صفحه رسمی اینستاگرام فرامرز اصلانی با اعلام خبر درگذشت فرامرز اصلانی نوشت: «در شامگاه روز اول فروردین ۱۴۰۳، ۲۰ مارس ۲۰۲۴ میلادی، سرطانی جانسوز فرامرز اصلانی، شاعر، خواننده، آهنگساز، روزنامه‌نگار، و یک انسان خوب را، همراه با نسیم نوروزی، با بدرودی همیشگی، با خود برد، در حالی که دستانش در دستان عزیزانش بود.»

فرامرز اصلانی میانه اسفند سال ۱۴۰۲ از ابتلای خود به سرطان خبر داد و گفته بود، تلاش می‌کند ضمن حفظ روحیه به درمان این بیماری بپردازد.

فرامرز اصلانی با ابتکاراتش، سبکی منحصر به فرد از نوازندگی گیتار و خوانندگی را در موسیقی پاپ ایران بنا نهاد. صدای گرم او، ‍چیره‌دستی در نواختن گیتار و تعلق خاطر او به اشعار کهن ایران،‌ آثار ماندگاری از او در موسیقی ایران ثبت کرد.

فرامرز اصلانی تیر ۱۳۳۳ در خیابان پاستور تهران متولد شد و نوجوانی را در محله امیریه گذراند. پدر و مادر او هنرمند بودند و خانه‌شان میزبان بزرگان وقت موسیقی ایران بود؛ از پرویز یاحقی و و غلامحسین بنان تا رحیم معینی کرمانشاهی و علی تجویدی.

اصلانی جوان بعد از دبیرستان به انگلیس رفت و در دانشگاه لندن روزنامه نگاری خواند.

همان زمان نوازندگی گیتار را حرفه‌ای آغاز کرد و گاهی می‌خواند. سال ۱۹۷۲ مدتی به لس آنجلس رفت و چهارسال قبل از انقلاب به ایران بازگشت. هنوز حرفه اصلی‌اش روزنامه نگاری بود و با روزنامه انگلیسی زبان تهران ژورنال وابسته به موسسه اطلاعات کار می‌کرد.

در همان سالهای ابتدایی دهه ۱۳۵۰، او در محافل کوچک و در جمع هنرمندان گاهی آثارش را اجرا می‌کرد و همان زمان بود که خواندن آهوی وحشی به عنوان خواننده و آهنگساز، نام اصلانی را به عنوان یک خواننده جدید و صاحب سبک مطرح کرد. او روی یک مثنوی حافظ با بیت آغازین: «ای آهوی وحشی کجایی/ مرا با توست چندین آشنایی»، آهنگ گذاشت و خواند. آهنگی که به سرعت مشهور شد و جزو پر شنونده‌ها شد.

یکسال بعد، فرامرز اصلانی آلبومی با نام «دلمشغولی» منتشر کرد که آهنگ آهوی وحشی و چند آهنگ دیگر را شامل می‌شد، از جمله آهنگی که بعدها مشهورترین اثر او شد:‌ «اگه یه روز» یا «اگه یه روز بری سفر». اصلانی یک بار در مصاحبه‌ای داستان این آهنگ را گفت. او شرح داد که چند سال قبل از انتشار آلبوم، زمانی که در یک شب بارانی در ترافیک درآمریکا گیر کرده بود، این آهنگ را با تم جدایی و دوری ساخت.

اما دیگر آهنگ‌های آلبوم «دلمشغولی» هم برجسته بودند: «دیوار»، «دل اسیره»، «یارم کو»، «پرستوهای خسته» دیگر آهنگ‌هایی این آلبوم بودند که حتی تا امروز در ذهن مخاطبان ایرانی مانده‌اند.

اصلانی جوان یکسال بعد آلبوم جدیدی با نام «یاد حافظ» را در سبک پاپ با هشت آهنگ عرضه کرد که شعر «یاری اندر کس نمی بینم، یاران را چه شد»‌ مورد توجه قرار گرفت.

