچ حرف تازه‌‌ای در بر ندارد و فقط همان احتمالات و پرسش‌های همیشگی را تکرار کرده است: اگر جمهوری اسلامی سلاح اتمی تولید کند چه خواهد شد؟ آیا اسرائیل به تنهایی واکنش نشان خواهد داد؟ فیگارو این احتمال را بعید می‌داند اما گوشزد می‌کند که اگر آمریکا به کلی از دیپلماسی و مذاکره نومید شود، حتماً از ابزار دیگری استفاده خواهد کرد.

مقاله قبلیشلیک به اندام‌های جنسی، صورت و چشم به عمد توسط نیروهای امنیتی جمهوری اسلامی
مقاله بعدیتصمیم گیری اتحادیه اروپا در روز دوشنبه برای افزایش تحریم‌ها در قبال جمهوری اسلامی
مسعود نوری جاوید
مسعود نوری جاوید، نامی آشنا برای آن دسته از مخاطبان خبر که در میان هیاهوی پروپاگاندای رسمی، به دنبال رگه‌هایی از واقعیت می‌گردند. او از معدود روزنامه‌نگارانی است که کار خود را نه در ستایش قدرت، بلکه در به چالش کشیدن آن تعریف کرده است. کارنامه او، روایتی است از تلاش برای شکستن سکوت و تاباندن نور بر تاریک‌خانه‌هایی که صاحبان قدرت و ثروت، پنهان ماندنشان را حیاتی می‌دانند. افشای فساد سیستماتیک: نوری جاوید با شجاعت به سراغ پرونده‌هایی رفت که خط قرمز بسیاری محسوب می‌شد؛ از اختلاس‌های صورت‌گرفته در نهادهای شبه‌دولتی و بنیادها تا رانت‌خواری‌های گسترده در پروژه‌های عمرانی و واگذاری‌های غیرشفاف. گزارش‌های مستند او، که اغلب با تکیه بر اسناد درزکرده و منابع داخلی تهیه شده، بارها لایه‌هایی از فساد سازمان‌یافته در بدنه حاکمیت را آشکار کرده است. در حالی که رسانه‌های حکومتی مشغول تولید روایت‌های رسمی از "پیشرفت" و "ثبات" هستند، دوربین و قلم مسعود نوری جاوید به سراغ قربانیان واقعی این سیاست‌ها رفته است. گزارش‌های میدانی او از اعتراضات کارگری، تجمعات مال‌باختگان، بحران آب در خوزستان و سیستان، و وضعیت کولبران در کردستان، صدای کسانی شد که دستگاه تبلیغاتی نظام همواره در تلاش برای خاموش کردنشان بوده است. او با فاصله گرفتن از خبرهای رسمی و جهت‌دار، به ثبت و ضبط روایت‌های شهروندانی پرداخت که قربانی سرکوب سیستماتیک شده‌اند. تهیه گزارش از وضعیت خانواده‌های زندانیان سیاسی، فشارهای امنیتی بر فعالان مدنی و دانشجویان، و محدودیت‌های اعمال‌شده بر اقلیت‌های دینی و قومی، بخش مهمی از کارنامه او را تشکیل می‌دهد. این مسیر، اما، بدون هزینه نبوده است. مسعود نوری جاوید بارها طعم تهدید را چشیده است. او نماد روزنامه‌نگاری است که امنیت و آسایش شخصی را فدای رسالت آگاهی‌بخشی کرده است. کارنامه مسعود نوری جاوید، تنها یک رزومه کاری نیست؛ بلکه سندی است از مقاومت روزنامه‌نگاری مستقل در یکی از بسته‌ترین فضاهای رسانه‌ای جهان. او به ما یادآوری می‌کند که حتی در دل تاریکی، همیشه هستند کسانی که با شجاعت، مسئولیت روشنگری را بر دوش می‌کشند و اجازه نمی‌دهند روایت حقیقت، در انحصار ماشین پروپاگاندای حکومتی باقی بماند.