مصطفی بادکوبه ای، شاعر سبزی که روز شنبه گذشته از زندان اوین آزاد شد با تاکید بر اینکه کسانی که موجب به زندان افتادن او شده اند را نه دشمن که دوست می داند، گفت: منتها دوستی که باید در برخی رفتار و کردار و نگاه خود تجدید نظر کند، از آنچه اتفاق افتاد ناراحت نیستم و می گویم الخیر فی ما وقع.

وی در حالی که ۱۳ ماه را در حبس گذرانده بود، به خاطر سرودن شعری در حمایت از مردم، در دادگاهی به ریاست قاضی صلواتی، به ۱۸ ماه حبس و ۵ سال محرومیت از شرکت در جلسات شعرخوانی محکوم شده بود.

وی همزمان با عید قربان درباره چگونگی آزادی اش اظهار داشت: عنوان حقوقی که بر مبنای آن آزاد شدم را نمی دانم، اما احتمالا بر اساس آزادی مشروط این اتفاق افتاده است.

آزادی مشروط قانونی است که بر اساس آن کسانی که اولین محکومیت خود را می گذرانند، پس از طی یک سوم یا نیمی از حکم خود می توانند آزاد شوند.

مصطفی بادکوبه ای، طی سال های گذشته شعرهای انتقادی فراوانی سروده است. او پس از اعتراضات مردمی، شعرهایی نیز در حمایت از جنبش سبز، سرود. دو شعر “فتنه گران” و همچنین “وطن” که توسط خود او و در جلسات شعرخوانی خوانده شده بود، با استقبال مردم و کاربران فضای مجازی و شبکه های اجتماعی رو به رو شد.

بادکوبه ای همچنین در مورد حصر رهبران جنبش سبز گفت: من همیشه نظرم بر این بوده که در کشور باید قانون حاکم باشد. از نظر قانونی ما مجازاتی تحت عنوان حصر نداریم. بنابراین آنچه که اتفاق افتاده، قانونی و منطقی نیست.

وی با تاکید بر اینکه فعال سیاسی نیست و خود را صرفا یک فعال فرهنگی و ادبی می داند افزود: اما به هرحال آنچه تاکنون مشخص شده این است که این افراد اگر مرتکب تخلفی شده بودند، باید طبق قانون با حضور هیئت منصفه محاکمه می شدند.

وی با اظهار امیدواری نسبت به رفع حصر با توجه به واگذاری این موضوع به شورای عالی امنیت ملی، تصریح کرد: من یقین دارم که عزیزان در حصر دلسوز نظام بوده و هستند، مخالفتی با نظام نداشته اند.

این شاعر ملی گرا و مذهبی ادامه داد: هر فردی باید طبق دیدگاه خود عمل کرده و از آن دفاع هم بکند، فرضا هم کسی اشتباه کند اما بسیار خوشحال می شوم که طبق آنچه قانون اساسی و قاوانین موضوعه کشور است با این عزیزان رفتار شود، و البته خدمات گذشته آنها به کشور در نظر گرفته شود.

به گزارش کلمه؛ وی در خاتمه با آرزوی ایرانی آگاه، محترم، آباد و آزاد و مقتدر و در شان مردم که کاستی های آن با وحدت و ایمان از بین برود، دو بیت از اشعار خود را به خوانندگان  تقدیم کرد:

اگرچه شادمانی یک دمم نیست

و چاهی رازدار و محرمم نیست

همه ذرات جان با عشق گویند

خدایا چون تو می بینی غمم نیست

 

مقاله قبلییک کمدین جدید به جمع “رییس‌های وحشتناک” پیوست
مقاله بعدیمراسم نخستین سالگرد درگذشت احمد قابل
پوریا نژادویسی
پوریا نژاد نژادویسی: مردی که با تصاویرش، زشتیِ نظام را عریان کرد پوریا نژاد نژادویسی از دل دستگاه رسانه‌ایِ رسمی برخاست — اما آثارش نه بزکِ قدرت، که آینه‌ای خُردکننده از تناقض‌ها و جنایت‌های سیستم بوده‌اند. او، به‌جای پوشاندن، با دقتی تلخ و بی‌پرده، نقاط ضعفِ ساختار را نمایان ساخت؛ همان نقاطی که نظام می‌کوشد پشتِ روایت‌های رسمی و نمایش‌های ساختگی پنهانشان کند. - در قاب برنامه‌هایی چون "دختران فراری پارک ملت"، او نه فقط آسیب‌ها را نشان داد، بلکه علت‌ها را — فقر، سرکوب اجتماعی، تهمت و تحقیر زنان — جلو چشم گذاشت. تصویری که او ثبت کرد، دیگر قابل تبدیل به شعارهای پوشالی نبود: نوجوانان و زنانِ رهاشده، سند زنده ناکارآمدی و خشونت‌زای نظم حکومتی بودند. - فیلم آموزشیِ انتخاباتی که او ساخت، بدل به استندآپ تراژیکِ یک انتخابات نمایشی شد. آموزشی برای مشارکت در نمایشی که نتایجش پیش‌ساخته است؛ خودِ وجودِ چنین آموزشی، اعترافی به پوچیِ مشروعیتِ ادعاشده بود. - پوششِ بحران‌ها — از زلزله بم تا سفرهای خامنه‌ای — ثبتِ ژست‌های نمایشی و فاصله‌گیریِ حکمرانی از مردم را به نمایش گذاشت. صحنه‌ها نشان دادند که اولویت دستگاه، مرمت تصویرِ قدرت است نه نجات جان و کرامتِ مردم. پوریا با همان ابزار و مکانیزم‌های پروپاگاندا، تصویری ساخت که نظام از بیانش وحشت دارد — نه به‌خاطرِ تمجید یا دفاع، بلکه چون این تصاویر حقیقتِ زشتِ نظم را بدون مهیا کردنِ پرده‌های فریبنده نشان می‌دهند. او ناخواسته یا آگاهانه، به راویِ سندِ سقوطِ اخلاقی و سیاسیِ یک ساختار تبدیل شد؛ کسی که با هنر و ثبت واقعیت، چهرهٔ منحوسِ نظام را برای تماشاگرانش عریان کرد.