پرونده شانزدهمین دوره رقابت‌های فوتبال لیگ برتر درشرایطی بسته شد که سه تیم پرطرفدار عناوین اول تا سوم را به خود اختصاص دادند و دو تیم تبریزی و قمی سقوط کردند.

هفته سی ام و پایانی شانزدهمین دوره رقابت های لیگ برتر عصر روز پنجشنبه با انجام هشت دیدار سپری شد که در حساس ترین دیدارها تیم های سیاه جامگان و استقلال با برتری برابر رقبای خود اتفاقات مهمی را رقم زدند.

قهرمان به یک تیم حیات دوباره بخشید
پرسپولیس که سه هفته مانده به پایان رقابت های لیگ برتر عنوان قهرمانی را به خود اختصاص داده بود در ورزشگاه ثامن به مصاف سیاه جامگان رفت و در حالی که اکثر بازیکنان  اصلی اش را در اختیار نداشت یک بر صفر بازی را واگذار کرد تا با شکست خودش به سیاه جامگان حیات دوباره ببخشد و این تیم مشهدی در لیگ برتر باقی بماند.

روز خوشبختی استقلال و منصوریان
آبی های تهران که شروع بسیار ضعیفی در لیگ شانزدهم داشتند نیم فصل دوم را رویایی پشت سرگذاشتند و توانستند از انتهای جدول خود را تا رده دوم بالا بکشند. استقلال برای آنکه به عنوان نایب قهرمانی لیگ برسد باید سپاهان را شکست می داد و این کار را کرد. آبی ها هر چند یک بر صفر عقب بودند اما در نهایت دو بر یک بردند تا روز خوبی را برای هوادارانشان رقم بزنند و منصوریان هم به خاطر این موفقیت خدا را شکر کند.

قلعه نویی به منصوریان هم باخت
سرخپوشان تبریزی که در برخی مقاطع لیگ برتر صدرنشین هم بودند و یکی از شانس های مسلم قهرمانی به شمار می رفتند در نیم فصل دوم افت زیادی کردند. امیر قلعه نویی که جدال اول برای قهرمانی را به برانکو باخته بود در هفته های پایانی با منصوریان رقابت تنگاتنگی برای نایب قهرمانی داشت اما در نهایت به این مربی هم باخت و سوم شد. حالا امید او قهرمانی در جام حذفی است که باید مقابل علی دایی بایستد.

سایپا در ثانیه های پایان به آرامش رسید
حسین فرکی که سابقه چند قهرمانی در لیگ برتر را با تیم های مختلف دارد این فصل با سایپا تا آستانه سقوط رفت و کارش به هفته پایانی کشید. نارنجی های تهران که به پیروزی نیاز داشتند تا بتوانند ماندنشان در لیگ برتر را قطعی کنند در ثانیه های پایانی بازی برابر ماشین سازی سقوط کرده به برتری رسیدند و مهمان فصل بعد باقی ماندند.

صبای قم چوب حاشیه هایش را خورد
شاگردان صمد مرفاوی که در طول فصل شانزدهم کمترین حمایت از سوی مسئولان را حس کردند در نهایت نتوانستند صبا را در لیگ برتر حفظ کنند. این تیم با شکست یک بر دو برابر استقلال خوزستان به عنوان دومین تیم به لیگ دسته اول سقوط کرد تا صمد مرفاوی در رختکن از حال برود و حتی توان حضور در نشست خبری را نداشته باشد.

طارمی آقای گل لیگ شانزدهم شد
مهدی طارمی مهاجم ملی پوش تیم فوتبال پرسپولیس که تا دو هفته مانده به پایان مسابقات رقابت تنگاتنگی با ساسان انصاری از فولاد و گادوین منشا از پیکان برای آقای گلی داشت، در همان بازی هفته بیست و نهم کار را تمام کرد و با زدن دو گل فاصله خوبی با تعقیب کنندگانش پیدا کرد و در نهایت با ۱۸ گل به این عنوان دست پیدا کرد. ساسان ۱۶ گل زد و منشا هم ۱۵ گل زد.

جدول رده بندی لیگ شانزدهم در هفته پایانی
جدول رده بندی لیگ شانزدهم در هفته پایانی
مقاله قبلیجمیله علم الهدی همسر ابراهیم رئیسی: برخی می‌خواهند ایران را دو قرن به عقب ببرند
مقاله بعدیانتخاب جانشین سم مندس کارگردان جیمز باند
مسعود نوری جاوید
مسعود نوری جاوید، نامی آشنا برای آن دسته از مخاطبان خبر که در میان هیاهوی پروپاگاندای رسمی، به دنبال رگه‌هایی از واقعیت می‌گردند. او از معدود روزنامه‌نگارانی است که کار خود را نه در ستایش قدرت، بلکه در به چالش کشیدن آن تعریف کرده است. کارنامه او، روایتی است از تلاش برای شکستن سکوت و تاباندن نور بر تاریک‌خانه‌هایی که صاحبان قدرت و ثروت، پنهان ماندنشان را حیاتی می‌دانند. افشای فساد سیستماتیک: نوری جاوید با شجاعت به سراغ پرونده‌هایی رفت که خط قرمز بسیاری محسوب می‌شد؛ از اختلاس‌های صورت‌گرفته در نهادهای شبه‌دولتی و بنیادها تا رانت‌خواری‌های گسترده در پروژه‌های عمرانی و واگذاری‌های غیرشفاف. گزارش‌های مستند او، که اغلب با تکیه بر اسناد درزکرده و منابع داخلی تهیه شده، بارها لایه‌هایی از فساد سازمان‌یافته در بدنه حاکمیت را آشکار کرده است. در حالی که رسانه‌های حکومتی مشغول تولید روایت‌های رسمی از "پیشرفت" و "ثبات" هستند، دوربین و قلم مسعود نوری جاوید به سراغ قربانیان واقعی این سیاست‌ها رفته است. گزارش‌های میدانی او از اعتراضات کارگری، تجمعات مال‌باختگان، بحران آب در خوزستان و سیستان، و وضعیت کولبران در کردستان، صدای کسانی شد که دستگاه تبلیغاتی نظام همواره در تلاش برای خاموش کردنشان بوده است. او با فاصله گرفتن از خبرهای رسمی و جهت‌دار، به ثبت و ضبط روایت‌های شهروندانی پرداخت که قربانی سرکوب سیستماتیک شده‌اند. تهیه گزارش از وضعیت خانواده‌های زندانیان سیاسی، فشارهای امنیتی بر فعالان مدنی و دانشجویان، و محدودیت‌های اعمال‌شده بر اقلیت‌های دینی و قومی، بخش مهمی از کارنامه او را تشکیل می‌دهد. این مسیر، اما، بدون هزینه نبوده است. مسعود نوری جاوید بارها طعم تهدید را چشیده است. او نماد روزنامه‌نگاری است که امنیت و آسایش شخصی را فدای رسالت آگاهی‌بخشی کرده است. کارنامه مسعود نوری جاوید، تنها یک رزومه کاری نیست؛ بلکه سندی است از مقاومت روزنامه‌نگاری مستقل در یکی از بسته‌ترین فضاهای رسانه‌ای جهان. او به ما یادآوری می‌کند که حتی در دل تاریکی، همیشه هستند کسانی که با شجاعت، مسئولیت روشنگری را بر دوش می‌کشند و اجازه نمی‌دهند روایت حقیقت، در انحصار ماشین پروپاگاندای حکومتی باقی بماند.