عذرا بازرگان، مادر نرگس محمدی در نامه‌ای خطاب به دادستان تهران از مسئولان خواست تا با مرخصی فرزند زندانی‌اش برای دیدن پدر موافقت کنند.

مادر نرگس محمدی در نامه خود  نوشته است: «چنانچه هنوز مصر بر محرومیت فرزندم هستند، لااقل با مأمورانشان او را یک ساعت پیش پدرش روانه کنند تا پدر پیرش از اضطراب ندیدن پاره تنش آرام گیرد.»

به گزارش خبرنامه ملی ایرانیان به نقل از کانون مدافعان حقوق بشر، متن نامه عذرا بازرگان، مادر نرگس محمدی به عباس جعفری دولت‌آبادی، دادستان تهران به شرح زیر است:

جناب آقای جعفری دولت‌آبادی

دادستان محترم

چرا با مرخصی نرگس موافقت نمی‌کنید؟ ظلم علیه دخترم تا کجا؟

چهارمین پاییز هجران دخترم فرا می‌رسد. پدرش بیش از ۸۵ سال دارد و درگیر بیماری قلبی و فشار خون است. سال گذشته با گذراندن سه سکته قلبی لحظه به لحظه‌اش را با دلتنگی از دوری فرزند و نوه‌هایش گذراند. طی این ۴سال من و پدرش فقط ۴ بار نرگس را دیده‌ایم، چون هر دو بیماریم و توان رفتن به تهران و ملاقات عزیزمان را نداریم. مسئولان اوین شاهد ادعای ما هستند.

سال گذشته که پدر نرگس سه سکته هولناک را پشت سر گذاشت، دخترم از بیم ندیدن پدر حاضر شد با مأموران امنیتی و برای یک ساعت به بخش مراقبت‌های ویژه در بیمارستان زنجان بیاید که مورد موافقت مسئولان قرار نگرفت.

نرگس از دیدن دوفرزند، پدر، مادر و همسر محروم است در حالی‌که اختلاس‌گران و چپاول‌گران یا در خانه‌هایشان هستند و یا از تمام امکانات و امتیازات و همراهی مأموران امنیتی و قضایی برخوردارند  و این تبعیض ناروایی است.

تا کنون شاهد مرخصی زندانیان دلسوخته‌ای بودیم که پس از رخدادی دردناک پای از زندان بیرون گذاشته‌اند که آخرین آنها آقای عبدالفتاح سلطانی بود  و من بیم تکرار آن را برای فرزند خود دارم.

فرزند من مستحق صدور احکام سنگین علیه خود نبوده که در سن ۴۴ سالگی محکوم به ۲۲ سال زندان گردد که شنیدنش هم تابم می‌برد، چه رسد به تحمل حبس با شرایط بسیار سخت و محرومیت از دیدن عزیزانش و محرومیت از مداوا و معالجه بیماری‌ها و دردهایش. شنیدم دخترم سال‌ها و ماه‌ها با درد دست و پنجه نرم کرده و به ما نگفته تا نگران نشویم، اما شما و دادیارانتان از آن مطلع بوده‌اید. شنیدم درمانش انجام نمی‌شود و با بیماری در کنج زندان اوین روزگار سپری می‌کند. آه از بنیانم بر می‌خیزد و ناله سر می‌دهم. به این ظلم نزد خداوند شکواییه می‌دهم و دست بر آسمان بلند می‌کنم.

من به‌عنوان یک مادر که متعلق به خانواده‌ای مبارز بوده‌ام، در این سرزمین از مبارزه با ظلم خسته‌ام و اکنون از ظلمی که بر دختر بیگناهم روا می‌دارید شکایت دارم و از مسئولان می‌خواهم دست کم با این احکام حبس سنگین با مرخصی‌اش موافقت کنند و چنانچه هنوز مصر بر محرومیت فرزندم هستند، لااقل با مأمورانشان او را یک ساعت پیش پدرش روانه کنند تا پدر پیرش از اضطراب ندیدن پاره تنش آرام گیرد.

عذرا بازرگان

مادر نرگس محمدی

مقاله قبلینامه نسرین ستوده از زندان اوین در اعتراض به اعدام سه زندانی کرد و ناعادلانه بودن احکام در دستگاه قضایی جمهوری اسلامی
مقاله بعدیآمریکا در مورد عبور از حریم هوایی ایران هشدار داد
مسعود نوری جاوید
مسعود نوری جاوید، نامی آشنا برای آن دسته از مخاطبان خبر که در میان هیاهوی پروپاگاندای رسمی، به دنبال رگه‌هایی از واقعیت می‌گردند. او از معدود روزنامه‌نگارانی است که کار خود را نه در ستایش قدرت، بلکه در به چالش کشیدن آن تعریف کرده است. کارنامه او، روایتی است از تلاش برای شکستن سکوت و تاباندن نور بر تاریک‌خانه‌هایی که صاحبان قدرت و ثروت، پنهان ماندنشان را حیاتی می‌دانند. افشای فساد سیستماتیک: نوری جاوید با شجاعت به سراغ پرونده‌هایی رفت که خط قرمز بسیاری محسوب می‌شد؛ از اختلاس‌های صورت‌گرفته در نهادهای شبه‌دولتی و بنیادها تا رانت‌خواری‌های گسترده در پروژه‌های عمرانی و واگذاری‌های غیرشفاف. گزارش‌های مستند او، که اغلب با تکیه بر اسناد درزکرده و منابع داخلی تهیه شده، بارها لایه‌هایی از فساد سازمان‌یافته در بدنه حاکمیت را آشکار کرده است. در حالی که رسانه‌های حکومتی مشغول تولید روایت‌های رسمی از "پیشرفت" و "ثبات" هستند، دوربین و قلم مسعود نوری جاوید به سراغ قربانیان واقعی این سیاست‌ها رفته است. گزارش‌های میدانی او از اعتراضات کارگری، تجمعات مال‌باختگان، بحران آب در خوزستان و سیستان، و وضعیت کولبران در کردستان، صدای کسانی شد که دستگاه تبلیغاتی نظام همواره در تلاش برای خاموش کردنشان بوده است. او با فاصله گرفتن از خبرهای رسمی و جهت‌دار، به ثبت و ضبط روایت‌های شهروندانی پرداخت که قربانی سرکوب سیستماتیک شده‌اند. تهیه گزارش از وضعیت خانواده‌های زندانیان سیاسی، فشارهای امنیتی بر فعالان مدنی و دانشجویان، و محدودیت‌های اعمال‌شده بر اقلیت‌های دینی و قومی، بخش مهمی از کارنامه او را تشکیل می‌دهد. این مسیر، اما، بدون هزینه نبوده است. مسعود نوری جاوید بارها طعم تهدید را چشیده است. او نماد روزنامه‌نگاری است که امنیت و آسایش شخصی را فدای رسالت آگاهی‌بخشی کرده است. کارنامه مسعود نوری جاوید، تنها یک رزومه کاری نیست؛ بلکه سندی است از مقاومت روزنامه‌نگاری مستقل در یکی از بسته‌ترین فضاهای رسانه‌ای جهان. او به ما یادآوری می‌کند که حتی در دل تاریکی، همیشه هستند کسانی که با شجاعت، مسئولیت روشنگری را بر دوش می‌کشند و اجازه نمی‌دهند روایت حقیقت، در انحصار ماشین پروپاگاندای حکومتی باقی بماند.