فریدون حافظی نوازنده و پیشکسوت تار و سه تار شامگاه 16 خرداد در سن 87 سالگی درگذشت.

به گزارش ایسنا، این هنرمند که چندی قبل بر اثر شکستگی استخوان ران در بستر بیماری افتاده بود از دنیا رفت.

این هنرمند در طول فعالیت خود قطعات زیادی ساخت و تا واپسین روزهای زندگی خود به تربیت شاگردانش مشغول بود.

مراسم تشییع پیکر این هنرمند ساعت 9 صبح 20 خرداد از مقابل تالار وحدت انجام می‌شود.

فریدون حافظی در سال 1305 در کرمانشاه به دنیا آمد. پدرش مردی درویش و وارسته بود و دورش را عده‌ای از دوستان هنرمند و اهل شعر گرفته بود.

همیشه در منزل آنها درباره شعر و هنر، بخصوص موسیقی بحث می‌کردند و با تاری که در منزل آنها بود گاهی شور و حالی به مجلس می‌دادند.

52975_371

پس از رفتن دوستان پدر، فریدون، با پنجه‌های کوچک خود شروع به نواختن تار می‌کرد و آنقدر این کار را ادامه داد تا توانست قطعاتی را که از دوستان پدرش شنیده بود، بنوازد.

در سال 1323 فریدون حافظی برای گذراندن کلاس ششم از کرمانشاه به تهران آمد.

یک روز آگهی هنرستان موسیقی ملی توجهش را جلب کرد و برای یادگیری نت و تکمیل هنرش جهت نام نویسی به این هنرستان می‌رود و در آنجا موسی‌خان معروفی استاد بنام تار این هنرستان از او امتحان بعمل آورد. وقتی فریدون شروع به زدن تار می‌کند، موسی معروفی از زدن او بسیار خوشش می‌آید و صورت او را بوسیده و تار مخصوص خود را به او می‌بخشد و گفته است: «بیا جوان از تار من استفاده کن ما دیگر پیر شده‌ایم و حالا دیگر نوبت شما جوان‌هاست».

حافظی این تار را که از بهترین تارهای ایران و از ساخته‌های یحیی خان، استاد و سازنده تار در ایران است نزد خود داشت و با آن می‌نواخت.

او علاوه بر تار به نواختن سه تار هم مهارت کامل دارد او اولین برنامه رادیویی خود را روز شنبه 23 آذر 1323اجرا کرد و پس از آن با ارکستر استاد مهدی خالدی شروع به همکاری نمود و سپس برای شرکت در برنامه گلها دعوت شد.

حافظی به تمام دستگاه‌های موسیقی سنتی ایران علاقه‌مند است ولی در بین آنها شیفته دستگاه همایون است.

او آهنگ‌های بسیاری ساخت که اکثر آنها از جمله قطعات شناخته شده موسیقی ایران به شمار می‌روند.

مقاله قبلیرئیس جمهور آینده…؟! از دید مهدی سنایی
مقاله بعدیخاویر باردم در دو فيلم جنايي جلوي دوربين مي‌رود..
مسعود نوری جاوید
مسعود نوری جاوید، نامی آشنا برای آن دسته از مخاطبان خبر که در میان هیاهوی پروپاگاندای رسمی، به دنبال رگه‌هایی از واقعیت می‌گردند. او از معدود روزنامه‌نگارانی است که کار خود را نه در ستایش قدرت، بلکه در به چالش کشیدن آن تعریف کرده است. کارنامه او، روایتی است از تلاش برای شکستن سکوت و تاباندن نور بر تاریک‌خانه‌هایی که صاحبان قدرت و ثروت، پنهان ماندنشان را حیاتی می‌دانند. افشای فساد سیستماتیک: نوری جاوید با شجاعت به سراغ پرونده‌هایی رفت که خط قرمز بسیاری محسوب می‌شد؛ از اختلاس‌های صورت‌گرفته در نهادهای شبه‌دولتی و بنیادها تا رانت‌خواری‌های گسترده در پروژه‌های عمرانی و واگذاری‌های غیرشفاف. گزارش‌های مستند او، که اغلب با تکیه بر اسناد درزکرده و منابع داخلی تهیه شده، بارها لایه‌هایی از فساد سازمان‌یافته در بدنه حاکمیت را آشکار کرده است. در حالی که رسانه‌های حکومتی مشغول تولید روایت‌های رسمی از "پیشرفت" و "ثبات" هستند، دوربین و قلم مسعود نوری جاوید به سراغ قربانیان واقعی این سیاست‌ها رفته است. گزارش‌های میدانی او از اعتراضات کارگری، تجمعات مال‌باختگان، بحران آب در خوزستان و سیستان، و وضعیت کولبران در کردستان، صدای کسانی شد که دستگاه تبلیغاتی نظام همواره در تلاش برای خاموش کردنشان بوده است. او با فاصله گرفتن از خبرهای رسمی و جهت‌دار، به ثبت و ضبط روایت‌های شهروندانی پرداخت که قربانی سرکوب سیستماتیک شده‌اند. تهیه گزارش از وضعیت خانواده‌های زندانیان سیاسی، فشارهای امنیتی بر فعالان مدنی و دانشجویان، و محدودیت‌های اعمال‌شده بر اقلیت‌های دینی و قومی، بخش مهمی از کارنامه او را تشکیل می‌دهد. این مسیر، اما، بدون هزینه نبوده است. مسعود نوری جاوید بارها طعم تهدید را چشیده است. او نماد روزنامه‌نگاری است که امنیت و آسایش شخصی را فدای رسالت آگاهی‌بخشی کرده است. کارنامه مسعود نوری جاوید، تنها یک رزومه کاری نیست؛ بلکه سندی است از مقاومت روزنامه‌نگاری مستقل در یکی از بسته‌ترین فضاهای رسانه‌ای جهان. او به ما یادآوری می‌کند که حتی در دل تاریکی، همیشه هستند کسانی که با شجاعت، مسئولیت روشنگری را بر دوش می‌کشند و اجازه نمی‌دهند روایت حقیقت، در انحصار ماشین پروپاگاندای حکومتی باقی بماند.