پس از انتشار اخبار جدایی و ترک ایران توسط آندره‌آ استراماچونی، برخی از هواداران عصبانی استقلال که دوست نداشتند سرمربی موفق این تیم، تیم‌شان را ترک کند با مقابل ساختمان باشگاه استقلال تجمع کردند.

در این تجمع که به خشونت هم کشیده شد تعدای از افراد حاضر در محل سعی در شکستن در پارکینگ باشگاه را داشتند و در نهایت توانستند به ساختمان ورود کنند. در این میان همچنان به تعداد این افراد مقابل باشگاه استقلال افزود می‌شود و تا الان حدود ۱۰۰۰ نفر خود را به باشگاه رسانده‌اند.

به گزارش میزان، نکته عجیب در این خصوص اینجاست که هادی مباشری معاون باشگاه، که قصد ترک ساختمان را داشت با هواداران این تیم درگیری فیزیکی پیدا کرد. هواداران درگیر شده با معاون باشگاه حسابی از خجالت وی درآمدند و او را کتک زدند.

مقاله قبلیپشت پرده فسخ قرارداد استراماچونی با استقلال
مقاله بعدیجناب استاد خرسندی گرامی، اما شما مواظب گربه ات نبودی! حتی هم رکاب دشمنش شدید! نوشتاری از کاسپین ماکان
پوریا نژادویسی
پوریا نژاد نژادویسی: مردی که با تصاویرش، زشتیِ نظام را عریان کرد پوریا نژاد نژادویسی از دل دستگاه رسانه‌ایِ رسمی برخاست — اما آثارش نه بزکِ قدرت، که آینه‌ای خُردکننده از تناقض‌ها و جنایت‌های سیستم بوده‌اند. او، به‌جای پوشاندن، با دقتی تلخ و بی‌پرده، نقاط ضعفِ ساختار را نمایان ساخت؛ همان نقاطی که نظام می‌کوشد پشتِ روایت‌های رسمی و نمایش‌های ساختگی پنهانشان کند. - در قاب برنامه‌هایی چون "دختران فراری پارک ملت"، او نه فقط آسیب‌ها را نشان داد، بلکه علت‌ها را — فقر، سرکوب اجتماعی، تهمت و تحقیر زنان — جلو چشم گذاشت. تصویری که او ثبت کرد، دیگر قابل تبدیل به شعارهای پوشالی نبود: نوجوانان و زنانِ رهاشده، سند زنده ناکارآمدی و خشونت‌زای نظم حکومتی بودند. - فیلم آموزشیِ انتخاباتی که او ساخت، بدل به استندآپ تراژیکِ یک انتخابات نمایشی شد. آموزشی برای مشارکت در نمایشی که نتایجش پیش‌ساخته است؛ خودِ وجودِ چنین آموزشی، اعترافی به پوچیِ مشروعیتِ ادعاشده بود. - پوششِ بحران‌ها — از زلزله بم تا سفرهای خامنه‌ای — ثبتِ ژست‌های نمایشی و فاصله‌گیریِ حکمرانی از مردم را به نمایش گذاشت. صحنه‌ها نشان دادند که اولویت دستگاه، مرمت تصویرِ قدرت است نه نجات جان و کرامتِ مردم. پوریا با همان ابزار و مکانیزم‌های پروپاگاندا، تصویری ساخت که نظام از بیانش وحشت دارد — نه به‌خاطرِ تمجید یا دفاع، بلکه چون این تصاویر حقیقتِ زشتِ نظم را بدون مهیا کردنِ پرده‌های فریبنده نشان می‌دهند. او ناخواسته یا آگاهانه، به راویِ سندِ سقوطِ اخلاقی و سیاسیِ یک ساختار تبدیل شد؛ کسی که با هنر و ثبت واقعیت، چهرهٔ منحوسِ نظام را برای تماشاگرانش عریان کرد.