کسری نوری از دراویش گنابادی محبوس در زندان عادل آباد پس از گذشت ۱۱ روز همچنان در حالت ممنوع الملاقات قرار دارد و از وضعیت وی اطلاعی در دست نمی‌باشد.

به گزارش خبرنامه ملی ایرانیان از مجذوبان نور، کسری نوری از دراویش گنابادی محبوس در زندان عادل آباد شیراز، ۱۱ روز پیش بدون هیچ توضیح و اطلاع قبلی به سلول انفرادی این زندان منتقل و هم اکنون این درویش و زندانی عقیدتی در بند عبرت (محل نگهداری متهمین عقیدتی و اقلیت های مذهبی) محبوس و از هرگونه ملاقات و تماس تلفنی با خانواده خود محروم است.

طبق این گزارش، دستور انتقال این درویش گنابادی از بند سبز زندان عادل آباد به انفرادی و سپس به بند عبرت و همچین ممنوعیت ملاقاتی وی توسط آقای موسی تبار، معاون دادستانی در حالی صادر شده است که کمترین توضیحی در مورد علت این اقدام داده نشده است.

آقای کسری نوری، که نزدیک به ۱۷ ماه را در حبس سپری می‌کند، پیش از این در دادگاه عمومی شیراز به اتهام اخلال در نظم و نشر اکاذیب به یک سال حبس تعلیقی محکوم، و اخیرا نیز در جریان پرونده اتهامی دیگری در دادگاه انقلاب شیراز، با عناوین توهین به رهبری، اقدام علیه امنیت و عضویت در گروه انحرافی به چهارسال و شش ماه حبس تعلیقی محکوم شد، که این پرونده هم اکنون مراحل تجدید نظر را سپری می‌کند.

یاد آور می شود که این درویش در تاریخ ۲۶ دی ماه سال گذشته به آقای صالح مرادی، ۹۰ روز را در اعتراض به انتقال وکلای دراویش به بند ۲۰۹ زندان در اعتصاب غذا سپری کرد، که سرانجام پس از تحقق خواسته‌اش به اعتصاب غذا خود پایان داد.

مقاله قبلیعلی خامنه‌ای: هر کس که دلبسته ایران است رای بدهد..!؟
مقاله بعدیهزاران نفر به هواداری از روحانی در ميدان ونک تجمع کردند..
پوریا نژادویسی
پوریا نژاد نژادویسی: مردی که با تصاویرش، زشتیِ نظام را عریان کرد پوریا نژاد نژادویسی از دل دستگاه رسانه‌ایِ رسمی برخاست — اما آثارش نه بزکِ قدرت، که آینه‌ای خُردکننده از تناقض‌ها و جنایت‌های سیستم بوده‌اند. او، به‌جای پوشاندن، با دقتی تلخ و بی‌پرده، نقاط ضعفِ ساختار را نمایان ساخت؛ همان نقاطی که نظام می‌کوشد پشتِ روایت‌های رسمی و نمایش‌های ساختگی پنهانشان کند. - در قاب برنامه‌هایی چون "دختران فراری پارک ملت"، او نه فقط آسیب‌ها را نشان داد، بلکه علت‌ها را — فقر، سرکوب اجتماعی، تهمت و تحقیر زنان — جلو چشم گذاشت. تصویری که او ثبت کرد، دیگر قابل تبدیل به شعارهای پوشالی نبود: نوجوانان و زنانِ رهاشده، سند زنده ناکارآمدی و خشونت‌زای نظم حکومتی بودند. - فیلم آموزشیِ انتخاباتی که او ساخت، بدل به استندآپ تراژیکِ یک انتخابات نمایشی شد. آموزشی برای مشارکت در نمایشی که نتایجش پیش‌ساخته است؛ خودِ وجودِ چنین آموزشی، اعترافی به پوچیِ مشروعیتِ ادعاشده بود. - پوششِ بحران‌ها — از زلزله بم تا سفرهای خامنه‌ای — ثبتِ ژست‌های نمایشی و فاصله‌گیریِ حکمرانی از مردم را به نمایش گذاشت. صحنه‌ها نشان دادند که اولویت دستگاه، مرمت تصویرِ قدرت است نه نجات جان و کرامتِ مردم. پوریا با همان ابزار و مکانیزم‌های پروپاگاندا، تصویری ساخت که نظام از بیانش وحشت دارد — نه به‌خاطرِ تمجید یا دفاع، بلکه چون این تصاویر حقیقتِ زشتِ نظم را بدون مهیا کردنِ پرده‌های فریبنده نشان می‌دهند. او ناخواسته یا آگاهانه، به راویِ سندِ سقوطِ اخلاقی و سیاسیِ یک ساختار تبدیل شد؛ کسی که با هنر و ثبت واقعیت، چهرهٔ منحوسِ نظام را برای تماشاگرانش عریان کرد.