یک روزنامه بریتانیایی امروز از انعقاد مخفیانه قرارداد صادرات اورانیوم از کشور آفریقایی زیمبابوه به ایران خبر داد.

به گزارش خبرگزاری فرانسه از لندن به نقل از روزنامه تایمز، امضای این قرارداد به معنای نادیده گرفتن تحریم‌های بین‌المللی علیه جمهوری اسلامی ایران است.

«گیفت چیمانیکیره» معاون وزیر معادن زیمبابوه به روزنامه تایمز لندن گفته است که قراردادی مربوط به صادرات اورانیوم به ایران مشاهده کرده است.

بر این اساس، امضای این قرارداد سال گذشته صورت گرفته، یعنی زمانی که تحریم‌های آمریکا و اتحادیه اروپا علیه برنامه هسته‌ای ایران وضع شده بود.

همچنین خود زیمبابوه نیز تحت فشار تحریم‌های بین‌المللی است که علیه شخصیت‌های سیاسی این کشور از جمله رابرت موگابه رییس جمهور زیمبابوه اعمال شده است.

در جریان سفر محمود احمدی‌نژاد، رییس جمهور پیشین ایران به هراره، پایتخت زیمبابوه، در آوریل 2010، آقای موگابه از ایران و فعالیت‌های هسته‌ای‌اش حمایت کرده بود.

معاون وزیر معادن زیمبابوه که یکی از اعضای جناح مخالف رابرت موگابه رئیس جمهور زیمبابوه است، اضافه کرده که قرارداد صادرات اورانیوم به ایران بدون اطلاع وی امضا شده و تنها برخی از مقامات ارشد زیمبابوه از آن اطلاع دارند.

مخالفان موگابه در زیمباوه، وی را که مجددا به مقام ریاست جمهوری رسیده، به تقلب در انتخابات 31 ژوئیه گذشته متهم می‌کنند.

برخی از تحلیلگران به روزنامه تایمز گفته‌اند که هنوز زمان زیادی برای آماده شدن ذخایر اورانیوم زیمباوه برای صادرات باقی مانده است.

مقاله قبلیبسکتبال ایران جهانی شد..
مقاله بعدیبیدادگاه جنایتکاران، وزیری مانند پورمحمدی جانی را هم نیاز دارد!
پوریا نژادویسی
پوریا نژاد نژادویسی: مردی که با تصاویرش، زشتیِ نظام را عریان کرد پوریا نژاد نژادویسی از دل دستگاه رسانه‌ایِ رسمی برخاست — اما آثارش نه بزکِ قدرت، که آینه‌ای خُردکننده از تناقض‌ها و جنایت‌های سیستم بوده‌اند. او، به‌جای پوشاندن، با دقتی تلخ و بی‌پرده، نقاط ضعفِ ساختار را نمایان ساخت؛ همان نقاطی که نظام می‌کوشد پشتِ روایت‌های رسمی و نمایش‌های ساختگی پنهانشان کند. - در قاب برنامه‌هایی چون "دختران فراری پارک ملت"، او نه فقط آسیب‌ها را نشان داد، بلکه علت‌ها را — فقر، سرکوب اجتماعی، تهمت و تحقیر زنان — جلو چشم گذاشت. تصویری که او ثبت کرد، دیگر قابل تبدیل به شعارهای پوشالی نبود: نوجوانان و زنانِ رهاشده، سند زنده ناکارآمدی و خشونت‌زای نظم حکومتی بودند. - فیلم آموزشیِ انتخاباتی که او ساخت، بدل به استندآپ تراژیکِ یک انتخابات نمایشی شد. آموزشی برای مشارکت در نمایشی که نتایجش پیش‌ساخته است؛ خودِ وجودِ چنین آموزشی، اعترافی به پوچیِ مشروعیتِ ادعاشده بود. - پوششِ بحران‌ها — از زلزله بم تا سفرهای خامنه‌ای — ثبتِ ژست‌های نمایشی و فاصله‌گیریِ حکمرانی از مردم را به نمایش گذاشت. صحنه‌ها نشان دادند که اولویت دستگاه، مرمت تصویرِ قدرت است نه نجات جان و کرامتِ مردم. پوریا با همان ابزار و مکانیزم‌های پروپاگاندا، تصویری ساخت که نظام از بیانش وحشت دارد — نه به‌خاطرِ تمجید یا دفاع، بلکه چون این تصاویر حقیقتِ زشتِ نظم را بدون مهیا کردنِ پرده‌های فریبنده نشان می‌دهند. او ناخواسته یا آگاهانه، به راویِ سندِ سقوطِ اخلاقی و سیاسیِ یک ساختار تبدیل شد؛ کسی که با هنر و ثبت واقعیت، چهرهٔ منحوسِ نظام را برای تماشاگرانش عریان کرد.