مهدی خزعلی، زندانی سیاسی محبوس در بند امنیتی ۲۰۹ زندان اوین، ساعتی پیش آزاد شد.

به گزارش کلمه، مهدی خزعلی زندانی سیاسی که پس از اعلام خبر رد صلاحیت هاشمی رفسنجانی از هشت روز پیش، دوباره دست به اعتصاب غذا زده بود، ساعتی پیش از زندان آزاد شد.

وی ده روز پیش از آن و به دنبال درخواست های مکرر فعالان سیاسی و مذهبی با اعلام کاندیداتوری هاشمی رفسنجانی بعد از صد و چهل روز به اعتصاب غذای خود پایان داده بود.

بر اساس این گزارش مهدی خزعلی که در این مدت کاهش وزن شدیدی داشته در حال حاضر ۵۲ کیلو شده است.

مهدی خزعلی نهم آبان ماه سال گذشته در جلسه سرای اهل قلم به اتفاق سایر شرکت کنندگان بازداشت شد و هر چند بعد از مدتی همه شرکت کنندگان این جلسه آزاد شدند، اما خزعلی در این مدت به غیر از سه روز نگهداری در بند ۳۵۰، باقی آن را در انفرادی بند ۲۰۹ بوده است.

مهدی خزعلی که ششمین بار است به زندان اوین رفته است، پیش از بازداشت آخرش در وبسایت شخصی خود از تهدیدها سخن گفته و نوشته بود: چند روزی است که باز هم تهدیدها شروع شده است،باز هم توهم توطئه، اما من این بیدادگاه ها را به رسمیت نشناخته و نخواهم شناخت و در اعتراض به این روند دادرسی، به اعتصاب خشک دست خواهم زد، لب از آب و غذا فرو می بندم، می خواهم که چون سرورم حسین علیه السلام با لب تشنه به دیدار یار روم و از دست ساقی کوثر بنوشم. امید که با اهدای جان خویش یزیدیان را رسواتر از پیش سازم.

مقاله قبلیارگ کریمخان شانس جهانی شدن‌‌اش را از دست داد
مقاله بعدییک ایرانی برنده جایزه “دانشمند جوان انسان و کره مسکون” یونسکو در سال ۲۰۱۳ شد
پوریا نژادویسی
پوریا نژاد نژادویسی: مردی که با تصاویرش، زشتیِ نظام را عریان کرد پوریا نژاد نژادویسی از دل دستگاه رسانه‌ایِ رسمی برخاست — اما آثارش نه بزکِ قدرت، که آینه‌ای خُردکننده از تناقض‌ها و جنایت‌های سیستم بوده‌اند. او، به‌جای پوشاندن، با دقتی تلخ و بی‌پرده، نقاط ضعفِ ساختار را نمایان ساخت؛ همان نقاطی که نظام می‌کوشد پشتِ روایت‌های رسمی و نمایش‌های ساختگی پنهانشان کند. - در قاب برنامه‌هایی چون "دختران فراری پارک ملت"، او نه فقط آسیب‌ها را نشان داد، بلکه علت‌ها را — فقر، سرکوب اجتماعی، تهمت و تحقیر زنان — جلو چشم گذاشت. تصویری که او ثبت کرد، دیگر قابل تبدیل به شعارهای پوشالی نبود: نوجوانان و زنانِ رهاشده، سند زنده ناکارآمدی و خشونت‌زای نظم حکومتی بودند. - فیلم آموزشیِ انتخاباتی که او ساخت، بدل به استندآپ تراژیکِ یک انتخابات نمایشی شد. آموزشی برای مشارکت در نمایشی که نتایجش پیش‌ساخته است؛ خودِ وجودِ چنین آموزشی، اعترافی به پوچیِ مشروعیتِ ادعاشده بود. - پوششِ بحران‌ها — از زلزله بم تا سفرهای خامنه‌ای — ثبتِ ژست‌های نمایشی و فاصله‌گیریِ حکمرانی از مردم را به نمایش گذاشت. صحنه‌ها نشان دادند که اولویت دستگاه، مرمت تصویرِ قدرت است نه نجات جان و کرامتِ مردم. پوریا با همان ابزار و مکانیزم‌های پروپاگاندا، تصویری ساخت که نظام از بیانش وحشت دارد — نه به‌خاطرِ تمجید یا دفاع، بلکه چون این تصاویر حقیقتِ زشتِ نظم را بدون مهیا کردنِ پرده‌های فریبنده نشان می‌دهند. او ناخواسته یا آگاهانه، به راویِ سندِ سقوطِ اخلاقی و سیاسیِ یک ساختار تبدیل شد؛ کسی که با هنر و ثبت واقعیت، چهرهٔ منحوسِ نظام را برای تماشاگرانش عریان کرد.