صلح طلبی به قیمت قتل عام همگان؟ یعنی بگذاریم تا باز بکشند!

0
103

دکتر کاوه احمدی علی آبادی

عضو هئیت علمی دانشگاه آبردین با رتبه پروفسوری

عضو جامعه شناسان بدون مرز(ssf)

بحران سوریه که به مسأله ای جهانی بدل شد، مجموعه ای از مشکلات از جمله بارزترین و پیچیده ترین مشکلات بشری را در برمی گیرد. رژیم سوریه تنها متهم به استفاده از سلاح شیمیایی علیه مردم اش نیست که تعدادی از کشورها آن را تأیید و تعدادی رد کنند. رژیم اسد از موشک های اسکاد برای حمله به مناطقی از کشورش استفاده کرده، شهرها و روستاها را با هواپیما و توپخانه بمباران کرده، آن هم مناطفی که عمدتاً هیچ مرز مشخصی بین افراد مسلح و غیرنظالمیان وجود نداشت و مهمتر از همه در دورانی که دولت ها با تظاهرات و اعتصابات خیابانی استعفاء می دهند، به قیمت کشتار بیش از صد هزار نفر و حتی به هر قیمتی در قدرت مانده است. تا اینجای ماجرا هیچ اختلافی بین حامیان و مخالفان اسد نیست و همین شواهد گواهی روشن بر این که کشتار چند هزار نفر دیگر از طریق سلاح شیمیایی توسط اسد، چندان چیز عجیبی از طرف او نمی تواند باشد.

اما مسأله جبهه بندی های خارجی نسبت بدان از عللی متفاوت برخوردار است که هم از کنش و واکنش های بازیگران می توان بدان پی برد و هم از سابقه ای که تا پیش از آن دارند. نخست اوباما، که در طول دوران ریاست جمهوری اش ثابت کرده که تمایلی به حل مسائل از طریق جنگ ندارد، مگر آن که ناگزیر بدان شود؛ چنان که جنگ های آغاز شده از طرف دولت های قبلی را تمام کرده یا در حال اتمام شان است و در ماجرای لیبی این ناتو بود که پیشقدم شد و در مورد سوریه نیز تاکنون از خود مقاومت نشان داده و کمک هایش عمدتاً کمک های انسان دوستانه و تجهیزات و مواردی از این قبیل بوده است. حتی در مقابل فشار اسرائیل برای حمله به ایران تا حد بسیار زیادی از خود مقاومت نشان داده است. بنابراین، وقتی او اینک از پاسخ نظامی سخن می گوید، برخلاف بسیاری بدنبال بهانه ای برای حمله نظامی نیست و اگر می خواست چیزی را بهانه قرار دهد، دو سال و اندی رژیم اسد آنقدر جنایت کرده که توسط سازمان های حقوق بشری مستقل و نهادهای وابسته به سازمان ملل گزارش شده که نیازی نبود تاکنون صبر کند.

در نقطه مقابل پوتین قرار دارد که تاکنون توانایی ها و قابلیت های بسیاری از خود برای بازگشت به دوران جنگ سرد نشان داده است و مشکل بزرگتر آن که، جنگ سرد را نیز با یقه گیری جودو عوضی گرفته و در ازای آن حاضر است تا آخر دنیا نیز برود و هیچ اهمیتی نیز برایش ندارد که عده ای تماشاچی و مردم زیر این یقه گیری له شوند! پس از گذاشتن تصاویر مصدومان سلاح های شیمیایی توسط مخالفان در اینترنت، رژیم اسد اظهاراتی را بیان کرد که خود گویای وقایع رخ داده بود. رژیم اعلام نمود که “مسئول” این واقعه تروریست ها هستند. این ادبیات بارها توسط سیاستمدارانی به کار می رود که عملی را انجام می دهند و وقتی مورد انتقاد واقع می شوند، نمی خواهند بگویند که طرف مقابل آن عمل را انجام داده، بلکه تنها مسئول آنان اند. مثل تظاهراتی که در جنبش سبز نسبت به تقلب انتخاباتی رخ داد و رهبران ایران بزدلانه به نیروهای انتظامی و نظامی، دستور برخورد با تظاهر کنندگان بدون سلاح را دادند و همزمان گفتند، که مسئول آن، رهبران نمادین جنبش سبز هستند! جالب آن که، در حالی که رژیم اسد چنین اظهاراتی را عنوان کرده بود، مقامات روسیه و ایران به سرعت اعلام کردند که آن کار تروریست ها و تکفیری هاست! و تنها توضیحی که برایش می توان یافت، آن است که احتمالاً “خوابنما” شده بودند. عملکرد رژیم ایران برای مردم ایران و منطقه در طول این چهار دهه آنقدر نخ نما هست که همان گونه که وقتی چیزی را به هیتلر نسبت می دهید، جای هیچ تعجبی ندارد، رژیم ایران اگر کاری را انجام ندهد، تنها باید به این نتیجه رسید که از عهده اش ساخته نبوده، و گرنه در انجام هیچ جنایتی که به سرعت آن را به گردن دیگران نیز بیاندازد، کوچکترین کوتاهی نمی کرده است. همان استفاده از سلاح های شیمیایی نیز که مدام حکومتی های ایران خود را قربانی نشان می دهند، خالی از لاپوشانی و مظلوم نمایی که کار همیشگی مقامات ایرانی است، نبوده است. درست است که رژیم صدام در استفاده از سلاح شیمیایی پیشقدم بود و چندین بار از این سلاح بر علیه مردم و سربازان ایرانی استفاده کرد، اما در روزهای انتهایی جنگ حداقل در یک مورد در جبهه جنوب، رژیم ایران از سلاح های شیمیایی بر علیه عراقیان بهره برد. وقتی سر و صدای آن بین سربازان ایران پیچید که ایران بر علیه عراق از سلاح شیمیایی استفاده کرده، اعلام کرد که عراقیان از سلاح شیمیایی دوباره استفاده کردند و تنها باد مخالف گازهای شیمیایی را به سمت عراقیان برده است! بسیاری از سربازانی که در آن مناطق خدمت می کردند، به راحتی و به کرات می توانند صحت این مطالب را تأیید کنند. مظلوم نمایی، یکی از اصلی ترین شگردهای شارلاتان هایی است که حکومت را چندین سال در ایران غصب کرده اند و کافی است که به ایشان اطمینان کرده و اختیارات و قدرت بدانان بدهید و آنجاست که چهره حقیقی شان را به شما نشان می دهند و کاری می کنند که هیچ ظالمی در تاریخ نکرده است و به هیچ کس و هیچ چیز نیز رحم نمی کنند.