فرامرز اصلانی بعد از انقلاب، ایران را ترک کرد. ابتدا به انگلستان رفت و در سال ۱۹۹۷ به شهر لس آنجلس رفت. او در چهل و پنج سال حضورش در خارج از ایران با هنرمندان سرشناسی چون داریوش و بابک امینی همکاری کرد و ده‌ها کنسرت برگزار کرد.

او در خارج از ایران هم چند آلبوم موفق داشت. از جمله «روزهای ترانه و اندوه» که با ۹ ترانه در سال ۱۹۹۹ منتشر شد.

سال ۲۰۰۲ نیز آلبوم « معشوق همینجاست: رومی» را به همراه داریوش و رامش منتشر کرد.

خط سوم در سال ۲۰۱۰ و نیمه‌شب تا بامداد دو آلبوم دیگر اصلانی بودند که در سالهای ۲۰۱۰ و ۲۰۱۷ منتشر کرد.

مقاله قبلییک قدم تا تصویب قانون جدید آفساید
مقاله بعدیحمله اسرائیل به مواضع جمهوری اسلامی در سوریه
مسعود نوری جاوید
مسعود نوری جاوید، نامی آشنا برای آن دسته از مخاطبان خبر که در میان هیاهوی پروپاگاندای رسمی، به دنبال رگه‌هایی از واقعیت می‌گردند. او از معدود روزنامه‌نگارانی است که کار خود را نه در ستایش قدرت، بلکه در به چالش کشیدن آن تعریف کرده است. کارنامه او، روایتی است از تلاش برای شکستن سکوت و تاباندن نور بر تاریک‌خانه‌هایی که صاحبان قدرت و ثروت، پنهان ماندنشان را حیاتی می‌دانند. افشای فساد سیستماتیک: نوری جاوید با شجاعت به سراغ پرونده‌هایی رفت که خط قرمز بسیاری محسوب می‌شد؛ از اختلاس‌های صورت‌گرفته در نهادهای شبه‌دولتی و بنیادها تا رانت‌خواری‌های گسترده در پروژه‌های عمرانی و واگذاری‌های غیرشفاف. گزارش‌های مستند او، که اغلب با تکیه بر اسناد درزکرده و منابع داخلی تهیه شده، بارها لایه‌هایی از فساد سازمان‌یافته در بدنه حاکمیت را آشکار کرده است. در حالی که رسانه‌های حکومتی مشغول تولید روایت‌های رسمی از "پیشرفت" و "ثبات" هستند، دوربین و قلم مسعود نوری جاوید به سراغ قربانیان واقعی این سیاست‌ها رفته است. گزارش‌های میدانی او از اعتراضات کارگری، تجمعات مال‌باختگان، بحران آب در خوزستان و سیستان، و وضعیت کولبران در کردستان، صدای کسانی شد که دستگاه تبلیغاتی نظام همواره در تلاش برای خاموش کردنشان بوده است. او با فاصله گرفتن از خبرهای رسمی و جهت‌دار، به ثبت و ضبط روایت‌های شهروندانی پرداخت که قربانی سرکوب سیستماتیک شده‌اند. تهیه گزارش از وضعیت خانواده‌های زندانیان سیاسی، فشارهای امنیتی بر فعالان مدنی و دانشجویان، و محدودیت‌های اعمال‌شده بر اقلیت‌های دینی و قومی، بخش مهمی از کارنامه او را تشکیل می‌دهد. این مسیر، اما، بدون هزینه نبوده است. مسعود نوری جاوید بارها طعم تهدید را چشیده است. او نماد روزنامه‌نگاری است که امنیت و آسایش شخصی را فدای رسالت آگاهی‌بخشی کرده است. کارنامه مسعود نوری جاوید، تنها یک رزومه کاری نیست؛ بلکه سندی است از مقاومت روزنامه‌نگاری مستقل در یکی از بسته‌ترین فضاهای رسانه‌ای جهان. او به ما یادآوری می‌کند که حتی در دل تاریکی، همیشه هستند کسانی که با شجاعت، مسئولیت روشنگری را بر دوش می‌کشند و اجازه نمی‌دهند روایت حقیقت، در انحصار ماشین پروپاگاندای حکومتی باقی بماند.