باری، عده ای دیگر اینک در سراسر دنیا هستند که با جنگ مخالف اند و خود را صلح طلب می دانند. تنها کسانی از آنان صلح طلب اند که وقتی در رسانه ها شنیدند که در سوریه از سلاح شیمیایی بر علیه مردم استفاده شده، همین گونه به خیابان ریخته باشند و بر علیه آن اعتراض کرده باشند، و گرنه تنها طلح طلب نما هستند. در میان این صلح طلب نماها نیز طیف های مختلفی یافت می شوند، از کسانی که اعتقاد دارند که چرا آمریکا باید پول مالیات شان با دخالت در کشوری دیگر هدر دهد!! (یعنی مردم سوریه هر بلایی سر هم و کودکان و غیرنظامیان می آورند بیاورند و به ما چه!) تا کسانی که بی مسئولیتی را با صلح طلبی عوضی گرفته اند، تا باقیماندگان شکست خورده جنگ سرد که به جای پذیرش اشتباهات شان، کینه ورزی و مخالفت با هر اقدام آمریکا و غرب را همچنان کورکورانه ادامه می دهند و همچون حکومت های کمونیستی جنگ سرد، خیلی هم برایشان مهم نیست که سر دیگران چه بیاید.

اما کسانی که به شکلی میدانی در سوریه و درگیری های آن اینک حضور دارند، درک حقیقت خیلی برایشان مشکل نیست. اگر در هر نقطه از دنیا، کسی به زن و بچه شما حمله کند و شما ابتدا با حرف بخواهید او را منصرف سازید، اما او اصرار داشته باشد و پس از کشتن تعدادی از فرزندان تان بخواهد به سمت بقیه نیز برود و شما باز با حرف وی را برحذر دارید، اما ببینید که او به هیچ وجه ول کن نیست، می ایستید و می گویید، نه من چون صلح طلبم، جلوی جانیان را نمی گیرم تا بقیه بچه ها را نیز بکشد یا چون جایزه صلح نوبل گرفتم، نباید اقدامی بکنم!؟ در سوریه زنان و کودکان تظاهر کنندگان در بهار عربی توسط نیروهای امنیتی اسد شکنجه، تجاوز و کشته شدند که باقیمانده های شان مجبور شدند به تدریج به دنبال سلاح بگردند و آنان نیز سلاح بدست بگیرند و پس از آن نیز رزمندگانی از کشورهای دیگر به کمک شان شتافتند که در میان شان تروریست و تکفیری نیز بود و رژیم اسد هر روز نیز از سلاحی جدید بر علیه همه استفاده می کند و برای پیشبرد منطق “خشک و تر با هم می سوزند” نیز همه را تروریست می خواند؛ حالا بگذاریم بقیه را نیز بکشد، چون به پوتین برمی خورد که مقابل آمریکا کم آورده یا چون اوباما جایزه صلح گرفته باید بگذارد تا تعداد بیشتری کشته شوند، در حالی که می تواند مانع از آن شود؟! خود را که نمی خواهیم فریب دهیم! رژیم اسد اگر با حرف و “بای بای” رفته بود که دیگر بیش از دو سال این همه جنگ و خونریزی و ویرانی راه نمی افتاد. رژیم های حامی اسد نیز هیچ یک پرونده درستی ندارند و همه شان یا دیکتاتوری یا نیمه دیکتاتوری هستند و مقامات شان همان گونه به رأی و جان مردم خودشان بی اعتنا هستند که نسبت به سوریان و هر مردم دیگری و تازگی نیز ندارد. آیا سخنان صلح طلبانه چمبرلین در مقابل هیتلر باعث صلح شد یا موجب گردید تا هیتلر جاه طلبی هایش را به اروپا و بخش بزرگی از جهان توسعه دهد که آن گاه برای مهارش نیمی از جهان ویران شود! آیا همان زمان آمریکایی ها و اروپایی های دموکرات و صلح طلب ناگزیر نشدند تا با اسلحه نازی ها را بیرون و ساقط کنند؟ اما همان هیتلر در حالی که سلاح شیمیایی داشت بر علیه دشمن اش استفاده نکرد، اما برادران اسد از آن بر علیه مردم خودشان استفاده کردند. کسانی که امروز از اسد حمایت کردند، فردا از کسانی که عقیده داشتند با هیتلر باید کنار آمد، شرمسارتر خواهند شد و تاریخ از آنان به عنوان شرکای جرم جانیان اسد یاد خواهد کرد که انسانیت و وجدان شان را نادیده گرفتند.